12 سپتامبر
مجموعه داستانها به شیوهی بومرنگ
نویسنده: فرورتیش رضوانیه
ناشر: صفحه سفید / تهران
چاپ اول - 1388
قیمت: 6500 تومان
حمیدرضا خوشکردار:
1. روزنامهی همشهری دو چیز مهم دارد که ما شهرستانیها از آن بیبهرهایم. نخستین و مهمترین آن راهنمای همشهری است که مطلوب خاطر بسیاری جویندگان تهرانی است و دیگری ضمیمههای روزانهی آن. محل کار من در تهران مشترک روزنامهی همشهری است. برای من خود روزنامه که اصولا تشکیل شده از تعدادی اگهی که وسطهایش نوشته پیدا میشود چندان جذابیتی ندارد. برای همین در این روزها فقط یک نگاه سرسری به صفحه آخر روزنامه میاندازم که خبرهای فرهنگی- هنری را مینویسند و بعدش هم یک نگاهی به ضمیمه میاندازم که ببینم فرورتیش رضوانیه چیزی نوشته یا نه... همین!
2. رضوانیه کارش را از گلآقا شروع کرد. سن و سالی هم ندارد و جزء نسل یکی به آخر طنزنویسان تربیت شده در مکتب گلآقاست. وقتی هم که مجلات گلآقا زنده بودند بیشتر در بچهها گلآقا مینوشت و در ژانر فانتزی. بعدا هم به شرق امد و در این روزنامه ستونی به نام بومرنگ راه انداخت. (توضیح: از حافظه مینویسم. گیر ندهید) بعد از وفات شرق هم به همشهری آمد و داستانهای بومرنگی خود را در همشهری مسافر و همشهری زندگی ادامه داد. شیوهی نگارش این داستانها با داستانهای شرق هم طبیعتا تفاوت میکرد و بیشتر حول و حوش مسائل شهری بود، اگرچه سری هم به سایر مسائل زندگی ایرانی زده و میزند.
3. گویا رضوانیه قبلا هم کتابی به نام بومرنگ منتشر کرده که من خبر نداشتهام. سبک بومرنگی عین بومرنگ است بلانسبت؛ میاندازی، میرود، میرود، برمیگردد شلپی میخورد توی مغز آدم. در این داستانها هم باید خودت را جای شخص اول داستان بگذاری. یکسری حوادث فاجعه بار برایت پیش بیاید تا قدر زندگی موجود خودت را بدانی. داستانهاي اين مجموعه اگرچه طنزآميزند ولي از نظر روند حوادث در ژانر فاجعه قرار ميگيرند. جذابيت اصلي آنها هم همين است. در واقع روند دومينوگونه و نفسگير اين حوادث (اين داستانها در مجموع هركدام سه - چهار صفحه بيشتر نيستند.) باعث ميشود كه اين داستانها حالت تكراري به خود نگيرند و بتوان اين سبك را ادامه و گسترش داد.
4. در این کتاب، روایت به روزی از زندگی روزمره در شهر تهران میبینیم. رضوانیه ابایی از نام بردن ندارد، چه سانتافه و ماکسیما باشد، چه اشکال در ایمنی پراید، چه کامران نجف زاده و چه مترو مفتح؛ میتوان فضا را بخوبی و با جزئات آن لمس کرد و این امر البته اجتناب ناپذیر است: رضوانیه برای روزنامهای مینویسد که متعلق به شهرداری تهران است و مهمترین دغدغهاش مسائل شهری است.
5. نمیتوانم یادآوری نکنم که رضوانیه یک طنزنویس عملگراست و تاحالا چندباری (بلاتشبیه مثل مرحوم اورسن ولز) شر راه انداخته: شوخی سیزده کج شدن برج میلاد، فروش واحدهای برج میلاد به قیمتهای نجومی، سمند طلا و...
6. مهمترین نکته اینکه علی رغم اموزنده بودن 12 سپتامبر، قیمتاش بسیار بالا و درحد نامردی است (25/3 راننده تاکسی میشود با این پول خرید) ولی خواندناش در این وانفسا غنیمت است. برای فرورتیش آرزوی موفقیت دارم.


