itanz.net


یک آینه دوهزار تومانی

کتاب | ۱۱ آذر ۱۳۸۸

راننده تاکسی
نوشته‌ی محمود فرجامی
نشر نی
تهران- پاییز88

حمیدرضا خوش‌کردار: 1. در اهمیت این کتاب همین بس که دکتر حمیدرضا خوش‌کردار دستیار تخصصی جراحی دامپزشکی در مورد آن گفته است: «هر کس این کتاب (راننده تاکسی) را نخرد، از ما نیست.»

2. گذشته ازشوخی و رفاقت، راننده تاکسی کتاب خواندنی و جذابی است. من اصولا درمورد نقد کتاب تعارف ندارم و اگر کتابی را فاقد ارزش خواندن یا فیلمی را فاقد ارزش دیدن بدانم هرگز دراین ستون آن را معرفی نخواهم کرد حتی اگر نویسنده‌ی آن دوست صمیمی من و باعث و بانی این حلقه باشد. اصولا تاکسی محمل خوبی برای برش‌های کوتاه از زندگی است و می‌تواند جایگاه بسیاری از اتفاقات کوتاه و برش‌هایی مختصر از زندگی ما باشد. در سرزمین ما هم تاکسی‌ها خصوصیتی دارند که شاید در کمتر کشوری پیداشود: مردم در گروه‌های سه- چهار نفره دورهم جمع می‌شوند، گعده‌ای کوتاه مدت تشکیل می‌دهند و به محض رسیدن هر کس به مقصد، بحث درزگرفته یا عوض می‌شود، یا یک پای آن حذف شده وبه شکل دیگری ادامه پیدا می‌کند. جالب اینکه بسیاری هم راننده را اصولا درنظر نمی‌گیرند* و حرف‌های خصوصی خود را که شاید در حضور هیچ شخص ثالثی بر زبان نمی‌آورند، در حضور راننده‌ی بیچاره می‌گویند. ازاین لحاظ بسیاری کارهای خوب با محوریت تاکسی ساخته یا نوشته شده اما کمترکاری با این حجم (یک کتاب کامل) بیرون آمده. تنها کارهای مشابه یکی تاکسی نوشت‌های ناصر غیاثی است که در فضای خارج از ایران و در دنیای دیگری خلق شده و دیگری سریال آژانس دوستی است که آن هم درفضای یک نفره‌ی آژانس بوده و خبری از تضارب آرای غریبه‌گان نیست.

3. محمود فرجامی در این کتاب دغدغه‌های همیشگی خود را هم منتقل کرده، حقوق بشر به معنای واقعی و نه ‌فرمالیته‌ی آن. او از طرح امنیت اجتماعی و بی حرمتی به متهمان انتقاد و بخوبی بازتاب برخوردهای همین مردم نازنین را با چنین دیدگاهی بیان کرده، خودبزرگ بینی ایرانی ما را به چالش کشیده، بسیاری تفکرات صد تا یک قازملی ما را محکوم کرده، بی حرمتی به اهل فرهنگ را نشان داده و....طوری که اگر من این کتاب را بی‌نام نویسنده هم می‌خواندم تا حد زیادی می‌دانستم که نویسنده‌ی این کتاب محمود فرجامی‌ است.

4. سبک فرجامی در این کتاب شاید یک جورهایی جلال احمدوار نوشتن است (من اندیشه‌ي جلال رادوست ندارم اما سبک نوشتن‌اش را دوست دارم، این توهین نیست.) ازبسیاری جزئیات می‌گذرد و یک راست می‌رود سراصل مطلب. شاید اگر خود من می‌نوشتم خیلی جزئیات را وارد داستان می‌کردم (مثل موسیقی، سیگار مصرفی و...). این سبک خوبی‌‌اش پرهیز از اطناب و خسته کردن خواننده است وایرادش شاید دشوار کردن فضاسازی در ذهن مخاطب. بعضی چیزها را هم می‌توان برای کتاب راننده تاکسی 2 کنار گذاشت، مثل مشکلات مربوط به خودروهای دوگانه سوز (مدینه گفتی و کردی کبابم!). به هر حال کتاب خواندنی از آب درآمده و فرجامی به هدف خود رسیده است. هدف او انتقاد از ما مردم نازنین و بسیاری اخلاقیات ما بود: هر کدام از ما شاید به این کتاب بخندیم اما این کتاب آینه ایست در برابر ما، بد نیست خودمان را در این آینه‌ی دو هزار تومانی نگاه کنیم.

5. نمی توانم از این کتاب بنویسم و نگویم که داستانی‌که محمود به منوچهر احترامی بزرگ تقدیم کرده بود، اشکم را درآورد. من بودم اسم این داستان رامی‌گذاشتم "از رنجی که می‌بریم". تابلو است که این داستان روایتی است ازحکایتی واقعی که شاید روزی این رند پیر روزگار ما برای دوست جوان‌اش تعریف کرده. بارها نوشته‌های احترامی اشکم را درآورده مثل چند حکایتی که از مجموعه‌ی جامع الحکایات مرحوم ابوی درگل‌آقا چاپ کرده بود یا مرثیه‌ای که برای دوست از دست رفته اش محمدعلی گویا نوشته بود. این داستان مرا به دو دیدار کوتاهم با پیرمرد برد، هیهات که بسیار زودرفت پیرمرد...

6. نام طراح جلد کتاب در شناسنامه‌ی کتاب نوشته نشده اما احتمال می‌دهم کارفرشاد فزونی باشد یا به همان سبک. ولی حسابی به دل‌ام نشست و خیلی گویا بود. امیدوارم بازهم کتاب‌های دیگری از محمود فرجامی چاپ شود وباز هم خواننده اش باشم.

-------------------------------
* آرت بوخوالد طنزنویس بزرگ امریکایی در خاطراتش روایت می‌کند ازاینکه شبی در نقش گارسن رستوران فرو می‌رود و جالب اینکه انگار هیچ کس گارسن را نمی‌بیند و همه در حضور گارسن حرف های خصوصی خودشان را می‌زنند انگار نه انگار که گارسن وجود خارجی دارد.

نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/suggest/2009/12/post_28.php