حمیدرضا خوشکردار
نگاهی به فیلم «ای برادر تو کجایی؟»
کارگردان وتهیه کننده: برادران کوئن
بازیگران: جرج کلونی، جان تورتورو،تیم بلیک نلسون، جان گودمن و...
اورت، پیت و دلمار سه زندانی محکوم به اعمال شاقهاند که در پی وعدهی اورت (جرج کلونی) بدنبال یافتن گنج فرار میکنند. در راه به سیاهپوستی کور برمیخورند که به آنها وعدهی خوشبختی در پی سرگردانی و راهی پر پیچ و خم میدهد؛ در حالی که کلانتر با سگاش به دنبال آنهاست، به خانهی پسرعموی پیت پناه میبرند. اما پسر عمو آنها را لو میدهد. از آنجا فرار میکنند و اتومبیل پسرعموی پیت را میدزدند.
در راه با گیتاریست سیاهپوستی به نام تامی برخورد میکنند که روحش را به شیطان فروخته و در عوض در یک شب گیتار آموخته، با تامی به یک ایستگاه رادیویی میروند و در آنجا به نام گروه «پسرهای زیرخیس» ترانهای را ضبط میکنند. با سارق مسلحی به نام جرج نلسون برخورد میکنند که رکورددار سرقت از بانک است و از گاوها نفرت دارد و کلی پول به آنها میدهد. آنها پس از جدایی از جرج نلسون توسط سه زن آوازهخوان اغفال میشوند و مرد یک چشمی به نام «بیگ دن» آنها را گول میزند و پولهایشان را میدزدد. سرانجام به شهر اورت میرسند و متوجه میشوند که اورت میخواسته در روز موعود به شهرش بیاید و جلوی ازدواج مجدد همسرش را - که از او جدا شده بود- را بگیرد. اورت شش دختر دارد که مادرشان به انها گفته بود پدرشان زیر قطار رفته. از سوی دیگر ترانهی «پسرهای زیرخیس» حسابی گرفته و همه به دنبال آنها میگردند. در ایالت هم بر سر فرمانداری ایالت بین فرماندار قدیمی و نامزد جدیدی که وعدههای جذابی میدهد رقابت شدیدی جریان دارد... .
تمامی کسانی که جریانات سینمای جهان را دنبال میکنند با نام «برادران کوئن» آشنا هستند. این دو برادر، در طول این سالها فیلمهایشان همیشه مورد تحسین بوده چه زمانی که جناییهایی مانند فارگو و جایی برای پیرمردها نیست را ساخته اند و چه زمانی که کمدیهای نابی مانند لبوفسکی بزرگ، قاتلین پیرزن یا ای برادر... را ساختهاند.
«ای برادر تو کجایی؟» یکی از تحسینآمیزترین ساختههای این دو برادر است که کاندیدای اسکار بوده و 29 جایزهی معتبر بینالمللی برده است. فیلم در ایالت میسیسیپی و در فضایی سوررئال جریان دارد. در عنوانبندی فیلم میخوانیم که اقتباسی است از «اودیسه» اثر جاودانهی هومر.
خود من بار اول که فیلم را میدیدم فکر کردم با یک چاخان طرفم. ولی بعد از دیدن فیلم متوجه شدم که اودیسه اقتباسی از این فیلم است! داستان این فیلم هم روایتی است از سفر اودیسهوار اورت و یارانش به قصد رسیدن به خانوادهاش با همان آوارگیها و نوستالژی... اما اورت شخصیتی خلاف اودیسه دارد. از روغن مویش نمیگذرد و در تمام طول فیلم به فکر خراب نشدن مدل زلفین خویش است و شاهکار وجودی او بیایمانی و لاادریگری اوست: دوستانش را که به گروه کلیسایی میپیوندند و غسل میکنند مسخره میکند. آخر فیلم هم که به درگاه خدا روی میآورد پس از حل مشکل زیر قضیه میزند...
نقطهی ضعف من فیلمهایی است که فضایی سوررئال دارند و در شرایطی غیر منطقی میگذرند. از سگ آندلسی (اولین ساختهی لوئیس بونوئل با فیلمنامهی(!) سالوادور دالی) تا فیلمهای برادران مارکس (هیچ میدانید سالوادور دالی و سایر سوررئالیستها عاشقانه این بزرگواران را میستودند و حتی دالی تابلویی از هارپو مارکس کشیده و به او اهدا کرده بود؟)
این فیلم هم از این نظر در این دسته قرار میگیرد. اتفاقاتی باور نکردنی میافتد، در تمام فیلم فضایی شاد و شنگول و ... خلانه وجود دارد و موسیقی کانتری در تمام فیلم جریان دارد. شما را بیهیچ حرف دیگری به دیدن این شاهکار سینمایی دعوت میکنم.
راستی، بازی جرج کلونی به عنوان یکی از آخرین و بزرگترین بازیگران کلاسیک سینما در این فیلم هم فوقالعاده است.


