آی طنز > پيشنهاد > کتاب > قدر یک لبخند

قدر یک لبخند

کتاب | ۹ مهر ۱۳۸۸

قدر یک لبخند (با عنوان فرعی طنز امروز شوروی) مجموعه‌ی طنز از طنزنویسان مجله‌ی کروکودیل ترجمه‌ی منوچهر محجوبی تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ اول 1348، چاپ دوم 1378


حمیدرضا خوش‌کردار:
1. روايت مي‌كنند دردوران جنگ سرد سه جراح در مورد جراحي‌هاي سختي كه انجام داده بودند صحبت مي‌كردند. جراح امريكايي گفت كه چندي پيش يك پيوند قلب بسيار مشكل را با موفقيت به انجام رسانده است. جراح انگليسي گفت كه چندي پيش شكستگي 3 مهره گردن بیماری را بخوبی درمان کرده و جراح اهل شوروی گفت که چندی پیش لوزتین یک دانشجو را جراحی کرده. دو جراح امریکایی و انگلیسی او را مورد استهزا قرار دادند که این جراحی روتینی است که در مملکت ما دستیاران و پزشکان عمومی انجام می‌دهند. پزشک روسی گفت: "درست است، اما من این جراحی را با دهان بسته انجام می‌دهم."

2. برای ما که در مملکتی با آزادی تقریبا مطلق زندگی می‌کنیم و براحتی و بی هیچ دردسری طنز می‌نویسیم و انتقاد می‌کنیم، درک اینکه چگونه در سیستمی کاملا بسته همچون اتحاد جماهیر شوروی بشود در یک مجله‌ی طنز دولتی طنز نوشت و از کوچک‌ترین روزنه‌های موجود خنده ساخت و نیش زد، بسیار مشکل و ـ همان تقریبا- غیرممکن است. علی الخصوص اینکه ما صرفا یک مجله‌ی سراسری طنز داریم که آن هم با هزار بدبختی منتشر می‌شود. مجموعه‌ی "قدر یک لبخند" مجموعه‌ مطالب کوتاه طنز- عمدتا داستان- از طنزنویسان دهه‌های 1950 -1960 شوروی از دو نسل پیر و جوان(آن موقع) است که در مجله کروکودیل (مهم‌ترین و قدیمی ترین مجله طنز روسیه که اگر اشتباه نکنم هنوز هم منتشر می‌شود) می‌نوشتند که توسط نائوم لابکوفسکی- از نویسندگان کروکودیل- تالیف شده و انتخاب داستان ها هم به عهده‌ی نویسندگان بوده است. هر نویسنده هم یک اتوبیوگرافی کوتاه برای خودش نوشته است.

3. این کتاب در سال 1348 برای اولین بار در انتشارات امیرکبیر در قطع جیبی منتشر شده و در سال 1378 حروفچینی مجدد شده و دوباره چاپ شده. ترجمه‌ی کتاب هم از مرحوم منوچهر محجوبی است که یکی از زبردست ترین مترجمان آثار طنز به فارسی بود و این کتاب را هم از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده و خود "مقدمه‌ای فاضلانه" بر آن نوشته است. او در این مقدمه سیر کوتاه و جمع و جوری در ادبیات ملت طنزپرداز روس می‌کند و اطلاعات مناسبی به خواننده می‌دهد.

4. خواندن این کتاب و چنین کتاب‌هایی نکات جالبی را به طنزپردازان و طنزدوستان ایرانی می‌رساند: یکی طنز درآوردن از هرچیزی هر چند کوچک و به نظر پیش پا افتاده؛ اینکه لازم نیست همه‌مان با هم به یک سوژه حمله ور شویم، درب و داغان‌اش کنیم و آنقدر بنویسیم تا به ابتذال‌اش بکشیم و دوم شیوه‌ی تداوم طنزپردازی در چندین و چند نسل و سوم همان نام کتاب: قدر یک لبخند و...

5. به نظرم جای ادامه‌ای بر این‌چنین کتاب‌هایی خیلی خالی است. ماهنامه‌ی گل آقا (خدابیامرز) یک مدت داستان‌های طنز روسی را با ترجمه‌ی آبتین گلکار منتشر می‌کرد و ای‌کاش که همان‌ها بیشتر شده و یک یا چند مجلد به بازار عرضه می‌شد، اما...

6. نمي‌دانم چرا هر وقت کتابی از انتشارات امیرکبیر می‌بینم دلم می‌گیرد، به خاطر زحماتی که بزرگمردی مثل عبدالرحیم جعفری کشید و بزرگترین موسسه انتشاراتی ایران را پایه‌گذاری کرد و بعدا حاصل عمرش را یک شبه به یغما بردند و در طول این سه دهه تقریبا هیچ کتاب بدردخوری هم منتشر نکرده‌اند و هرچه هست تجدید چاپ تعدادی از همان قدیمی‌هاست با توزیعی نامناسب و مظلوم‌تر از همه‌ی اینها سری کتاب‌های جیبی امیرکبیر است که مرحوم جعفری برای گسترش فرهنگ کتابخوانی در جامعه با قیمت ارزان آنها را چاپ می‌کرد. اگر این پست ترغیب‌تان کرد و برای خرید این کتاب راهی کتابفروشی شدید (کتابفروشی امیرکبیر جلوی در اصلی دانشگاه تهران این سری را موجود دارد،بقیه را نمی‌دانم.) نیم‌نگاهی هم به سایر کتاب‌‌های این مجموعه بیندازید. پشیمان نمی‌شوید!

برچسب ها: قدر یک لبخند
لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین