حمیدرضا خوشکردار
قصههای بابام
ارسکین کالدول
ترجمهی احمد شاملو
انتشار بصورت کتاب مستقل و نیز در مجموعهی آثار احمد شاملو، جلد سوم، انتشارات نگاه
1. اهمیت ترجمههای احمد شاملو در شناخت شاملو از زبان فارسی است. بسیاری از این ترجمهها بازترجمهاند و نه ترجمه و بسیاری دیگر ترجمهی مشترکاند. اما در هر حال شاملو سبک و سیاق خود را در این ترجمهها گذاشته و آنها را بخوبی به فارسی برگردانده. معمولا هم ترجمههای شاملو ترجمههای آزادند که اتفاقا در مورد داستانهای طنز و شعر - البته به نظر من- بخوبی جوابگوست.
2. سابقهی ارادت من به این کتاب به دوران کودکیام بازمی گردد. آن موقع هنوز خواندن و نوشتن نمیدانستم و نقاشیهای کاریکاتورگونهی کتاب را دوست میداشتم. نسخهای که ما داشتیم چاپ انتشارات تندر بود (بعدا کتابهای تندر را انتشارات نگاه بازنشر کرد.) با جلدی سیاهرنگ و لوگویی که نشانگر کتابهای آن انتشاراتی بود. بعدا هم یکی از اولین کتابهای بزرگی که بدست گرفتم همین کتاب بود و تا حالا هم بارها آن را خوانده و البته به دوستان توصیه و گهکاه هدیه کردهام(آن نسخهی باستانی را هم بر سر همین توصیهها گذاشتم). به هر حال خوشبختانه ترجمهی داستانهای کوتاه احمد شاملو در یک مجلد منتشر شده و جالب این که اغلب آنها بار طنز دارند و آنها هم که ندارند از طنز قلم شاعر بزرگ روزگار ما طنزآلود شدهاند.
3. این کتاب ترجمهای است از کتاب پسر جورجیایی که در سال 1943 بدست ارسکین کالدول نویسندهی امریکایی(1987-1903) نوشته شده است. از کالدول در ایران رمان جادهی تنباکو هم به خاطر فیلمی که از روی آن ساخته شد کم و بیش شناخته شده است. داستان ما در ایالت جورجیا در جنوب امریکا میگذرد و هرم و خشکی رخوت آورهوای جنوباز سطر سطر آن میبارد. راوی حکایت، پسری دوازده سیزده ساله به نام ویلیام استروپ و قهرمان(!) داستان هم پدر او موریس استروپ است. دو شخصیت اصلی دیگر این مجموعه هم مارتا همسر موریس و مادر ویلیام و کاکا هنسم کاکاسیاه آنهاست. موریس استروپ مردی تنبل و خوشگذران است که گهگاه فکرهای بزرگی برای پولدار شدن به کله اش میزند و لازم به ذکر نیست که به چه نتایجی میانجامد. وظیفهی جمع و جور کردن این زندگی هم با مارتای بیچاره است که باید صبح تا شب خیاطی کند و رخت مردم را بشوید تا خرج این زندگی درآید و طبیعتا موریس استروپ هم مثل سگ ازش میترسد.کاکا هم اگرچه اصولا کاکای از زیر کار در رو وتنبلی است و همیشهی خدا در حال تمارض ونک و نال است، اما از یازده سالگی که در خدمت خانوادهی استروپ بوده مورد سوء استفادهی آق موریس قرار گرفته و باید همیشه به دنبال اوامر آقا باشد و البته رابطهی بسیار صمیمانهای هم با ویلیام دارد.
4. ماجراهای کتاب بسیار ساده و در عین حال جذابند و خواندن خرابکاریهای موریس استروپ، حرص خوردنهای مارتا، آب زیرکاهیهای هنسم فوق العاده از آب درآمدهاند. موریس معمولا یا سر و گوشش میجنبد و آمارش به مارتا میرسد یا بدنبال یک بیزینس نان و آبدار بدتر به افلاس میافتد. زبان ترجمهی دیالوگها در کتاب گفتاری و به نوع خاصی یادآور زبان کابویهای فیلمهای وسترن اما پیراستهتر و پر از اصطلاحات و امثال کوچه و بازار خودمان است.(از نویسندهی کتاب کوچه انتظار دیگری دارید؟) این مجموعه داستان هم جزء کتابهایی است که میتوان بارها خواند و بارها خندید. اگرهم آن کتاب بزرگه را گرفتید نور علی نور. با یک تیر چند نشان زدهاید. اگرهم هنوز به قضیه مشکوکید، میتوانید چندنمونه از ترجمههای شاملو را از سایت رسمی Shamlou.org بخوانید.