آی طنز > پيشنهاد > کتاب > نياكان كالوينو

نياكان كالوينو

کتاب | ۱۷ شهریور ۱۳۸۸

ایتالو کالوینو نویسنده‌ی بزرگ ایتالیایی، سه‌گانه‌ای دارد با عنوان مشترک نیاکان ما: بارون درخت‌نشین، شوالیه‌ی ناموجود و ویکنت دونیم شده.
وی در این سه جلد کتاب با زبان روایی خاص خود که ملهم از ادبیات حماسی قرون وسطاست و طنز خاص خود سه داستان را از دوران‌ مهم اروپا روایت می‌کند. «بارون درخت‌نشین» در زمان انقلاب کبیر فرانسه می‌گذرد، «شوالیه‌ی ناموجود» در زمان جنگ‌های صلیبی و «ویکنت دو نیم شده» در زمان جنگ با ترکان عثمانی. او در این سه جلد کتاب این سه دوران با عظمت را با همه‌ی جنگ‌های در ظاهر پرسروصدا ولی در باطن ابلهانه به ریشخند می‌گیرد. در مورد زندگی کالوینو و بارون درخت‌نشین که مشهورترین و مهم‌‌ترین این سه گانه است می‌تواند اینجا را بخوانید: باشیم و نباشیم

داستان شوالیه‌ی ناموجود از اردوگاه شارلمانی، پادشاه بزرگ تاریخ جنگ‌های صلیبی آغاز می‌شود. او در حال سان دیدن از شوالیه‌ها و نیروهای تحت امرشان است و پس از پرسیدن نام هر کدام از آنها، می‌خواهد نقاب کلاه‌خود خود را بالا بزنند، تا چهره‌شان را ببیند؛ مبادا کس دیگر را با زره خویش به میدان نبرد فرستاده باشند. اما وقتی به قهرمان داستان ما "آژیلوف ادم برتراندینه، از خانواده‌های گیل دی ورن و دو كارپانترا و سیرا، شوالیه دوسلنپی سی ته ری یور و دوفز" می‌رسد می‌بیند که در پس زره سفید، براق و سالم او "هیچ چیز" وجود ندارد. او شوالیه‌ای است که وجود ندارد و جز با نیروی اراده‌اش نمی‌جنگد. این شوالیه‌ی ناموجود برعکس بقیه‌ی شوالیه‌ها و نیروهای شارلمانی است: مبادی تمامی آداب شوالیه‌گری است که در دوران جنگ‌های طاقت فرسای صلیبی به فراموشی سپرده شده اند، نمی‌خوابد و تمام مدتی را که دیگر شوالیه‌ها در خواب هستند و هیچ چیز از ظاهر مغرور و پرابهت‌شان باقی نمانده است، به سرکشی و نگهبانی از اردوی صلیبیان می‌گذراند. بر سر میز غذا هم برعکس دیگر قهرمانان که همچون درندگان به غذاها حمله می‌برند، اگرچه بدلیل وجود نداشتن توان غذا خوردن را ندارد، اما به سنت اصیل زادگی خویش عمل می‌کند و بشقاب‌ها و کارد و چنگال‌های متعدد می‌طلبد، غذا را با ظرافت تمام می‌برد، سس می‌زند و کنار می‌گذارد... در پیشامدی به دستور شارلمانی – به قصد تفریح- فردی شلخته که در تمام منطقه‌ی جنگی به هزاران نام صدایش می‌کنند – و در کتاب به نام گوردولو خوانده می‌شود- به مصدری او گمارده می‌شود. اما دست تقدیر او را به آوردگاه اثبات شرافت و شوالیه‌گری اش می‌کشاند. او به خاطر حفظ عصمت شاهزاده‌ای شوالیه شده اما یکی از رزم‌آوران مدعی است که این شاهزاده‌ی پاکدامن مادر اوست و آژیلوف باید اثبات کند که چنین نیست.
داستان به قلم خواهر تئودرا-راهبه‌ای که در صومعه معتکف است - نگاشته می‌شود و پس از سفر آژیلوف برای اثبات شرافت‌اش داستان در سه جهت موازی پیش می‌رود. کالوینو از هیچ کدام از افتخارات قرون وسطی نمی‌گذرد و حتی شوالیه‌های جام مقدس – همان‌ها که در رمز داوینچی بودند- را مشمول الطاف قلم خویش قرار می‌دهد.

در کتاب ویکنت دو نیم شده، ویکنت مداردو برای جهاد با ترک‌ها راهی میدان نبرد می شود اما در آنجا جلوی توپ قرار می‌گیرد شده و بدنش دو نیمه می شود. هر نیمه به یک طرف میدان جنگ می‌افتد و توسط گروهی درمان می‌شود. یک نیمه تمام خیر و یک نیمه تمام شر. نیمه‌ی شر که اول به وطن می‌رسد شروع به ظلم و ستم و آزار مردم می‌کند و نیمه‌ی خیر هم پارسا وار* به دنبال خوبی کردن به مردم است. هر دو نیمه، جای خالی آن طرف دیگر را با شنل می‌پوشانند. یک طرف گند می‌زند و طرف مقابل سعی در درست کردن آنها با مهربانی دارد و نهایتا... این یکی هم گند می‌زند. هر اندازه که ستم‌های یکی مضر است خوبی‌های دیگری هم نتیجه‌ی منفی به بار می‌آورد. این قضایا ادامه دارد تا اینکه دو نیمه در یک قضیه عشقی به روی هم شمشیر می‌کشند...

بارون درخت نشین ترجمه‌ی «مهدی سحابی» است و انتشارات نگاه آن را منتشر کرده است.(توصیه: اگر گیر آوردید درنگ نکنید و بخرید. این کتاب در نایاب شدن و تجدید چاپ نشدن بسیار بدسابقه است.) دو کتاب دیگر را هم پرویز شهدی ترجمه و نشر چشمه منتشر کرده است. هر سه کتاب هم ترجمه‌های خوب و روانی دارند.

* توضیح اینکه در استفاده از این صفت مفهوم نیچه‌ای واژه‌ی پارسا را در نظر دارم. دوستی داشتیم که هر مقاله‌ای حتی در زمینه‌ی فیزیک کوانتوم می‌نوشت، یکی از مآخذش مجموعه آثار نیچه بود.