itanz.net


اين هم كار انگليسي‌ها بود

کتاب | ۲۵ مرداد ۱۳۸۸

حمیدرضا خوش‌کردار: به قول مربي برنده‌ي كاپ اخلاق لیگ (!)، مایلی کهن عزیز: ما که ماهواره نداریم که ببینیم، اما شبکه‌ی بی بی سی در همان روزهای اول شروع به کارش به سراغ پیرمرد سبیلوی خوش مشربی رفت به نام "ایرج پزشکزاد" که برترین رمان طنز تاریخ این سرزمین را نوشته بود و از او درباره‌ی توهم توطئه‌ی انگلیسی‌ها سوال کرد. پزشکزاد گفت که این رمان را در هجو این توهم نوشته و جالب اینکه عده‌ی فراوانی معتقدند پزشکزاد این رمان را نوشته تا بگوید: "کار،کار انگلیسی‌هاست."

کتابخانه‌ی مرکزی ما در دانشگاه ـ که نمی‌گویم دانشگاه ارومیه بود تا دانشجویان نروند از این کتابهای منحرف بخوانند- دو نسخه از کتاب "دایی جان ناپلئون" را داشت ـ حالا چه طور این کتاب باقی مانده بود نمی‌دانم ـ و باید برای امانت گرفتن و خواندن این کتاب نوبت می‌گرفتیم. بگذریم از اینکه چقدر خندیدم و لذت بردم از خواندن این کتاب و شاید این کتاب حجیم را ده- دوازده باری خوانده باشم، و بگذریم از اینکه این کتاب را تمام هم اتاقی‌ها به نوبت خواندند؛ یک شب خوابیده بودیم که راس ساعت سه نصف شب صدای وحشتناکی همه‌ی ما را از خواب پراند، نگو که این صدای خنده‌ی یکی از هم اتاقی‌ها بود که خواندن این کتاب شریف را در زیر نور ضعیف یک چراغ کوچک شروع کرده بود. بسیار خنده دار بودن فقط دلیل کوچکی از دلایلی‌ست که باید این کتاب را خواند.

داستان در یک خانواده‌ی اشرافی در حوالی سال 1320 در تهران می‌گذرد. راوی داستان پسر نوجوانی ‌است که راس ساعت 3:15 بعد از ظهر یک روز گرم متوجه می‌شود که عاشق دختردایی اش لیلی است. لیلی که دختر دایی‌جان – بزرگ خانواده- است که دشمن خونی انگلیسی‌هاست و عاشق و شیفته‌ی ناپلئون بناپارت و خود را ناپلئون و همچون او دشمن درجه یک انگلیسی‌ها می‌بیند و به همين خاطر دایی جان ناپلئون خوانده می‌شود. همه‌ی‌ این خانواده در ساختمان‌هایی کنار هم در باغی بزرگ زندگی می‌کنند که تحت فرمان دایی جان ناپلئون است و البته آقاجان هم با دایی جان کینه دارد. داستان ما شخصیت های مهم دیگری نیز دارد: مشقاسم نوکر دایی‌جان که اهل غیاث‌آباد قم است و مثل همه‌ی غیاث‌آبادی‌ها با غیرت و ناموس پرست و مثل دایی جان دشمن خونی انگلیسی‌هاست و قبل از هر حرفی می‌گوید «بابام جان دروغ چرا؟ تا قبر آآآآ» و چهار انگشت‌اش را نشان می‌دهد یعنی تا قبر چهار انگشت بیشتر راه نیست، اسدا... میرزا که کارمند وزارت خارجه است و شخصیتی دون ژوان گونه و بسیار نانجیب دارد. دوستعلی خان که در گند بالا آوردن دست کمی از اسدا... ندارد و همسرش عزیزالسلطنه که پیرزنی سلیطه است . دختری شیرین عقل و چاق به نام قمر از همسر اول‌اش دارد. دایی جان سرهنگ که در واقع سرگرد ارتش است و پسری به نام پوری دارد که بتازگی لیسانس گرفته و به سربازی رفته و قرار است عقد آسمانی‌اش با لیلی را زمینی کنند و این بزرگ‌ترین تهدید برای عاشق نوجوان ماست، فرخ لقا خانم زن همیشه سیاه پوش فضول معرکه، نایب تیمورخان مفتش مشهور نظمیه و آسپیران غیاث‌ابادی مفنگی، سردار مهارت خان هندی که دایی جان بدلیل هندی بودن و همسر انگلیسی داشتن به او مشکوک است و صد البته اسدا... میرزا بفوریت هر چه تمام تر لیدی مهارت را تور می‌کند، شیر علی قصاب محل که بیش از دو متر قد دارد و همه از او می‌ترسند و جالب این که همسر جوان و خوشگلش تقریبا با تمام مردان داستان روی هم ریخته است و...

«دایی جان ناپلئون» طنزی چندلایه دارد، او بسیاری رفتارهای کژ و کوژ را به سخره می‌گیرد: توهم توطئه‌ی ملی ما، اشرافیت فاسد پوسیده‌ی رو به زوال، خرافات و اعتقادات عجیب و غریب ما، لاف‌ها و خود بزرگ بینی‌های ما، لات محل بودن و از درون خانه‌ی خود خبر نداشتن و... را در آینه‌ي شخصیت‌های کتاب‌اش می‌نهد و هرگز لحظه‌ای رسالت اصلی را فراموش نمی‌کند: خنداندن!

ايرج پزشكزاد نويسنده‌ي كتاب دايي جان ناپلئون حقوقدان است، مدتي سفير ايران در چند كشور اروپايي بوده و از وزارت امور خارجه بازنشسته شدن و در حال حاضر ساكن انگلستان است. بجز دايي جان ناپلئون چند كتاب ديگر نوشته ولي هيچ كدام در حد اين كتاب نيست.

من قصد مقاله نویسی درباره‌ی دایی جان ناپلئون را ندارم. به نظرم این کتاب از آن کتابهایی است که می‌توان درباره‌اش چندین کتاب تحقیقاتی و تحلیلی درست و حسابی و چندین مقاله‌ی ISI نوشت. هدف این ستون صرفا پیشنهاد است و بس...

لازم به ذکر است که ناصر تقوایی این کتاب را با وفاداری تمام به فیلم برگردانده و بسیاری از منتقدان عقیده دارند یکی از بهترین سریال‌های تاریخ ایران را ساخته و البته بهترین اقتباس ادبی را نیز. به هر حال من معتقدم خواندن این کتاب و دیدن این سریال توصیه می‌شود. این کتاب بعد از انقلاب یک بار توسط انتشارات صفی علیشاه – با کمی تعدیل و حذف اضافات-چاپ شده است. مطمئنم بارها نسخه‌ی افست شده‌ی دایی جان ناپلئون را روی بساط کتابفروش‌های خیابانی دیده‌اید و فیلم‌اش را هم خودتان می‌دانید از کجا تهیه کنید،اگر هم اهل خواندن کتاب الکترونیک هستید می‌توانید این کتاب را از اینجا دانلود کنید. شادي‌تان مستدام.

نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/suggest/2009/08/post_16.php