حمیدرضا خوشکردار: اغلب براي ما پيش آمده كه فيلمي ايراني را ببينيم و احتمالا ازش خوشمان بیاید و البته پس از مدتها بفهمیم که کپیهای نازل از یک فیلم خارجی بوده که ایرانیزه شده – یا نشده- و به ما قالب کردهاند (مثال: "چپ دست" از روی "پنجاه قرار اول" کپی شده، "ازدواج به سبک ایرانی" کپیه "روس چاق یونانی من" است و...) و گهگاه هم این امر به یک اقتباس قابل قبول تبدیل میشود مثل "آژانس شیشهای" که اقتباسیاست از "بعد از ظهر سگی" یا "مارمولک" که تم اولیهی داستاناش مشابه "دست چپ خدا" با بازی همفری بوگارت است و البته این اقتباسها یا حتی بازسازیها تا وقتی استانداردهای کار رعایت شده باشد هیچ اشکالی ندارد؛ بگذریم...
برادران کوئن اگر نه بهترین، از بهترین فیلمسازان روزگار مایند و هرکدام از فیلمهایشان را میتوان بارها و بارها دید. چه فیلم خشنی مثل "جایی برای پیرمردها نیست" و "فارگو" باشد چه فیلمهای شاد و شنگولی چون "ای برادر تو کجایی" یا "قاتلین پیرزن". این دو برادر فیلمی دارند به نام "لبوفسکی بزرگ" که انصافا فیلم بزرگیست و روایت مردی لاابالی به نام لبوفسکی که خود را دود صدا میکند و کاری جز بولینگ زدن ندارد و در اثر یک تشابه اسمی با پولداری به نام لبوفسکی کتک خورده و قالیچهی خانهاش را از دست میدهد و تحت تاثیر القائات یکی از همبازیهایش به دنبال حقاش میرود و درگیر ماجراهای فراوانی میشود...*
دو سال فیلمی بر پردههای سینمای ایران اکران شد به نام "در شهر خبری نیست،هست" به کارگردانی کارگردانی ناشناس به نام سید رضا خطیبی سرابی که تحصیلکردهی فرانسه بود و البته اقتباسی آبرومند از لبوفسکی بزرگ. این فیلم در حال حاضر در شبکهی ویدیویی کشور وجود دارد.این فیلم حکایت کار و بار فردی است به نام جواد (با بازی فرهاد آئیش) است که از دار دنیا فقط یک پیکان مدل پایین دارد و کلی هم با آن عشق میکند. یک شب خانمی باکلاس (افسانه بایگان) او را دربست میگیرد و در مقصد دو نفر با کتک و باتوم از او استقبال میکنند و پیکان نازنیناش را درب و داغان میکنند. او هم درد دل به نزد دوستش که کله پزی دارد میبرد (محمدرضا شریفی نیا) و به تحریک او به سراغ خسارت گیری میروند و بتدریج در ماجرایی عجیب و غریب فرو میروند.
این فیلم همانطور که از اسماش پیداست دارای ساختاری خاص است و با حفظ ساختار آوانگاردش توانسته با فضای ایرانی آداپته شود. بازی فرهاد آئیش مثل همیشه فوق العاده است (اگر با بازی فرهاد آئیش مشکل دارید کلا بی خیال این بخش از آی طنز شوید چون علاقه به بازی فرهاد آئیش برای این بخش مثل بلد بودن هندسه برای ورود به آکادمیای افلاطون ضروری است.) داستان پردازی از متدی ساختارشکنانه و خاص پیروی میکند و داستان جنبی جوان عاشق که به شهر میاید هم عالی کار شده. شخصیت پردازیها هم اغراقآمیز و در عین حال کم نقص است ( مثل شخصیت روانپریشانهی کله پز رقیب، شخصیت سانچووار چیزجون و...)
در شهر خبری نیست، هست نمونهی یک کمدی اندیشمند و در عین حال جذاب و خوش ساخت ایرانی است. داستان آن در عین اقتباسی بودن، تقلیدی صرف و کپی ناشیانه نیست و شیوهی ساخت آن نشانگر کاربلدی کارگردان فیلم است و مهم تر از همه اینکه هیچ ستارهی خاصی در فیلم حضور ندارد و بازی شریفی نیا و افسانه بایگان –استثنائا- روی اعصاب نیست. دیدن این فیلم را به شما توصیه می کنم ( و البته حلالتان نمیکنم اگر تمام فیلمهای برادران کوئن را نگاه نکنید).
--------------
* هفتهی قبل سینما چهار این فیلم را پخش کرد و در شبکهی تصویری مجاز هم وجود دارد و طبیعتا داستان فیلم دوبله با فیلم اصلی کلا متفاوت است.
پ.ن: این صفحه را هم در نقد فیلم ببینید:
با صداقت،با صمیمیت،بدون شعار،بدون گلزار / یادداشتی بر فیلم در شهر خبری نیست



