حمیدرضا خوش کردار: جای شما خالی، در هفتهی گذشته جهت شرکت در یک کنگرهی علمی به تبریز رفته بودم و همین موجب تاخیر در نگارش مطلب جدید شد. البته اگر بخواهم پیشنهادی اساسی بدهم، آن پیشنهاد چیزی نیست جز سفر به آذربایجان و علی الخصوص تبریز که انگار هنوز بیشتر از هر شهر دیگری تاریخ خود را زنده نگاه داشته است...
بگذریم، کتابی که امروز می خواهم معرفی کنم کتابی است که اگر چه ناماش برای ما شناخته شده است، اما خودش بسیار غریب مانده است. کتاب شریفی به نام چرند و پرند که جد بزرگ تمامی طنزهای مطبوعاتی فارسی زبان و از مهمترین اسناد تاریخ مکتوب ایران است.
چرند و پرند نام ستون طنزیست در روزنامهی صور اسرافیل که میرزا علی اکبر خان قزوینی ان را با نام مستعار دخو(به معنی کدخدا یا همان دهخدا) که تحصیلکردهی حقوق و مدرسهی دارالفنون بود و تحصیلات سنتی نیز داشت، آن را مینگاشت. مضمون این طنزها هم مسائل روز بود ( مثل همیشه) که خوشبختانه(!) طنزنویسان این مملکت هرگز مضمون کم نداشتهاند: موش دوانیهای شاه و درباریانش علیه مجلس و مشروطهخواهان، بیجنبگیها و سوتیهای مجاهدان (همان مشروطهخواهان)* ، ظلم و تعدی خوانین و عوامل حکومت و ... به مردم، فقر، بیسوادی، جهل و خرافه و هزاران درد دیگری که صاحبان این قلمهای زهر آلود** وظیفه داشتند آنها را به زبان بیاورند و چه کسی بهتر از دهخدا...
باری، تاریخ را خود شکسته بسته می دانیم: میرزا جهانگیرخان شیرازی در ماجرای کودتای محمدعلی شاهی و به توپ بستن مجلس به فرمان شاه و مشارکت سفارت روسیه و پشتیبانی بزرگمردانی که هم اکنون نامشان زینت بخش بزرگراه های تهران است و نعش شان بر سر دار نشانهی استیلای غربزدگی که معلوم نبود جلال آل احمد در کدام مجلسی از دهان پروفسور دکتر لیسانسه سیدنا الاستاذ احمد فردید شنیده بود و برای خودش از روی همان یک کلمه گندی به تاریخ ادبیات و روشنفکری ما زد که هزار سال پاک نمیشود ـآخی! عقدههام خالی شد!- در باغشاه اعدام شد و یکی از مهمترین جرمهایش در روزنامهی صور اسرافیل همین ستون چرند و پرند بود***. دهخدا هم به سفارت انگلیس پناهنده و سرانجام از ایران تبعید شد و صوراسرافیل در تبعید را منتشر کرد و ستون خود را ادامه داد تا اینکه بالاخره استبداد صغیر تمام شد و دهخدا به ایران بازگشت و به نمایندگی مجلس رسید و مدتی نیز رئیس دانشکدهی حقوق بود و دو یادگار بزرگ فرهنگی دیگر برای ما گذاشت ( لغتنامه و امثال و حکم) و هرگز آزادیخواهی را ترک نکرد و در اواخر عمر هم با تمام توان از دولت دکتر مصدق حمایت کرد و بسا شکنجهها بدین راه دید و جان هم بر سرش نهاد...
اما چرند و پرند گذشته از اهمیت سیاسی- تاریخی از جنبهی دیگری نیز اهمیت دارد که اتفاقا دلیلی معرفی ان در این پست بوده است. این ستون، انقلابی در زبان فارسی با خود داشت: زبان فارسی رسمی و نگارشی و سبک مزخرف و مهوع آن با زبانی دیگر جایگزین شد: زبان مردم، زبان سادهی مردم. نگارشی که خاص و عام آن را میفهمید و این اگرچه جبر زمانه بود، اما شکستن سد زبان رسمی کاری بود کارستان که فقط از عهدهی نابغهای چون دهخدا برمیآمد. دهخدا اگرچه زبان سادهی مردم را جایگزین زبان رسمی کرد ـ او همیشه در چرند و پرند این زبان درباری/ حوزوی/ اداری را مسخره میکرد. رک: مکتوب از قم از مجموعهی چرند و پرند- اما هرگز به ابتذال کشیده نشد و این رمز پیروزی و ماندگاری اوست. دهخدا از ذخایر فرهنگ مردم مانند امثال، اعتقادات، ضرب المثلهای فارسی و ... بخوبی استفاده کرده ( که در دیگر اثر سترگ خویش یعنی امثال و حکم آنها را جمع آوری هم کرده) و شناخت درستی هم از زبان فارسی دارد و این راهیست که بعدا دیگر بزرگان ادبیات معاصر هم بدنبال آن رفتهاند ( جمالزاده، هدایت ، شاملو و...).
نمیخواهم و نمیتوانم در یک پست چیز زیادی از اهمیت این کتاب بنویسم. برای آگاهی از ارزش این کتاب و مسائل جنبی آن میتوانید به کتاب ارزشمندی همچون دخوی نابغه (ولی ا... درودیان، انتشارات گل آقا) مراجعه کنید. اما قصدم تذکری بود برای تمام طنزپردازان و طنزدوستان جوان که نیمنگاهی به چنین کتابهایی داشته باشند و گهگاه طنز خود را در معرض سنجش با چنین معیارهایی قرار دهند. شاد باشید.
-----------------------
پانویسها:
*مشروطهخواهان ما هم کم شاهکار نبوده اند. خواندن کتبی مثل تاریخ مشروطه نشان می دهد که چه شلم شوربایی بوده این مشروطهی ایرانی ( میتوان به سیاق فیلمفارسی از ترکیبی مثل مشروطهفارسی استفاده کرد.)
**به نظرم این تعبیر قلم زهر آلود بسیار افتخارآمیز هم هست. قلمی که زهر نداشته باشد به درد هیچ طنزپرداز و روزنامهنگار حسابیای نمیخورد.
***این هم از تکرار مکرر تاریخ ایرانی: بسیاری مطبوعات موقوفه و تعطیله در تاریخ ایران به خاطر صفحات طنزشان تعطیل شدهاند.



