حمیدرضا خوشکردار: من به واسطهی تحصیل در تهران، مجبورم هفتهای دو بار در اتوبوس بنشینم و فاصلهی کرمانشاه- تهران را بروم و بیایم. جهت اطلاع آن دسته از خوانندگان که تازگیها در اتوبوسهای بین شهری ننشستهاند عرض میکنم که در این اتوبوسها فیلم هم پخش میشود و معمولا هم از فیلمهایی است که بتازگی در شبکه ویدیویی کشور پخش میشوند و طبیعا هم فیلمهای سینمای بدنهی ایران که مورد پسند شاگرد شوفر خط قرار گرفته و گهگاه هم فیلمهای هندی. و به دلیل استمرار من در این مسیر، معمولا هر فیلم را –اجبارا- بارها و بارها میبینم. علی الخصوص وقتهایی که به هر دلیلی خوابم نمیبرد؛ به همین علت اگر هرکدام از فیلمهایی مثل توفیق اجباری، کلاغ پر، اخراجیها، مجنون لیلی، قرنطینه، قلقلک، دلداده، کلاهی برای باران، تلافی، بیوفا، عروس فرنگ، زنها فرشتهاند، نصف مال من/ نصف مال تو و...- می توانید به این لیست تمام فیلمهایی را که آقایان و خانمها: گلزار، افشار، گودرزی، ضیغمی،شاکردوست،حیایی، کریمی، نواب صفوی، شریفی نیا و...در آنها بازی کردهاند و من یادم نیست را اضافه کنید- را برایم پخش کنند و صدایش را ببندند، میتوانم دیالوگ هایش را تا آخر از حفظ برایتان بگویم. اما این وسط فیلمی هست که هر بار پخش میشود، باز هم با لذت تماشایش میکنم : دایره زنگی.
سینمای ایران انگارراهش از بقیهی دنیا جداست. هالیوود سالیانه این همه فیلم میسازد با سطوح و مخاطبهای مختلف و متنوع، اما یکسری استانداردهای حداقلی در آنها رعایت میشود مثل فیلمنامهی چفت و بستدار، بازیهای قابل قبول و کارگردانی کم سوتی. در عوض سالانه کلی فیلم در سینمای ما تولید میشود و کلی هم در سینماها و بعضی هم در شبکه خانگی و سیما اکران میشوند و خیلی هاشان حتی اکران هم نمیشوند اما بیشترینشان حتی فاقد یک فیلم نامهی چفت و بست دار و بدون درز هستند چه برسد به ساخت، بازیگری و موسیقی و ... خوب. طوری که وقتی فیلم هندی–مآبی مثل دلشکسته را دیدم کلی هم ذوق کردم.
منظورم فقط فیلمفارسیها نیست. اتفاقا کار هنریسازها و اساتید کار بیشتر میلنگد. برای مثال فیلم های حضراتی مثل فرمانآرا (مثل بوی کافور، عطر یاس)، تبریزی (همیشه پای یک زن...، گاهی به آسمان...)، مهرجویی(سنتوری)، کیمیایی (رئیس، سربازان جمعه)، میلانی ( تقریبا همهی کارهای اخیر ایشان) را یکبار دیگر از منظر فیلمنامه و تصویر نگاه کنید و با فیلمهای قدیمترشان (شازده احتجاب، لیلی با من است، مهر مادری، اجاره نشینها، هالو، سفر سنگ، قیصر و... مقایسه کنید تا حساب کار دستتان بیاید. به همین خاطر و در این عسرت، اینکه یک فیلم خوش ساخت، کم نقص و حساب شده اکران شود که بتوان آن را چند بار دید و لذت برد و هر بار لایههای جدیدی از آن را کشف کرد، در حد یک آرزوست.
دایره زنگی را اصغر فرهادی نوشته و همسرش پریسا بخت آور آن را کارگردانی کرده. عمدهی داستان هم در یک مجتمع آپارتمانی بالاشهر میگذرد که باد دیش های ماهوارهشان را واژگون کرده و پسر جوانی به نام محمد (صابر ابر) برای جور کردن هزینهی صافکاری اتومبیل اداری پدر دختری به نام شیرین (باران کوثری) که با او آشنا شده، برای نصب مجدد ماهواره ها به آن مجتمع میآید. بی تعارف، شخصیت پردازی ها فوق العاده است و تمامی پرسوناژها شناسنامهدارند: خانم مدیر ساختمان که مدیر مدرسه هم هست و از آن خانم مدیرهای کلاسیک است و شوهر زنذلیلاش و دخترشان که سعی دارد او را بر طبق اصول و موازین بار بیاورد. عباس که آدمی ست شوخ و شنگول و همسرش هم که از صدقه سر دانشگاه (آزاد) بومهن لیسانس زبان گرفته و در ماراتن ترجمهی جلد جدید هری پاتر پدر خانواده را درآورده و جناب سرهنگ که در حسرت دوران خوش اعلیحضرت است و هر روز کلی پای شبکههای سیاسی (!) مینشیند و به آنها هم تلفن میکند و برای کارگران ساختمانی نطق میکند و در حصار ساختگیاش معتقد است اینها رفتنیاند و خیابانها برای شورش شلوغ است و از همه میخواهد دو تا بوق بزنند. سرخی که طلا فروشی خوش و خرم و آب زیرکاه است و عبدا... زاده که از نوکیسگان روزگار است و پدر بد اخلاق و متعصب خانوادهای سنتی با همسری سنتی و متعصب و دختری که با رفقایش به کوه رفته و پسری گاگول که با پول باباجان فیلم هنری میسازد، شعله که (پیر) دختریست احساساتی که برای خوانندگان آن ور آب ترانه میگوید و بقیه شخصیتها.
چنانچه گفتم شخصیت پردازیها درست است و ما میتوانیم برای هر کدام یک ما به ازای خارجی پیدا کنیم. اتفاقا و برعکس اکثر فیلم-ایرانیها این امر در مورد شخصیت های بسیار کوتاه هم صدق می کند مثل پدر محمد، دایی، مردی که عبدا... زاده ماهواره را به حیاط خانهشان می اندازد و....
در این فیلم هر چیزی سر جای خودش هست. بازی ها درست و کم نقصاند، فیلم برداری و صدابرداری و کیفیت صدا خوب است ـ آخ که چقدر من از این کیفیت صدای پایین فیلم های ایرانی شکارم.- موسیقی کوتاه آن که تنظیمی مجدد از تم شوشتری استاد ابوالحسن صباست سر وقت و مناسب پخش میشود و مهم تر از همه اینکه در این فیلم به بیننده باج داده نمیشود. فیلم دایره زنگی کمدی هست ولی لوده نیست. مثل اخراجی ها ترکیبی از دلقک بازی و سخنرانیهای سیاسی- مذهبی نیست که به زور به هم چسبانده باشند. و در نهایت فیلمیست اخلاقی و اجتماعی که نصیحتهای خودش را هم میکند و پیام های خودش را هم درست و حسابی و در لایههای زیرینتر داستان بیان میکند.
فکرنمیکنم دایره زنگی را ندیده باشید. اما میتوانم توصیه کنم که باز هم ببینید و باز هم لذت ببرید.



