محمود فرجامی: چهارم خرداد پارسال، درست هجده روز پیش از برگزاری انتخابات تاریخی و بیست و یک روز قبل از 25 خرداد تاریخی و ... (حالا چه لزومی دارد فاصلهاش را با تمام وقایع تاریخی اندازه گرفت؟) از شمایل جدید آیطنز با حضور عدهای از طنزنویسان پیشکسوت و جوان رونمایی کردیم. پیش از آن البته چند نفر از دوستان سرد و گرم چشیدهتر توصیه کرده بودند راهاندازی سایت را به بعد از انتخابات موکول کنیم که البته چند نفر از آن چند نفر تا به حال طعم زندان و انفرادی و کاهش بیست کیلویی وزن را تجربه کردهاند تا درس عبرتی باشد برای همه ما که سرد و گرم چشیدهگی در این زمانه (و البته مکانه!) به پشیزی نمیارزد.
وبسایت خبریای که یکی از همان دوستان مدیریت میکرد ظهر روز 22 خرداد با حمله گروهی میلگرد به دست و حکم قضایی در جیب، توقیف شد و آی طنز چند ساعت بعد فیلتر شد و خوشبختانه ما را از طنزنویسی در روزهای پرماجرای بعدی معاف کرد. گذشته از آن چنان در روزهای بعد دسترسی به اینترنت کند شد که اگر فیلتر نبودیم و اگر حال و حوصله طنزنویسی داشتیم و اگر... (خاله خانممان خان دایی میشد!) باز هم سایت خوابیده بود. سایتی هم که هجده روز بعد از راه افتادنش بخوابد، هم خوش عاقبت نخواهد بود.
آیطنز بعد از آن دوبار دیگر هم باز و بسته شد. بار دوم شب عاشورای تاریخی سال 88 بود. اصولا گویا هر بار قرار بود بگیر و ببند بشود دوستان در نخستین ساعات گوشه چشمی به ما داشتند که این نشان میداد یا ما خیلی مهم شدهایم یا رفقا زیادی گرفتار توهم شدهاند. در یک مورد البته اطمینان حاصل شد!
و در این مدت تا میزان 14 هزار بازدید در روز کار و بارش گرفت. آخرین بار اما نه فقط فیلتر شد که بلایای فنی هم بر آن نازل شد به طوری که دوبار مجبور به اسباب کشی از یک هست به هاستی دیگر -یا به قول شاملو: از غربتی به غربت دیگر- شدیم. در این مدت ما چنان مهم شدهبودیم که آخرین بار مسئول فنی هاستینگ آیطنز، التماس میکرد که شرکت دیگری را برای میزبانی انتخاب کنیم تا سِرور آنها از شر این همه حملات خلاص شود. حتی حاضر شد پول هم بدهد!
از آن زمان تا کنون دسترسی به مدیریت سایت آیطنز بسیار سخت و برای بسیاری از دوستان غیر ممکن شدهاست. این موضوع را به بعضی موضوعات کماهمیتتر دیگر - نظیر نداشتن امنیت جانی- که اضافه کنیم، زمینگیر شدن سایت آیطنز در ماه های اخیر قابل توجیهتر به نظر میآید. راستی حرف جان شد، این را هم بگویم که «نوید مجاهد» برنامه نویس سایت هم سال گذشته در سن بیست و هفتسالگی درگذشت. خوشبختانه یا متاسفانه، هرچند که آخرین پیام نوید در فیسبوک «رای من چه شد؟» بود، آن جوان نازنین نه در کهریزک یا اوین یا سایر جاهایی که به عینه نشان میدادند رای ماها چه شد؛ بلکه در یزد و در بستر بیماری درگذشت.
تا پیش از این در آیین نامه سایت آیطنز نوشته بودیم که این سایت در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران فعالیت میکند. در سالی که گذشت این چارچوب به قدری تنگ و حقیر شد که ما سهل است، خودش هم در داخل آن جا نمیشود. از این رو -هرچند که واضح است- اعلام میشود که به علت فوق، سایت آیطنز دیگر نمیتواند در چارچوب فوق فعالیت کند. البته چنان هم نخواهد بود که در هیچ چارچوبی نباشیم و همچنان سعی میکنیم در چارچوب اخلاق و انصاف و استاندارهای حرفهای کار کنیم. چارچوبی که ربط چندانی به چارچوب نظام و نظامیگری ندارد. از اینرو فعالیتهای آتی سایت آیطنز با دوستان و همکارانی که تا پیش از این (چهارم خرداد 1389) با سایت همکاری کردهاند یا نامشان در بخش طنزپردازان همکار آمده ارتباطی ندارد و نباید مسولیتی از این بابت متوجه آنها باشد.
در این مدت دوستان بسیاری به آیطنز کمک کردند و مطالب و لینکهایشان را از این طریق به اشتراک گذاشتند که از همه سپاسگزارم. به خصوص دوست عزیزم، کاکهتیغون، طنزپرداز فعال افغان که در آلمان زندگی میکند.
سخن آخر اینکه هرچند نباید درمورد میزان اهمیت طنز در فضای سایبر دچار خودبزرگبینی شد، اما تاثیر ما هرچقدر که کم و محدود باشد چیزی از وظیفه اجتماعی و مسئولیت تاریخیمان نمیکاهد. ما در یکی از بزرگترین بزنگاههای تاریخ ایران و منطقه قرار داریم و به عنوان نویسنده -حرفهای یا آماتور، فرق چندانی ندارد- باید تکلیف خود را مشخص کنیم. این طرف یا آنطرف؟ وسط هم نداریم. آیطنز اینطرفیست×. و خواهد بود. بیشتر از گذشته. تکبیر!
-------------------------
پانویس:
× وسط این هیر و ویر، عدهای از دوستان میپرسند منظور از "اینطرف" کجاست. در پاسخ به این پرسش فلسفی باید گفت که بستگی دارد به اینکه شما کجا نشسته باشید. اگر روبرو باشید این طرف ما میشود آنطرف شما. در غیر اینصورت این طرف در هر حال همان اینطرف است.



