itanz.net


هادی حیدری را آزاد کنید

رویداد | ۱۷ آبان ۱۳۸۸

آی طنز: نظیر اتفاق‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ کشور ما و جهان کم نبوده‌اند. هر ملتی روزهای سخت و دشواری به خود دیده است. روزهایی که برآیند آن دهها، بلکه صدها، اثر مکتوب، مصور یا مصوت بوده است.
روزهای دشوار را هر کس به نوعی برای آیندگان بازتاب داده است. طنزپردازان هم به شیوه‌ی خود. اتفاقا آنها رسالت بزرگتری بر دوش داشته‌اند. طنز در روزهای دیگر خود را می‌پروراند برای چنین روزهایی. روشن‌ترین نمونه‌ی پیش روی ما آثار پس از مشروطه است. آثاری که یا به تلخی یا به شیرینی روایتگر رویدادها بوده‌اند.
از طنز و کاریکاتور افزون بر انعکاس واقعیات، لبخند شیرین و کاستن از غمها بیش از لبخند تلخ انتظار می‌رود.
اما وقتی طنزپردازی در همین روزهای سخت به زندان می‌رود، تلخی پیامش بیش از تلخی زندانی شدن یک چهره‌ی سیاسی یا اقتصادی است. طنزپرداز اعم از نویسنده، شاعر، کاریکاتوریست و... علاوه بر سایر پیام‌‌های فرهنگی که بر نام هنرمند و اهل قلم حمل می‌شود، دارای دلالت‌های معنایی و فرهنگی افزون‌تری است.
او نشانه‌ی لبخند و امید است.

شاید به هر دلیلی افکار عمومی را بتوان برای دربند بودن چهره‌ای سیاسی توجیه کرد، اما بازداشت یک کاریکاتوریست تداعی‌کننده‌ی طنز دیگری است. میان آزادی یا حبس او و لبخند نسبتی معکوس برقرار است.
هنرمند می‌کوشد حجم عظیم سیل غم یا حتی شادی را به تعادل برساند و با شکستن میان کلمه‌ها و طرح‌ها و عکس‌ها مهار کند؛ تا جامعه با اعتدال و آرامش بتواند قضاوت صحیحی درباره‌ی آنچه روی می‌دهد داشته باشد.

در بند بودن یک طنزپرداز و کاریکاتوریست پیام مثبتی به مردم نمی‌دهد. بدیهی‌ترین پیامش در بند کردن لبخند و امید است و سیاه بودن فضای پیرامونی. روزنامه نگار اگر جرمی مرتکب شود باید پس از طی تمام مراحل قانونی در دادگاهی با حضور هیات منصفه محاکمه شود. دستگیری و زندانی یک روزنامه‌نگار بدون طی این مراحل غیرقابل قبول است. اگر طنزپرداز هم باشد که غیرقابل قبول‌تر!

امیدواریم ژورنالیست و کاریکاتوریست زندانی، «هادی حیدری» هرچه زودتر آزاد شود.

--------------------------------------------
پی‌نوشت:
هادی حیدری شامگاه 17 آبان آزاد شد. به همکار روزنامه‌نگار و کاریکاتوریست‌مان تبریک می‌گوییم.

نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/special/2009/11/post_29.php