itanz.net


ذکر مصیبت و مانیفیست!

نقد و نظر | ۱۳ آبان ۱۳۸۸

حميدرضا خوش‌كردار: مي‌گويند يكبار كه ملانصرالدين به بالاي منبر رفته بود، گفت: "مردم من هر چه فکر می‌کنم چیزی به عقلم نمی‌رسد که بگویم." پسرش از آن پایین داد زد: "به عقلت هم نرسید پایین بیایی ؟" حالا این هم حکایت ماست. محمود فرجامی که صاحب آی‌طنز باشد منبر مفتی را به دست ما داده که سرسخن سایت را تو بنویس. چیز بدردخوری که به ذهنمان نمی‌رسد. خوشم هم نمی‌آید مضامین گهربار ببافم از باب اهمیت طنز، حقیقت‌اش دلم هم نمی‌خواهد بزودی از این منبر پایین بیایم. پس به طور جستار گونه - بلاتشبیه مثل مرحوم فریدریش نیچه- چند بندی می‌نویسم و ذكر مصيبتي مي‌كنم و مانیفست مینیمالی می‌دهم و منبر را به اهل‌اش وامی‌نهم.

1- مردگان این چند وقته غریب‌ترین مردگان این سال‌ها بودند - منظورم کشتگان نیست، مرحوم شدگان به مرگ کاملا طبیعی و در اثر کهولت سن است اگر چه به‌قول جناب نوباوه در وقايع اخير شخص خاصی کشته نشده-. چرا که در هیاهوی التهابات این چند وقته آنقدر وضع زنده‌ها هشت‌الهفت بود که کسی سراغ این خدابیامرزها را نمی‌گرفت. پروین سلیمانی و فرخ لقا هوشمند سال‌ها در نقش‌های کمدی بازی کرده بودند و موفقیت قابل توجهی هم داشتند (پروین سلیمانی در نقش طاهره خانم و مادر آسپیران غیاث‌آبادی و فرخ لقا هوشمند در نقش ننه‌آغای صمد در خاطر بسياري از ما مانده‌اند). اسماعیل فصیح هم رمان نویسی از جریان بدنه‌ی ادبیات داستانی ایران بود که انصافا کتاب‌های خوبی می‌نوشت. حق سيف ا... داد بر سينماي ايران و علي الخصوص سينماي كمدي ايران انكار نشدني ا‌ست.اما در این میانه مهدی آذریزدی حق قابل توجهی به گردن ادبیات این مرز و بوم داشت، او که سال‌های سال بود انزوا پیشه کرده و به شهر یزد بازگشته بود با نگارش دو سری کتاب "قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب" و "قصه‌های تازه از کتاب‌های کهن"* موجب آشنایی چند نسل از بچه‌های این سرزمین با ادبیات کهن ایران شد. او که تحصیلات درست و حسابی نداشت و در زندگی‌اش عشقی جز کتاب نمی‌شناخت، با انتخاب،پیرایش و ساده‌سازی داستانهایی از متون کهن، آن‌ها را به ما اهدا کرد و جالب این که وقتی از ریشه‌های علاقه به مطالعه در دوستان‌ام سوال می‌کنم اکثرا به کتاب‌های آذریزدی اشاره می‌کنند. ردپای مهدی‌آذریزدی را در بسیاری از خاطرات شفاهی و مکتوب بزرگان فرهنگ و هنر این سرزمین می‌توان یافت:‌او به شوق کتاب خواندن شاگرد کتابفروش شده بود و چه خوب کتابفروشی، عبدالرحیم جعفری بانی انتشارات امیرکبیر که هیچ انسانی** در خدمات او به فرهنگ این مرز و بوم شک ندارد. امیدوارم فرصت بهتری داشته باشیم تا یاد بهتری از آن مرحوم کنیم. علی الخصوص طنز شیرین پنهان در قلم او. هر چند بهترین یادبود او این است که مجموعه‌ای از کتاب‌های او را به کودکان خود یا آشنايان اهدا کنیم تا شاید در میانه‌ی این همه ابتذال برنامه‌های سیما - و صد البته سينمايمان- و دستگاههای بازی توانستیم آنها را با چیزهای مفیدتری نیز آشنا کنیم.

2- من نه دانش آموخته‌ی ادبیات‌ام نه سینما و نه موسیقی. صرفا یک علاقه‌مند حرفه‌ای و پیگیر تولیدات این حوزه‌ها هستم که به فراخور پسند خود، آنچه را که در محدوده‌ی طنز جای می‌گیرد و خوشم می‌آید به خوانندگان این سایت معرفی می‌کنم - اصلا وارد شدن ما به حلقه‌ی آی‌طنزی‌ها به پیشنهادی بر‌می‌گردد که چند سال پیش در یک ملاقات کاملا اتفاقی به محمود فرجامی دادم: خواندن کتاب دنیای کوچک دن کامیلو- و مدعی نیستم که همه‌ی آنچه پیشنهاد می‌دهم باید برای همه جالب باشد اما فکر می‌کنم این پیشنهادهاارزش تجربه کردن را دارد. به نوبه‌ی خود منتظر پیشنهادهای دوستان دیگر هستم.

3- در روز افتتاح سايت، جناب توفيق به عنوان هديه سه شماره از هفته نامه‌ي توفيق را آوردند كه براي همه‌ي ما هديه‌اي جذاب بود.همين قضيه فكري را به ذهنم انداخت كه چند وقت پيش در ديداري حضوري با محمود فرجامي نيز بحث ايجاد يك آرشيو ديجيتال طنز در سايت آي‌طنز را مطرح كردم. بسياري از كتاب‌ها، متون و مجلات طنز هم اكنون بدلايل متفاوتي در دسترس نيستند. تا حالا قدم‌هاي اوليه برداشته شده و بعضي از اين متون در سايت‌هاي دانلود ايبوك مانند قفسه مي‌توان يافت. زحمت گذاشتن هزليات سعدي و رساله‌ي دلگشاي عبيد را هم خود محمود كشيد، اما براي كامل كردن چنين آرشيوهايي نيازمند ياري تمامي دوستان آي‌طنزيم. براي انجام اين كار هم به چيزي بيشتر از يك دستگاه اسكنر نياز نيست و لازم نيست از همان اول بدنبال انجام كارهاي بسيار بزرگي باشيم و نهادي مثل كتابخانه‌ي ملي درست کنیم. اگرچه آي‌طنز براي بسياري مراجعان يك سايت طنز روزانه است، اما يك كتابخانه‌ي كوچك طنز كه داراي كلاسيك‌هاي طنز و مجلات قديمي (مثل توفيق،چلنگر و...) براي اين سايت - وبرای همه‌ی ما- ضروري است.

4- به چرک می‌نشیند خنده

به نوار زخم بندی‌اش ار ببندی.

رهایش کن
رهایش کن
اگرچند
قیلوله‌ی دیو آشفته می‌شود.
(ا.بامداد)

5- اگرچه ترك منبر و قطع مانيفست دهي سخت‌ترين كار دنياست اما چاره‌اي نيست. اما به محمود فرجامي نصيحت مي كنم كه: "اي محمود! اي فرجامي! فكر نكن كه تا ابد در همين جايگاه قرار داري و سر سخن مي‌نويسي! ما هم دوباره سر سخن خواهيم نوشت و براي آي‌طنز مانيفست خواهيم داد!" تا آن زمان خداوند شادي‌ها نگهدارتان.

-----------------
*این کتاب مجموعه‌ای است از ده کتاب که انتشارات اشرفی در يك مجلد منتشرش کرده و در نمایشگاه کتاب امسال به قیمت (مفت)4000 تومان به فروش می‌رساندش.
**گفتم انسان. لطفا به بزرگوارانی که حاصل زندگی بزرگمردی مثل جعفری را ازش گرفتند و انتشاراتی‌اش را تصاحب کردند و هنوز هم دست از سرش بر نمي‌دارند برنخورد. (ر.ک. خاطرات عبدالرحیم جعفری، انتشارات روزبهان)

نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/special/2009/11/post_28.php