خوبی زندگی در اینجا و اکنونی که ما در آن زندگی می کنیم آن است که بعد از چند وقت چنان نسبت به اتفاقات غیرمنتظره رویین تن می شویم که اصولا کمتر اتفاقی می تواند به معنای واقعی کلمه برای ما غیر منتظره باشد!
اشتباه نکنید، بحث سیاسی نمیکنم. یعنی دست کم اینبار ربط مستقیمی به سیاست ندارد. الان ساعت دوازده ظهر روز چهارم خرداد است. قرار است امروز بعد از سه سال کار روی سایت آیطنز، فاز اصلی سایت رونمایی شود. قریب دو سال و نیم است که سایت بجز چند وقفهی خیلی کوچک به کار خود ادامه داده است و بیش از دو ماه است که به طور شبانهروزی برای راهاندازی فاز جدید کار میکنیم. ساعت چهار بعد از ظهر چند نفر میهمان را هم دعوت کردهام که رونمایی از سایت اندکی هیجانیتر شود. البته شاید آیطنز چیز دندانگیری نباشد، اما مثل پدری هستم که نوزادش هرچقدر هم کج و کوله و سیاه سوخته و بی نمک باشد، باز هم گمان می کند تولد او اتفاق مهمی در جهان است. با این تفاوت که پدر پیش از تولد بچهاش زحمت زیادی نکشیده و زحمات از آن به بعد به دوشش می افتد، اما کسی که پروژهای فرهنگی را راه میاندازد در زحمت مدامیست که درد زایمان پیش آن چندان جلوهای ندارد!
در چنین وضعیتی، عدل صبح روز چهارم خرداد که خبر راه اندازی سایت آی طنز در بعد از ظهر این روز منتشر هم شده است، اول صبح چند ساعتی به خاطر قطع شبکه اینترنتمان معطل می شویم و بعد از آن متوجه می شویم اشکال بزرگ و نادری برای سایت پیش آمدهاست: دیتا سنتر خوابیده است!
دیتا سنتر خوابیده است و این در حالیست که هرچند به قول مورچه خوار اتوبوس جهانگردی سالی یک بار از این مسیر میگذرد، اما خوابیدن دیتا سنتر سالی یک بار هم اتفاق نمیافتد!
باید خیلی عصبانی باشم ولی نیستم. سی و دو سالم است و از فرار بنی صدر تا امروز که چهارم خرداد است را جسته و گریخته در خاطر دارم. به خاطرات مهم این بیست و چند سال که نگاه می کنم میبینم آنقدر اتوبوس جهانگردی عدل همان موقعی که ما وسط جاده افتاده بودیم از روی سر من و ما گذشته که این جور موارد در حکم شوخی است. و البته به قول طرف اینها برای شما جُک است و برای ما خاطره محسوب میشود!
اتفاقا این جک را هم دارید در حالی میخوانید که برای ما خاطره شده است و البته امیدوارم این خاطره خیلی کهنه نشده باشد.
حرف دیگری جز اینها ندارم. معتقدم رسانه اگر خوب و بد باشد خیلی زود خودش را نشان می دهد و نیازی به معرفی و حرافی ندارد. مصداق همان چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است. فقط بر خودم لازم میدانم از تمام دوستانی که تا اینجا آیطنز را یاری دادهاند تشکر کنم. به خصوص از محمد رازقی که زحمت طراحی لوگو و صفحات را کشید و همین طوز نازنین جمشیدی که سرستونها و آیکونهای کارتنی آیطنز محصول ذوق و زحمت اوست. همچنین نوید مجاهد عزیز که در این سه سال هیچگاه آیطنز را تنها نگذاشته و زحمت کدنویسی و پشتیبانی فنی سایت همواره بر دوش او بوده و بس.
توضیحات بیشتر درباره سازوکار آیطنز تازه در منوها داده شده و نیازی به تکرار نمیبینم. بسیار سپاسگزار خواهم شد اگر از نظرات، انتقادات و پیشنهادهای شما درباره وضعیت کنونی سایت مطلع شوم. البته بعد از رد شدن اتوبوس جهانگردی...!


