آی طنز > سرسخن > شب شعر يا شب نشيني ؟! يادداشتي به بهانه برگزاري سي امين جلسه شب شعر طنز شكرخند

شب شعر يا شب نشيني ؟! يادداشتي به بهانه برگزاري سي امين جلسه شب شعر طنز شكرخند

۲۱ بهمن ۱۳۸۷

فاضل تركمن : عدد «سي» تنها يادآور رشد و بالندگي انقلاب اسلامي نيست ؛ عدد سي مي تواند نشان از بلوغ و تكامل خيلي چيزها داشته باشد ؛ حتي مي تواند نشان دهنده شكوفايي يك شب شعر طنز باشد ؛ درست مثل شب شعر طنز «شكرخند» كه چند وقت پيش سي امين محفل آن در فرهنگسراي ارسباران (هنر) برگزار شد و مرا تشويق كرد تا يادداشتي درباره علمكرد آن در اين مدت بنويسم .


شكرخند مصداق سريال هاي تلويزيوني كارگردان هاي نسبتا" خوب كشورمان است ؛ از اين جهت كه همانند اين سريال ها كه قسمت به قسمت از لحاظ كيفي اُفت مي كنند ؛ در هر جلسه نسبت به جلسه قبلي خود اُفت شديدي داشته است . يادم مي آيد كه در جلسه هاي آغازين شكرخند ، مخاطب از هر شعر طنزي كه قرائت مي شد ؛ كلي چيز ياد مي گرفت و خود نيز با سعي و تلاش و مطالعه ، قدم در اين راه مي گذاشت و موفق به سرودن اشعار طنز قالب قبولي مي شد . بديهي بود كه در آن زمان ، وقتي استاد بزرگواري مثل «عمران صلاحي» در شكرخند شعرخواني مي كرد ؛ صد ها برابر به اعتبار اين شب شعر افزوده مي شد و در مقابل استقبال مخاطبين از شعرهاي قرائت شده نيز بسيار چشمگير بود . نمي خواهم بگويم شب هاي شعر بايد تبديل به محافلي براي شعرخواني اساتيد پيش كسوت و بهره گيري شاگردان جوانشان تبديل شود اما اعتقاد دارم كه در جلسات شب شعر طنز شكرخند بايد از شعرخواني هركسي جلوگيري كرد . يادم مي آيد كه يكبار به باني اصلي شكرخند يعني «رضا رفيع» پيشنهاد كردم كه قبل از جلسات آثاري را كه قرار است قرائت بشوند ؛ مطالعه كند و از خواندن اشعاري كه دچار غلط هاي وزني و قافيه اي هستند و يا از مضمون قابل توجهي برخوردار نيستند ؛ جلوگيري كند ، ايشان هم ضمن تاييد اين نكته ، فرمودند كه به علت نداشتن فرصت كافي چنين پيشنهادي فعلا" عملي نيست !


به هر حال فكر مي كنم كه مدتي است شكرخند عجيب بيمار شده است. شايد مهم ترين دليل بيماري شكرخند ، مشخص نبودن اهداف بانيان آن از برگزاري اين شب شعر باشد ؛ درواقع هنوز كسي نمي داند كه شكرخند تنها براي شاد كردن عده اي از مردم برگزار مي شود يا قصد كمك به رشد طنز و طنزپردازي در كشور را دارد؟ در صورتي كه فرضيه اول درست باشد ؛ شركت در چنين شب شعري لااقل براي من ، احمقانه به نظر مي رسد چون مي توانم حتي با حضور در جمع هاي دوستانه دانشگاهي نياز خنديدن خود را برآورده بكنم ! اما در صورتي كه فرضيه دوم درست باشد اصرار مجريان اين برنامه به خصوص «داريوش كاردان» براي خنداندن مردم مشخص نيست ؟ !‌ متاسفانه گاهي اين به خنده انداختن آنقدر براي ايشان اهميت پيدا مي كند كه شكرخند به لودگي هم نه بلكه به فحش و فضاحت سوق پيدا مي كند. تكه پراني ها يا هزل پردازي هاي برخي از مجريان شكرخند ، نه تنها فرصت شعرخواني را از شاعران طنزپردازي كه در انتظار قرائت اثر خود هستند ؛ مي گيرد بلكه اين شب شعر را فاقد ارزش ادبي و هنري مي كند . در اين ميان اما گمان مي كنم «اميرحسين مدرس» و «سعيد بيابانكي» _ كه اجراي شب شعر طنز در حلقه رندان را بر عهده دارد _ با متانت و زيبايي خاصي كه در سخنشان پيداست ؛‌ بهترين گزينه ها براي اجراي شب هاي شعر طنز هستند ؛ زيرا آن ها نه تنها وقت جلسه را با سخن راندن از مهملاتی كه از عهده هر كسي بر مي آيد ؛ هدر نمي دهند بلكه گل لبخند را با خواندن آثار طنز طنزپردازان بزرگ كلاسيك و معاصر به مخاطبين هديه مي كنند و قصد ندارند به هر نحو ناپسندي از مخاطبان خود خنده بگيرند .


اتفاقا" يكبار «شهرام شكيبا _طنزپرداز_ » در يكي از جلسات شكرخند اين نقطه ضعف بزرگ را به زيبايي به تصوير كشيد . او پس از حاضر شدن روي سن گفت : « مي خواهم قبل از خواندن شعرم ، از چند كلمه نام ببرم تا بدانم كه عكس العمل شما چيست ؟ ! » و سپس از اين كلمات نام برد : « آفتابه ، پايين تنه و ... » شركت كنندگان آن جلسه هم پس از شنيدن اين كلمات سالن را با خنده هاي خود تا حد انفجار پيش بردند ولي لحظه اي بعد ، بر حلاف تصورشان ، شكيبا نيشخندي زد و گفت : « حالا ديديد خنداندن مردم در چنين شب شعرهايي به راحتي آب خوردن است و هيچ هنري نمي خواهد ؟ ! »
نقطه ضعف ديگر شكرخند در شلوغي بيش از اندازه آن است !‌ بله ! درست گفتم ... در شلوغي ... استقبال از يك شب شعر تا يك اندازه اي مي تواند به اعتبار آن بيفزايد اما اگر به حدي برسد كه هزار برابر (!) ظرفيت سالن مورد نظر شركت كننده داشته باشد ؛ بسيار آزار دهنده مي شود و مخاطبان فرهيخته و اصلي اين جلسات را دل زده مي كند . براي من هميشه اين سوال مطرح بوده كه چرا بانيان شكرخند با وجود اطلاعي كه از ظرفيت كوچك سالن فرهنگسراي ارسباران (هنر) دارند ؛ قبل از برگزاري هر جلسه اي ، به طور عمومي اس ام اس خبري ارسال مي كنند ، از طريق سايت ها و وبلاگ ها اطلاع رساني مي كنند و حتي گاهي در رسانه هاي جمعي نيز ، از عموم مردم براي شركت در اين شب شعر طنز دعوت به عمل مي آورند ؟ ! چنين دعوتي بيش تر به توهين مي ماند تا لطف و عنايت چرا كه مهمانان اضافي خارج از ظرفيت سالن بايد در گرما يا سرما ساعت ها پشت درهاي فرهنگسرا بمانند و له و لورده شوند و هيچ پاسخگويي هم براي هدر دادن وقت ارشمند آن ها وجود نداشته باشد...


حالا كه اين همه درباره نقاظ ضعف بزرگ شكرخند صحبت كردم ؛ بد نيست اشاره اي هم به يكي از محاسن آن ، يعني حضور مهمانان ويژه در اين جلسات ، اشاره بكنم ؛ البته منظورم من از مهمانان ويژه ، بازيگران درجه پنچ و شش سريال هاي دست چندم به ظاهر طنز نيستند بلكه منظورم حضور اساتيدي چون منوچهر احترامي ، جلال رفيع ، ابوالفضل زرويي نصر آباد ، ناصر پاكشير و ... در اين شب شعر طنز است كه به مخاطبان اصلي اين جلسات يعني طنزجويان و طنزپردازان كمك زيادي مي كند .


از نوشتن اين يادداشت ، قصد تخريب هيچ فرد يا جلسه اي را نداشتم ؛ بلكه هدفم هشدار بيماري شكرخندي بود كه يكي از خانه هاي اميد همه ما طنزپردازان است كه ضمن تشكر از بانيان آن به خصوص رضا رفيع عزيز كه در اين مدت زحمات زيادي براي برگزاري اين شب شعر طنز به دوش كشيده است ؛ برايشان آروزي موفقيت روز افزون و بهبودي شكرخند را دارم و عاجزانه اعلام مي كنم كه ما محتاج نيستيم _ از براي خدا _ باري به هرجهت بخندانيم و بخنديم !

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.