مهرداد صدقی: طنز نويسها بر خلاف کاريکاتوريستها از اقبال بسيار کمتري براي مطرح شدن در سطوح بين المللي برخوردارند. محدود شدن در گستره لغات و عدم استفاده از زباني جهاني باعث شده تا جايگاه طنزنويسان در عرصه ملي تفاوت فاحشي با جايگاه بين المللي آنها داشته باشد. اين نكته البته امري بديهي است چرا كه ساختار زبان، براي نثر نويسان چارچوب و محدوديتي فراهم مي آورد كه كاريكاتوريستها با آن مواجه نيستند. برخي نويسندگان با ترجمه آثار خود توانسته اند تا حدودي بر اين مشکل فائق آيند (مثلا هوشنگ مرادي کرماني و جوايز معتبري که کسب کرده است) و برخي ديگر عليرغم قلم توانمند خود هنوز نتوانسته اند از مرزهاي زباني عبور کنند (مثلا بسيار از نويسندگان!)
اين مشکل براي شاعران (بويژه شاعران طنز پرداز) حادتر است اما براي آنهايي که در آثار خود بطور طنازانه اي شاعرانگي مي کنند و با واژه ها، فرشواژه اي نفيس و خيال انگيز مي بافند، کمتر نمود دارد. اشعاري كه بار اصلي ساختار خود را بر دوش فضاسازي و تصويرسازي هاي بكر نهاده اند مي توانند در گذر از زباني به زبان ديگر همچنان حرفي براي گفتن داشته باشند؛ هرچند كه خواندن شعر به زبان اصلي خود چيز ديگري است. مي توان اين لحظات شاعرانه و توام با طنز را در آثار عمران صلاحي ملاحظه کرد؛ آنجا که شعر مي گويد و ذهن شوخ طبع او به جاي بازي با لغت، لغتها را براي ترسيم فضايي خيال انگيز به بازي مي گيرد.
پرويز شاپور هم کاريکلماتورهاي شاعرانه زيادي دارد؛ بويژه آنهايي که از بازيهاي زباني فارغ شده و به زبان تصوير سخن مي گويند. به نظر نگارنده قالب کاريکلماتور به علت داشتن مزيت مختصر و مفيد بودن، قالب مناسبي براي برگردان به زباني ديگر است. مخاطبِ وبگردِ فيد خوانِ اس ام اس بازِ امروز شايد حوصله خواندن نثرهاي مطول را نداشته باشد و بهانه نداشتنِ فرصت را بياورد اما حتي اگر رئيس جمهور آمريکا هم باشد براي خواندن يا ديدن تصادفي يک کاريکلماتور چند ثانيه اي فرصت دارد!
برگرديم به بحث نثر طنز....
محدوديت زباني فقط يك بخش از علل عدم توجه طنزنويسان به ترجمه آثار خود و حضور در جشنواره هاي بين المللي است. طبعا متوني كه بار اصلي طنز خود را مديون بازي با كلمه هستند و اساس خود را بر آن بنيان نهاده اند، ترجمه ناپذيرتر بوده و در صورت انتقال به زباني ديگر، حلاوت خود را از دست مي دهند. چنين آثاري اما مصرف داخلي خوبي دارند و فرهنگ شنيداري ما نيز به خواندن و شنيدن بازي با لغات علاقه دارد. از آنجايي كه در اين مبحث به دنبال بحث بر روي ضعف يا قوت اين آثار نيستيم به متون قابل ترجمه مي پردازيم.
همان طور كه ذكر شد، برخي آثار قابل ترجمه هستند و مي توانند براي مخاطبي از زبان و فرهنگي ديگر جذاب باشند. در رابطه با عدم ترجمه چنين آثاري دلايل متعددي وجود دارد. برخي از اين متون فرهنگ خاصي را هدف قرار داده اند كه ممكن است در فرهنگي ديگر بي معني و كم رمق جلوه كند. برخي ديگر ممكن است اشاره به موضوعات داخلي با تاريخ مصرفي مشخص داشته باشند كه براي مخاطبي فراتر از مرزهاي زباني و جغرافيايي چندان ملموس نباشد. با اين دو مورد هم كاري نداريم. روي سخن اين مطلب با نويسندگاني است كه داراي آثاري فاخر (نه اينكه موارد قبلي فاخر نباشند) و ترجمه پذير هستند. به نظرم در اين مورد كارهاي زيادي مغفول مانده است:
الف: علاقمندي و پيگيري صاحب اثر به ترجمه متون خود ( مشروط به انجام ترجمه اي شيوا و ادبي)
اين نكته به خودِ نويسنده بر مي گردد كه چقدر علاقه به حضوري بين المللي داشته باشد.
ب: مطلع بودن از فستيوالهاي بين المللي و شرايط آنها
ج: وجود سايتهايي كه بتوانند آخرين اخبار مربوط به جشنواره هاي بين المللي حوزه نثر و داستان را پوشش دهند؛ نظير كاري كه گل آقا و ايران كارتن در رابطه با فستيوال هاي كاريكاتور انجام مي دهند.
سايت¬هاي ايران کارتن و هادي تونز (پرشين كارتن) مرجع خبري مناسبي براي کارتونيستهاي ايراني محسوب مي شوند. به قول فرجامي عزيز، يك پاتوق فرهنگي فراگير. اين سايتها (و سايتهاي ديگري نظير گل آقا و تبريز كارتن) اخبار اکثر جشنواره هاي داخلي و خارجي، شرايط حضور و مهلت ارسال آثار را به کارتونيستها معرف مي کنند و به انعكاس رخدادهاي اين حوزه مي پردازند. هرچند که با جستجو در اينترنت هم به آساني مي شود به چنين اطلاعاتي دست يافت اما وجود يک سايت مرجع که همواره آخرين اخبار جشنواره هاي بين المللي را پوشش مي دهد، امري مغتنم است که كمك شاياني به پديدآورندگان مي كند. اين اتفاق بهتر است در حوزه نثر و داستان هم بيفتد و سايت¬هاي آي طنز، گل آقا و دفتر طنز مي توانند بخشي از سايت را به اخبار خارجي مربوط به فستيوالهاي نثر و داستان طنز اختصاص دهند.
------------------
تكمله: خوشحال مي شوم اين نوشتار را به سرفصلي براي ايجاد بحث در اين زمينه مبدل سازم.
* عنوان مطلب اشارهایست به كتاب عطر سنبل عطر كاج نوشته خانم فيروزه جزايري دوما. اين كتاب كه با نام funny in Persian به زبان انگليسي نوشته شده، توانسته بود جزو نامزدهاي جشنواره معتبر جيمز تربر به عنوان بهترين كتاب طنز قرار گيرد.


