خواجه نظام الدین عبیدالله زاکانی
تخلص: عبید زاکانی
شاعر و نویسندهی طنزپرداز
سال تولد: نامعلوم
سال وفات: 772 هجری قمری
عبید زاکانی از شعرا و نویسندگان فارسیزبان قرن هشتم است. نام کامل وی «خواجه نظام الدین عبیدالله زاکانی» و متخلص به «عبید زاکانی» است. مشهور بودن او به «زاکانی» نسبت داشتن او به خاندان زاکان است. بنا به گفتهی تاریخ نویسان «عبید» در طول حیات خود لقبهایی را از امرا و حکام زمان خود گرفتهاست و اشعار خوب و رسائل بینظیری دارد.
ولادت عبید بنابر قرینههاى موجود باید در پایان قرن هفتم و آغاز قرن هشتم، در قزوین و در خانوادهای مورد احترام و عربیالاصل اتفاق افتاده باشد. زیرا حمدالله مستوفى در تاریخ گزیده - که بهسال ۷۳۰ ه.ق تألیف آن به انجام رسیده است - او را شاعر و نویسنده و آثارش را خوب و بىنظیر معرفى مىکند.
از آغاز زندگانیش نیز چندان آگاهى نداریم. اما چون به «ارباب صدور» انتساب داشت مسلماً با خط و ادب و فنون دبیرى و دانشها و آگاهىهاى عمومى که در تمدن اسلامى روزگار او رایج بود آشنا شده و آنها را با هنر شاعرى و نویسندگى همراه داشته است از شعرها و اثرهاى او نیز درجهی آگاهیش از دانشهاى زمان و از زبان و ادب عربى آشکار است و پیدا است که بر علم نجوم وقوف داشته است.
عباس اقبال در مقدمه دیوان عبید مینویسد:
از شرح حال و وقایع زندگانی عبید زاکانی بدبختانه اطلاع مفصل و مشبعی در دست نیست. اطلاعات ما در این باب منحصر است به معلوماتی که حمدالله مستوفی معاصر عبید و پس از او دولتشاه سمرقندی در تذکره خود (تألیف شده در قرن ۸۹۲ ه.ق) در ضمن شرحی مخلوط به افسانه در باب او به دست داده و مؤلف ریاضالعلماء در باب بعضی از تألیفات او ذکر کردهاست. معلومات دیگری نیز از اشعار و مؤلفات عبید به دست میآید.
در آغاز عهد استیلاء شاه شیخ ابواسحق اینجو (۷۴۲-۷۵۸ ه.ق) بر شیراز، عبید از عراق به فارس رفت و در آنجا اقامت گزید و از سال ۷۴۶ هـ در خدمت شاه شیخ گذرانید و به مدح او و وزیر فاضلش رکنالدین عمیدالملک سرگرم بود. پس از کشتهشدن شاه شیخ ابواسحق عبید علاقهاى به امیر مبارزالدین محمد مظفرى نشان نداد و آن مرد ریاکار و خونریز را مدحى نگفت؛ بلکه چندگاهى سلطان اویس جلایرى (۷۵۷-۷۷۷ هـ) را که در بغداد و تبریز مستقر بود در چند قصیده و یک ترکیببند ستود و ظاهراً مدتى هم در بغداد در خدمت آن پادشاه و در مصاحبت سلمان ساوجى گذراند.
عبید در هنگام تألیف تاریخ گزیده که قریب چهل سال پیش از مرگ اوست به اشعار خوب و رسائل بینظیر خود شهرت داشتهاست. در تذکرهی دولتشاه سمرقندی چند حکایت راجع به عبید و مشاعرات او با جهان خاتون شاعره و سلمان ساوجی و ذکر تألیفی از او به نام شاه شیخ ابواسحاق در علم معانی و بیان و غیره هست.
عبید در تألیفات خود از چندین تن از پادشاهان و معاصرین خود مانند خواجه علاءالدین محمد، شاه شیخ ابوالحسن اینجو، رکن الدین عبدالملک وزیر سلطان اویس و شاه شجاع مظفری یاد کردهاست. وی از نوابغ ایرانی است و میتوان او را تا یک اندازه شبیه به نویسندهی بزرگ فرانسوی «ولتر» دانست.
از تألیفاتی که از او باقی است معلوم است که بیشتر منظور او انتقاد اوضاع زمان به زبان هزل و طیبت بودهاست. مجموع اشعار جدی که از او باقی است و در کلیات به طبع رسیدهاست از ۳۰۰۰ بیت تجاوز نمیکنند.
در میان آثار او «موش و گربه» شهرت بسیار داشته و «ریش نامه» و «صد پند» از همه لطیفترند. داستان موش و گربه جریان سیاسی است كه در آن حاكمان و قاضیان مورد انتقاد قرار گرفته اند و چه بسا مقصود او «ابواسحاق اینجو» بوده باشد در برابر فرمانروای كرمان.
صرفنظر از اینکه عبید شاعری متوسط در حد و اندازه خویش بودهاست، همگان نام او را با طنز و هزل عجین و اغلب عامه او را به لطایفش میشناسند.
شیوه عبید در سخنورى شیرین و دلپسند است. نثر او بسیار روان و ساده و وافى به مقصود و خالى از حشو و زوائد است. شعرش سلیس و روان و دور از تعقید و ابهام و در عین حال داراى واژههاى متقن و منتخب و ترکیبهاى منسجم و مستحکم است که به سخن استادان پایان قرن ششم و آغاز قرن هفتم نزدیک است. در قصیده بیشتر به شیوهی سنائى و انورى و در مثنوى به نظامى و در غزل به سعدى توجه داشته است. بر روىهم نیروى ابتکار در عبید زیاد است چنانکه برخى از اثرهاى او بهکلى در ادب فاسى تازگى دارد و آن تازگى را هنوز هم حفظ کرده است.
وفات عبید زاکانی را تقی الدین کاشی در تذکره خود سال ۷۷۲ دانسته و صادق اصفهانی در کتاب شاهد صادق آن را ذیل وقایع سال ۷۷۱ آوردهاست. امر مسلم این که عبید تا اواخر سال ۷۶۸ ه.ق هنوز حیات داشتهاست و به نحو قطع و یقین وفات او بین سالهای ۷۶۸ و ۷۶۹ و یا ۷۷۲ رخ دادهاست.
آثار
دیوان لطایف شامل:
اخلاقالاشراف
ریشنامه
صد پند
ترجیع بند
تضمینات و قطعات
رباعیات
رساله دلگشا
تعریفات ملا دو پیاز
موش و گربه
سنگتراش
رسالهی تعریفات
فالنامهٔ بروج (نثر)
فالنامهٔ وحوش و طیور (نثر)
مقامات فارسی
--------------------------------
استخراج: محمدعلی مومنی؛ آیطنز


