آی طنز > اخبار > تصویرگری > ضیایی: تصویرسازی کتاب‌های طنز کودک و نوجوانان موفق نیست

ضیایی: تصویرسازی کتاب‌های طنز کودک و نوجوانان موفق نیست

تصویرگری | ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۸

به گزارش خبرگزاری شبستان، نشست "جایگاه تصویرگری در ادبیات طنز کودک و نوجوان" عصر پنج‌شنبه، 24 ارديبهشت، با حضور محمدرفیع ضیایی، جمال‌الدین اکرمی و به مدیریت فرهاد حسن‌زاده در سرای اهل قلم کودک و نوجوان در نمایشگاه کتاب برگزار شد.

در ابتدای این نشست محمدرفیع ضیایی داستان نویس، تصویرگر و کاریکاتوریست گفت: به عقیده من آن چیزی که به عنوان طنز در جامعه بخصوص جامعه ادبیاتی رواج یافته را نمی‌توان طنز دانست.
وی افزود: هر چیزی که جدی نیست را نمی توان طنز نامید. اينها همگی در بسته‌ای به نام شوخ طبعی قرار می‌گیرند که البته شوخ‌طبعی خود مراتب مختلفی مانند شوخی ساده، فکاهی، طنز، طنز سیاه، هجو و فانتزی را در درون خود جای می‌دهد.
وی طنز را یک رشته‌ی ظریف و خاص از شوخ‌طبعی دانست که بسیار کمیاب است و ادامه داد: اطلاق واژه طنز به تمام شیرین‌کاری‌ها و شوخ‌طبعی‌ها زیاد درست نیست.
ضیایی به فقر طنز در ادبیات کودک و نوجوان اشاره کرد و اذعان داشت: در آثار نویسندگان زبده طنز ایران کمتر شاهد خلق آثار مناسب و خوب برای کودکان و نوجوانان هستیم. فکاهیات سیاسی و اجتماعی بزرگسالان به ادبیات طنز کودک و نوجوان راه یافته که اصلاً در حد گروه سنی کودکان نیست.

وی به شیوه‌ی ابداعی خودش اشاره و بیان کرد: من کاریکاتوریست هستم و این فکر به ذهنم رسید که فکرهایی که در پس یک کاریکاتور است و تصویر نمی‌تواند آنها را بیان کند، بنویسم و در حال حاضر در حال نگارش کتابی با این مضمون هستم.
این هنرمند تصویرگر ادامه داد: کاریکاتوریست‌ها از تکنیک‌های به‌کاربردن تناقض‌های موجود، عدم تجانس‌ها و ناهماهنگی‌ها استفاده می‌کنند که دقیقاً همان کاری است که طنزنويس‌ها هم می‌کنند؛ پس می‌توان بین كشيدن کاریکاتور و طنزنویسی رابطه‌ای مستقیم برقرار کرد.
وی کارهای طنز موجود در ایران را به دو دسته "دکه‌ای" و "فانتزی" تقسیم کرد و گفت: ما در ایران دو نوع طنز در ارتباط با کارهای کودک و نوجوان داریم که دسته اول نوع تنزل یافته کارتون‌ها هستند و من آنها را کارهای دکه‌ای می‌نامم.

ضیایی در مورد بخش دوم طنز یعنی فانتزی توضیح داد: فانتزی در ادبیات طنز کودک و نوجوان تفکرات زیبایی هستند که نهادها را نشان داده و آنها را روایت می کنند.
وی افزود: تصویرسازی کارهای طنز کودک و نوجوان در دهه 30 و 40 در حال رشد کمی و کیفی بود ولی متاسفانه جریانی به وجود آمد که خواستار رنگی شدن كارهای تصويری شد. طراح، طرحی را می‌کشید ولی در چاپخانه به صورت تخت آنها را رنگ می‌کردند که به اصل کار ضربه می‌خورد.
وی در پایان گفت: متاسفانه در طول تاریخ ادبیات ما کمتر کسی مستقیم و به‌طور خاص به طنز پرداخته و همین باعث شده که آنچه امروزه طنز نامیده می‌شود با جريانات فکری کودکان همخوانی نداشته باشد.

در ادامه جمال‌الدین اکرمی، نویسنده کتاب کودک و نوجوان، محقق حوزه تصویرگری کتاب و نویسنده دوره دو جلدی کتاب "کودک و تصویر"، گفت: فاصله شیرینی تا تلخی لبخند ما طنز را می‌سازد که هم توصیفی، هم ادبیاتی و هم تصویری است.
وی افزود: به عقیده من بچه‌ها متوجه محتوای خنده ها می‌شوند و همیشه زهرخند را از پوزخند و خنده واقعی را از خنده‌ای دروغین تمیز می‌دهند.
وی ادامه داد: سنین مختلف طنزهای مختلف و متناسب با سن خود را می‌طلبند به عنوان مثال به نسبت بالا رفتن سن مخاطب باید از تصویر کم و بر متن اضافه شود و بالعکس.

اکرمی در مورد رنگ آمیزی کتاب‌های طنز گفت: من دوست ندارم که این طرح‌ها رنگ داشته باشد و به عقیده من لطافت طنز با قالب‌های رنگی کم می‌شود. هر چند که کتاب‌های طنز کودکان در سنین پایین رنگ‌آمیزی می‌خواهد، ولی رنگ از صراحت طنز می‌کاهد.

وي در بخش دیگری از صحبت‌هایش در مورد ورود طنز به عالم نقاشی و تصویرگری توضیح داد: در نقاشی مدرنیسم اغراق بیش از باور انسانی وجود نداشت، ولی با روی کار آمدن اکسپرسیونیسم و پست مدرنیسم، به نقاشی اجازه داده شد که شوخی کند.
اکرمی ادامه داد: "مارسل دوشان" در این سالها بهترین نمونه‌های طنز تصویری را ارایه داد. او برای مونالیزا سبیل گذاشت یا اتوئی با سطحی پر از میخ کشید. از این زمان بود که اغراق اصل مشخص اکسپرسیونیسم‌ها شد.
وی اظهار کرد: بعدها وقتی تصویرگری از نقاشی جدا شد، خصلت شوخی‌کردن در اثر به تصویرگری سرایت کرد: فانتزی‌کشی با طنز همراه شد و بعدها به گونه‌ای شد که دیگر کار فانتزی جدی کشیده نشد.

وی به تشریح تاریخ تصویرگری طنز در ایران پرداخت و بیان کرد: در دهه‌های 40 نگاه طنز به عالم تصویرگری ایران وارد شد، ولی این نگاه طنزی جدی نبود، بلکه بیشتر نگاهی کارتونی بود و این نگاه به طنز ما لطمه زد.
اکرمی نمونه‌هایی از کتاب‌های تصویرگری قدیمی را نشان داد و با ذکر نمونه‌هایی به فقدان طنز در این آثار اشاره کرد و در پایان گفت: در دهه‌های 40 و 50 نشریات به صورت مشخص به کودکان پرداختند ولی کتاب طنز کودک وجود نداشت.

در پايان جلسه فرهاد حسن‌زاده که مدیریت جلسه را بر عهده داشت، با اشاره به رنگ‌آمیزی تصویرهای طنز گفت: رنگ، خیال و بسیاری از عناصری که طنز را می‌آفرینند، می‌توانند ذهن کودک را فعال کنند و آهسته آهسته فاصله خیال را با تصویرهای واقعی کمتر کنند.

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین
تصویر سازی کتاب ها ومجلات طنز واقعا کار سختیه والبته بیشتر سلیقه ای عمل میشه...
من خودم رشتم گرافیکه...ترم قبل پروژه ی تصویر گری مجلات طنز کودک و نوجوان رو انتخاب کردم...و هر اتودی که میزدم استاد ایراد میگرفت...اوایل برام سخت بود چون استاد با سلیقه ی خودش منو راهنمایی میکرد...ولی با همه ی سختی هاش بعد از مدتی دستم اومد که چه جوری کار کنم...ولی متاسفانه همونجور که تو این متن هم اومده پایان کار باید پروژه رو رنگی تحویل میدادم که اصلا مناسب طرح هام نبود...

نظر:
کد امنيتی:

نظر شما بعد از بازبينی در بخش نظرات نمايش داده می‌شود.