<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>آی طنز نیوز</title>
      <link>http://www.itanz.net/news/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2011</copyright>
      <lastBuildDate>Tue, 23 Feb 2010 15:11:13 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

      
      <item>
         <title>حقایق تازه در مورد ساختگی بودن فیلم حمله به کوی دانشگاه</title>
         <description><![CDATA[فیلم منتشر شده از حمله به کوی دانشگاه تهران مونتاژی و حاصل دسیسه بی بی سی عنوان شد.

به گزارش خبرنگار رجانیوز یک مقام آگاه به خبرگزاری فارس اطلاعات مهمی درباره فیلمی که اخیرا از حمله لباس شخصی‌ها به کوی دانشگاه تهران منتشر شده است را داده است.

این مقام آگاه در گفتگو با سوریس ویژه خبرسازی سیاسی فارس گفته است «پس از پخش این فیلم که ابتدا در شبکه استعماری بی بی سی فارسی که مشترکا از سوی ام آی 6 و موساد پشتیبانی می‌شود و کاملا در راستانی اهداف استکبار جهانی فعالیت می‌کند کارگروه‌های ویژه‌ای برای بررسی آن تشکیل شد که مشخص گردید اولا این فیلم مونتاژی بوده و توسط برخی از به اصطلاح مستندسازان خودفروخته که با بی بی سی همکاری می‌کنند ساخته شده است و ثانیا حکم محارب برای تمام کسانی که با این شبکه همکاری می‌کنند باید صادر شود.»

بر پایه این اظهارات نشانه‌های واضحی همچون مات بودن برخی صحنه‌ها، لرزش دوربین در بعضی جاها، عدم شفافیت و همچنین نور کم صحنه‌های به نمایش درآمده از شب 25 خرداد همگی نشانه‌هایی از ساختگی بودن فیلم هستند در حالیکه ده ها شاهد حاضرند شهادت بدهند که تمام دانشجویان در شب مذکور در زیر نور کافی ضرب و جرح و مصدوم و مقتول شدند و دوربین‌ها هم روی سه پایه های سازمان قرار داشتند.

همچنین مشاور سردبیر سایت جهان‌نیوز که سایت نزدیک به علیرضا زاکانی است در تحلیلی نوشته است: «آقای دکتر زاکانی که خود افتخار پوشیدن لباس شخصی و همچنین برخی امور همچون برخورد فیزیکی با عبدالکریم سروش در دانشگاه را داشته‌اند معتقد می‌باشند که یکی از دلایل آشکاری که نشان می‌دهد این فیلم ساختگی است این است که در صحنه‌های مختلف این فیلم لباس شخصی‌های حاضر در صحنه به نیروهای انتظامی که مشغول تادیب دانشجوهای خاطی هستند می‌گویند "نزن نزن" در حالیکه اصولا سابقه نداشته و نخواهد داشت که چنین افعال و خواسته‌های ذلیلانه‌ای از سوی لباس شخصی‌های محترم صادر شود و اگر برادران لباس شخصی نمی‌خواستند خودشان دانشجوها را کتک بزنند پس آنجا رفته بودند چه غلطی بکنند؟»

در عین حال وب‌سایت <em>حزب‌‌الله ماشالله دات بی‌تی‌ام</em> در یادداشتی نوشت که این فیلم کاملا واقعیت دارد و نشان از آن دارد که لباس شخصی‌ها خوب و نیروی انتظامی و رجب‌زاده بد هستند. نویسنده یادداشت مذکور در پاراگراف سوم آن یادداشت نوشته است:

<blockquote>البته نباید زذالت‌های بی‌بی‌سی فارسی و جیره‌خواران مزدورش را نیز در نحوه انتشار این فیلم از یاد برد. از جمله آنکه چرا سه روز بعد از آنکه فیلم برایشان ارسال شد آن را نمایش دادند در حالیکه قرار بود درست روزی که رئیس نیروی انتظامی تهران را کنار می‌گذارند فیلم منتشر شود تا خوب ضایع شود تا بفهمد وقتی می‌گوییم سریع نیرو بفرست سریع بفرستند و بداند کی دارد بهش دستور می دهد. دیگر آنکه چرا از هجده دقیقه فیلمی که ما با هزار زحمت دستچین کرده بودیم که تویش خشونت پلیس‌ها و مهربانی ما را نشان می داد فقط هشت دقیقه‌اش پخش شد؟</blockquote>

به گزارش خبرنگار ما تا کنون به جز یک مورد هیچ مقام رسمی‌ای درباره انتشار این فیلم موضع نگرفته است و تنها موضع رسمی کماکان مربوط به اتحادیه دکمه‌دوزان مقیم مرکز است که رسما این حرکت را غیرقابل موضع گیری عنوان کرده است.
]]></description>
         <link>http://www.itanz.net/news/2010/02/post_69.php</link>
         <guid>http://www.itanz.net/news/2010/02/post_69.php</guid>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">21336521</category>
        
         <pubDate>Tue, 23 Feb 2010 15:11:13 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>حل معمای ارتش کمبوجیه در مصر</title>
         <description><![CDATA[تازه‌ترین یافته‌های باستان‌شناسان از بقایای ارتش کمبوجیه در مصر پرده از حقایق مهمی درباره این رویداد مهم و جنجالی تاریخی پرده برمی دارد.

به گزارش خبرنگار <a href="http://www.itanz.net/">آی‌طنز</a>، هرودوت، تاریخ‌نگار یونانی در روزگار باستان نوشته است که کمبوجیه، پادشاه ایرانی سپاهی پنجاه هزارنفری را برای فتح بخش‌هایی از مصر به سوی غرب گسیل می دارد که در صحرا ناپدید می‌شوند. گروهی بر این باورند که این سپاه در توفان شن مدفون شده است، اما گروه بیشتری باور دارند که این روایت جعلی ا‌ست. چرا که اصولا محال است کمبوجیه که فاتح مصر تا هندوستان بوده، چنان سپاه عظیمی را برای فتح بخشی از مصر گسیل دارد. ضمن اینکه ثابت شده هردوت راستگو نبوده و چنین ماجرایی هم جز در کتاب او در هیچ کتاب باستانی دیگری روایت نشده است.

اما اخیرا با کشف دست‌نوشته‌هایی از یک افسر هخامنشی که به خط میخی (فولادی) نوشته شده است، نه فقط نشان می دهد چنان سپاهی وجود داشته، بلکه از علت نابودی آنها نیز پرده برمی دارد.

ترجمه بخش‌های باقیمانده از آن دست‌نوشته‌ها که مربوط به یک هفته آخر زندگی افسر فخامنشی مربوطه است، برای نخستین بار در تاریخ در گافنیوز منتشر می‌شود.

<strong>کیوان شیدروز (=شنبه):</strong> پس از سه روز راهپیمایی آفتاب نزده به دستور فرمانده بزرگ در بیابان چادر زدیم. دستور به شمردن داد. شمردیم. از دو هزار و بیست و نفری که داشتیم سی و هفت نفر کاسته شده بود. آگاهی دادیم. خشمگین شد و فرمان به سربرکندن افسر بیچاره‌ای داد که شمارش کرده بود. هیچ نمی‌پذیرد که در سراسر پادشاهی ایران از این سوی مصر تا آن سوی هند اکنون پنجاه هزار سرباز یکجا یافت نمی‌شود، چه رسد در این بیابان. می‌گوید ما پنجاه هزاریم نه یک تن کم نه زیاد و هر کس جز این بگوید از ما نیست و از دشمن است که همواره ما را کم و کوچک خواسته است.

<strong>مهر شید روز(=یکشنبه):</strong> هشتاد و نه تن دیگر از تشنگی مردند و سه تن هم از نیش کژدم. فرمانده فرمان به باز کردن دهان ها و نگاه داشتن آنها به سوی آسمان داده تا بارانی ببارد. چند افسر جسارت کردند و پیشنهاد به کندن چاه دادند. فرمانده هیچ آخشیج(=بحث) را خوش نمی دارد و آنها را ناسزا گفت و گفت که اینها همه اندیشه دشمن پلید است که سربازان ما را سرگرم کندن چاه کند. و گفت هیچ این ننگ را نمی‌پذیرد و نکندن چاه خواسته راستین (=حق مسلم)ماست. 

سرهنگی گفت پس بگذارید از پول‌هایی که پادشاه برای این لشکرکشی همراهمان کرد چند مصری را اجیر کنیم تا چاه بکنند. فرمانده به یک یورش سر آن گستاخ را که سخن از پول‌های فرمانده رانده بود کند و غریو سر داد که اینها همه زان خود و خواسته منست (=همه‌ش مال خودمه). دیگران هراسان گریختند.

<strong>مه شید روز(=دوشنبه):</strong> بامداد به شیپور ایستاده شدیم. فرمانده بزرگ سخنرانی کرد و از مهر خود به ما گفت و گفت که خود را سرباز کوچکی بیش نمی داند و هر آن کس که گرهی درکار دارد یا خواسته‌ای دارد می‌تواند به خود وی بگوید و بنویسد تا بی‌درنگ برآورده سازد. یکباره همهمه در لشکر افتاد و همه به سوی او روان شدند. صدها تن زیر دست و پا ماندند.

<strong>بهرام شید روز(=سه شنبه):</strong> کشتگان دیروز را به خاک سپردیم. کم و بیش پانصد نفری می‌شدند. تا به اینجا که نیم مصر را جنگیدیم اینهمه کشته نداده بودیم که در دیروز دادیم. بیست و سه تن هم هنگام کندن گور از بسیاری گرما مردند. یکی از افسران را هم که گفته بود شاید شمار ما از پنجاه هزارتن کم شده باشد به دستور فرمانده به گناه پف کردن در آسیاباد دشمن(=ریختن آب به آسیاب دشمن) از میان به دو نیم کردند.

<strong>تیر شید روز(=چهارشنبه):</strong> بامدادان فرمانده‌مان به ملنگ، دریوزه‌گر بیابان‌گردی که از اردوی ما می‌گذشت مشتی زر و گوهر داد و فرمود که همگان را از گشاده‌دستی او آگاه گرداند. نیم‌روز، دیده‌بان چپ سپاه گزارش کرد گردی تیره به هوا خاسته. نگاه کردم و هراسیدم. ده هزاران بیش بودند و چونان یورش می آوردند که زمین لرزیدن گرفت. به نام شاه شاهان، کمبوجیه بزرگ با سپاهیان آرایش گرفتیم. نزدیکتر که آمدند شگفتمان آمد. مشتی گدا و دریوزه پدیدار شدند همه کاسه بدست و یاوه‌سرا. خواستیم بتارانیمشان فرمانده بر ما خشم گرفت و همه را پذیرا شد و هر آنچه سرمایه سپاه بود به آنها بخشید تا نامش همیشه در نزد گدایان تازی به نیکویی بدرخشد. به ویژه هرآنکه بیشتر چامه(=شعر) گفت و چاپلوسی کرد بیشتر بخشش دید.

<strong>برجیس شید روز(=پنج‌شنبه):</strong> نیمی از سربازان مرده‌اند و نیم دیگر نیم‌جان. هنوز هیچکس دلیری آن ندارد که به فرمانده بگوید. به ناچار من نزد وی شدم که داشت چامه‌های گدایان درباره خود را زمزمه می‌کرد و رویای پیروزی و فرنشینی (=مدیریت) جهان را می‌پخت. خواهش کردم که نگاهی به سپاه اندازد مگر خود ببیند آنچه می گذرد. اندیشه‌ناک به بیرون سراپرده آمد و لختی بر مردگان و نیمه‌جانان نگریست. آنگاه گفت آری درست پنجاه هزار تن‌اند و برای چیرگی بر جهان بس! و به اندرون شد.

<strong>ناهید شید روز(=آدینه):</strong> چند تن بیشتر زنده نی‌ایم و دیگران همه مرده‌اند. توفانی سیاه از دور هویداست. فرمانده خوشنود است که سیل هوادارانش برای پادشاهی برجهان سرانجام آمدند و هنوز چامه‌هایی که دریوزگان تازی در ازای گرفتن سیم و زر و گوهر برایش سرودند را با خود می‌گوید. او بر این گمان است که سرانجام هوادارانش چون ریگ روان شدند و ما می‌بینیم که توفان ریگ بر ما روان شده. کاش می‌گذاشت چاهی بکنیم.]]></description>
         <link>http://www.itanz.net/news/2009/12/post_68.php</link>
         <guid>http://www.itanz.net/news/2009/12/post_68.php</guid>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">16892</category>
        
         <pubDate>Tue, 08 Dec 2009 12:14:00 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>فیلم‌نامه اخراجی‌ها4 لو رفت</title>
         <description><![CDATA[یک طنزنویس فیلمنامه اخراجی های 4 را نوشت و در دسترس عموم قرار داد.
به گزارش آی‌طنزنیوز محمود فرجامی در روزنامه تهران امروز خلاصه این فیلمنامه را منتشر کرد. او نوشت:

از آنجایی که همه سینمای ایران یک طرف و اخراجی‌های مسعود آقای ده‌نمکی هم یک طرف است و این یکطرف‌بودگی به حدیست که پریروز برای قسمت سوم اخراجی ها که هنوز ساخته نشده با حضور وزیر ارشاد در سالن وزارت کشور مراسم ویژه‌ای در حد فشن شو گرفته شد؛ یک فیلمنامه‌نویس نام‌آشنا و سرشار از اعتماد به نفس به نام محمود فرجامی تصمیم گرفته است پیش‌دستی کرده و قسمت چهارم اخراجی ها را بنویسد. طرح این فیلم‌نامه به شرح زیر است که به بالاترین رقم پیشنهادی و بیشترین میزان اعتماد به نفس و متراکم‌ترین میزان لابی‌گری و کلفت‌ترین پارتی واگذار خواهد شد. ذکر این نکته ضروری است که این فیلمنامه ربط چندانی به به سه قسمت پیشین اخراجی ها ندارد و فقط نام آن را وام گرفته است و به نوعی بیوگرافی خود فیلمنامه‌نویس است و آقای ده‌نمکی استثنائا این یکدفعه حق اعتراض ندارد.


<blockquote><strong>خلاصه فیلمنامه اخراجی های 4</strong>
داش محمود که یک جوان متولد دهه 50 است چند روزی از اواخر جنگ را در پشت جبهه گذرانده است و به همین خاطر دوست دارد همه مردم را به خاطر بی‌توجهی به ارزش‌های دفاع مقدس کتک بزند. او ابتدا با چند از بچه‌های محله دسته‌ای راه می اندازد که شیشه‌ی سینماها را در اعتراض به سیاستهای ضد فرهنگی دولت وقت می‌شکنند اما این مبارزه خونین سرانجام به خاطر خونی شدن انگشت کوچیکه یکی از بچه‌ها متوقف می‌ماند. آنها تصمیم می‌گیرند برای اعتراض بیشتر، نویسنده‌ها و شاعران را کتک بزنند که تلفات جانی و انگشتی هم نداشته باشد اما پس از گذشت یک سال و کتک خوردن تمام اهل قلم و هنر این سرگرمی ارزشی هم جذابیت خود را از دست می دهد. علاوه بر این محمود که در طی این سال‌ها باور کرده است که سال‌های زیادی رزمنده و فرمانده گردان بوده کتک زدن چند تا پیرمرد و پیرزن را برای خود کم می داند به همین خاطر شروع به فحش دادن به آنها به صورت جمعی می‌کند. او در همین اثنا مجله تاسیس می کند و علاوه بر فحش دادن و افشاگری علیه روشنفکرها گه‌گاهی شکایت‌های حقوقی علیه آنها هم تقدیم دادگستری می‌کند و البته همچنان از ثواب حمله به مراسم آنها و کتک زدن ایشان غاقل نیست. 

خودفروختگی فرهنگی، بدحجابی، بی‌بندوباری، ترجمه آثار خارجی، آرایش غلیظ، رانت‌خواری، لباس رنگ روشن، بلند خندیدن و یکصد و بیست و دو مورد از این دست از جمله اتهاماتی هستند که داش محمود هر روز به چهار جهت پرتاب می‌کند اما اندک اندک این سرگرمی هم جذابیتش را نزد او از دست می دهد. تا اینکه او یک روز در خیابان چیز عجیبی را بر شانه مردی می‌بیند. محمود ابتدا گمان می کند آن چیز عجیب آرفی‌جی 8 است که او تا به حال شکار صدتانک دشمن توسط خودش با آن اسلحه را برای دوستانش تعریف کرده و به همین خاطر خیز 30 ثانیه می‌گیرد اما بعدا متوجه می شود آن چیز یک دوربین فیلمبرداری است. محمود یک دل نه بلکه صد دل عاشق دوربین می شود و یک هفته بعد نخستین فیلم سینمایی او که در مورد همه چیزهای بد جامعه که پولدارها و بدحجاب‌ها و روشنفکرها مسبب آنها هستند به بازار عرضه می شود که پس از سی‌دی فیلم خصوصی یک بازیگر زن، فروش دوم بازار فیلم‌های زیرزمینی را از آن خود می کند. اما اینها او را ارضا نمی کند و تصمیم به فتح سینما - اینبار بدون تلفات جانی و انگشتی- می‌گیرد.
 او این بار برای فتح سینما به سراغ همانهایی می رود که تا چندی پیش مشغول افشاگری علیه آنها بود و از جانب بخشی از آنها که آرتیست نامیده می‌شوند با آغوش باز پذیرفته می‌شود به خصوص آنکه یک موسسه فرهنگی-هنری-ارزشی-ورزشی-دمت گرم نیمه دولتی هم کارت اعتباری خود را در اختیار محمود گذاشته است.
محمود چند تا از خاطرات خود از دوران فرماندهی جنگ را به همراه چند جک و اس‌ام‌اس برای گروه تعریف می‌کند و چند ماه بعد فیلم استاد محمود و رفقا بر پرده سینماها نمایش داده می شود و شهرت او عالم‌گیر می شود.

فیلم در میان گلباران محمود و اعضای دسته‌اش توسط مردم شهر به پایان می‌رسد. قبل از تیتراژ پایانی سیمرغ بر فراز آسمان هویدا می شود و می خواهد بر شانه‌های او بنشیند که محمود می‌گوید "کیشته حیوون" و او می رود. سپس تیتراژ پایانی با موسیقی تیرم تیرم ظاهر می‌شود: تیرم تیرم آ آ/ می‌خوام برم آ آ... داش داش، داش داش داشم من/ تو چمنا آب‌پاشم من... عاشق دنبکم من/ صیاد اردکم من ... وای وای وای</blockquote>]]></description>
         <link>http://www.itanz.net/news/2009/12/_4.php</link>
         <guid>http://www.itanz.net/news/2009/12/_4.php</guid>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">هر چی حاجی بگه</category>
        
         <pubDate>Tue, 01 Dec 2009 11:00:15 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>دستگیری موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی در پی تایید تقلب</title>
         <description><![CDATA[در پی تایید وقوع تقلب در جریان انتخابات ریاست جمهوری منابع آگاه خبر از محاکمه قریب‌الوقوع موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی می‌دهند.

یکی از همین منابع آگاه اعلام کرد اقدامات قاطع مسئولین و منصوبین دولت ایران برای تایید تقلب در انتخابات ریاست جمهوری افغانستان آغاز شده است و همچنان ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار آی‌طنز نیوز و به نقل از گافنیوز در حالیکه دکتر محمود احمدی نژاد رییس دولت ایران نخستین و تنها مقام رسمی در دنیا بوده و هست که قبل از تایید انتخابات افغانستان، پیروزی حامد کرزای را تبریک گفته است؛ در یک توطئه جهانی بر ضد این نابغه ایرانی اعلام شد که وقوع تخلف‌های گسترده در جریان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان تایید شده است و در نتیجه پیروزی حامد کرزای باطل اعلام شد. از این رو انتخابات ریاست جمهوری این کشور به دور دوم کشیده شد.

پس از اعلام این خبر جمع کثیری از سیاسیون، مسئولان، وکلا، تبلیغات‌چی‌ها و شومن‌های غیرتمند ایرانی واکنش‌های سریع و قاطعی به این توطئه نشان دادند.
در این راستا بیش از صد نفر از ساکنان مجلس شورای اسلامی که پس از تایید شورای نگهبان و در طی انتخاباتی که وزارت کشور صادق و امانت‌دار دولت نهم برگزار کرد به عنوان نماینده مردم معرفی شدند؛ طی نامه‌ی شدیداللحنی خطاب به رئیس قوه قضائیه از وی خواستند تا با کروبی، موسوی، خاتمی و هاشمی به عنوان مسببین این غائله برخورد کند.

پیش از آن اما همتای ایرانی حامد کرزای طی سخنرانی آبرومندانه‌ای آن بخش از مردم افغانستان را که به حامد کرزای رای نداده بودند، خار و خاشاک نامیده بود که این تشبیه مجددا با تایید و تحسین دکتر حداد عادل همراه شد به نحوی که وی به مدت 45 دقیقه در تشویق این سخنان گوهربار کف زد و پس از آن به علت سوختگی کف‌دست‌هایش به بخش سوختگی بیمارستان رازی منتقل شد.

حداد عادل در این بخش سوختگی هم اتاقی حمید رسایی شد که پیش از این به علت بروز سانحه منجبر به سوختگی و شکستگی در آن بیمارستان بستری شده بود.
 حمید رسایی رئیس فراکسیون فداییان احمدی‌نژاد در مجلس شورای اسلامی در اعتراض به تایید تقلب در انتخابات افغانستان در مقابل ساختمان نمایندگی سازمان ملل در تهران ضمن سر دادن شعارهایی علیه موسوی و کروبی و خاتمی و هاشمی و بان کی مون و هیلاری کلینتون و اوباما و تمام کسانی که احمدی‌نژادی نیستند؛ دست به خودسوزی با کبریت زد که چون کسی حاضر به نزدیک شدن به وی نشد دچار حریق شد و مجبور شد خود را با بیل خاموش کند. به گزارش خبرنگار گافنیوز آخرین سخنان این فدایی احمدی‌نژاد قبل از انتقال به بیمارستان این بود «بی‌شرف مگه قرار نبود کبریت‌ها رو خوب خیس کنی؟»

در همین راستا آخرین خبرهای رسیده از رسانه میلی عزت‌الله ضرغامی آن است که نامبرده نیز در واکنش به این ثلمه بزرگ سه روز در رسانه تحت امر خود عزای عمومی اعلام کرده است و سی دو اکیپ از خبرنگاران و خبربیاران زبده این سازمان را مامور تهیه گزارش‌هایی برای عصبانی کردن مردم افغانستان نموده است. در همین راستا از این سازمان خبر می‌رسد که کامران نجف‌زاده که به پاریس اعزام شده بود و در آنجا از ترس سبزهای اروپا در نوک برج ایفل رحل اقامت افکنده بود؛ از سوی "واحد مرکزی از خدابی‌خبر" به این مرکز فراخوانده شده است.

همچنین یک منبع آگاه دیگر نیز اعلام کرد حسن تائب نیز با جمعی یاران خود که وظیفه بردن آبروی تاریخی بسیج را برعهده دارند در خیابان‌های تهران با مردم برخورد کردند. در همین زمینه 879 نفر از مردمی که در خیابان‌های انقلاب و آزادی مشغول قدم زدن بودند به جرم اعتراض علیه نحوه برگزاری انتخابات افغانستان و تلاش برای انقلاب قهوه‌ای مورد ضرب و شتم قرار گرفتند که حال 878 نفر آن‌ها وخیم گزارش شده است و نفر آخری که تیر مستقیما به قلبش اصابت کرده از سوی ظریبافان، مباشر احمدی‌نژاد در بنیاد شهید؛ به خاطر کشته شدن به دست میرحسین موسوی، شهید اعلام شده است.

در همین زمینه یکی از آدم‌خواران مستقر در یکی از خیابان‌های منتهی به میدان انقلاب که وظیفه پوست‌کندن عابران پیاده را داشت در گفتگوی کوتاهی که منجر به شکستن دست و کنده شدن گوش خبرنگار شد؛ گفت: « خیلی بی‌جا کردن وقتی که ایشون تبریک گفته اونا ورداشتن باطلش کردن... به قبر پدرشون (...) که به دور دوم بردن... عبدالله عبدالله دیگه چه (...)ه که بخواد جلو ما و دکتر و آقا سید حامد کرزای عرض اندام کنه؟ من اون (...)...» 
وی در خصوص مردم حاضر در خیابان افزود: «فکر کردن ما نمی‌فهمیم اینا اومدن به بهانه قدم و زدن و خرید کردن انقلاب رنگی کنن؟ بچه‌هاشونم ورداشتن آوردن که ما کاریشون نداشته باشیم... زکی ما تا همه‌شونو (...) که دیگه (...) از شیکم (...)(...) به اون (...) با این (...)...» وی که خود را کفن‌پوش و جان‌برکف می‌نامید در پاسخ به این سوال نیز که چرا این اقدامات را در خیابان‌های کابل انجام نمی دهید گفت: «آخه اونجا مسالمت سرشون نمی‌شه... یهو دیدی ما یه چاقو زدیم به طرف، یارو برداشت یه قمه فرو کرد بهمون!...»

آخرین خبرها در این زمینه حکایت از انتشار ویژه‌نامه‌ای در خصوص انتخابات افغانستان توسط روزنامه ایران است که در آن تا دختر عمه مهدی کروبی و نوه خاله زهرا رهنورد مورد بحث و بررسی دقیق کارآموزان و حقوق‌بگیران این موسسه قرار گرفته است.


<strong>و اینک سرخط سایر اخبار در این زمینه</strong>

<blockquote>محسن رضایی وقوع تقلب درانتخابات افغانستان را تایید کرد

یک مداح معروف تهران: حامد سی‌میلیون به حسابم بریزد شاید یک خواب خوبی درباره‌اش ببینم

حسین صفار هرندی برای وزارت فرهنگ و ارشاد دولت کرزای اعلام آمادگی کرد/ هشدار طالبان نسبت به رواج تحجر در افغانستان!

محسن رضایی از معترضان انتخابات افغانستان خواست تا تابع قانون باشند

فاطمه رجبی در سایت شخصی‌اش: قالیباف خائن بی‌ایمان مسئول فجایع افغانستان است

علامه دهر (حسین شریعتمداری) در کیهان: مردم افغانستان در انتظار محاکمه موسوی، کروبی و خاتمی

محسن رضایی وقوع تقلب درانتخابات افغانستان را تقبیح کرد

احمد توکلی درخواست کمک کرد: یکی به من بگه باد از کدوم طرف میاد؟!

عوضعلی کردان: حامد کرزای 110 درصد آرای واجدین شرایط افغانستان را بدست آورده است؛ مدارکش هم موجود است!

مهدی کروبی این بار به احمد جنتی نامه ننوشت

علی مطهری: طالبان لیبرال است

محسن رضایی سرگیجه گرفت

دیدار خصوصی محمدرضا گلزار با مشاور حامد کرزای پشت درهای بسته/ اعلام جشن ملی در قندهار</blockquote>
]]></description>
         <link>http://www.itanz.net/news/2009/10/post_67.php</link>
         <guid>http://www.itanz.net/news/2009/10/post_67.php</guid>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">٪63</category>
        
         <pubDate>Wed, 21 Oct 2009 18:27:58 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title> بیانیه کردان، رحیمی، محرابیان و بهبهانی علیه پولانسکی</title>
         <description><![CDATA[یك انجمن ایرانی تقریبا غیردولتی با نام «انجمن دفاع از عدالت و مبارزه با تبعیض در برابر قانون» با صدور بیانیه‌ای علیه رومن پولانسكی، كارگردان بازداشت‌شده لهستانی اعلام كرد: چنانچه پلیس سوییس این كارگردان را زیر فشارهای بین‌المللی آزاد كند، علیه آن شكایت خواهد كرد.

به گزارش آی طنز نیوز از گافنیوز و به نقل از فارس‌نیوز، رجا نیوز از ایرنا گزارش داد: «انجمن دفاع از عدالت و مبارزه با تبعیض در برابر قانون» به پلیس سوییس اكیدا هشدار داده است كه همگان در هر شرایطی در برابر قانون یكسان هستند و اگر پلیس سوییس این كارگردان لهستانی را به خاطر خلافی كه سی سال پیش در خاك آمریكا انجام داده است، تحویل مقامات قضایی ندهد، فرشته عدالت آسیب روحی خواهد دید و بنابراین این انجمن رسما از پلیس و وزارت كشور سوییس شكایت خواهد كرد.»

در همین راستا، گزارش‌های رسیده حاكی از آن است كه دكتر عوضعلی كردان دبیر «انجمن دفاع از عدالت و مبارزه با تبعیض در برابر قانون» هم‌اكنون برای ابلاغ این پیام به انگلیس سفر كرده است و وزیر دادگستری بریتانیا نیز ضمن تایید دریافت بیانیه مذكور اعلام كرده است: «این چرا باز پا شده اومده اینجا؟»

27 سپتامبر رومن پولانسكی، فیلم ساز نامی لهستان بر اساس حكم جلبی كه سی و یك سال پیش در آمریكا به جرم رابطه نامشروع با دختر 13 ساله ، برای او صادر شده بود، در سوئیس بازداشت شد.رومن پولانسكی برای دریافت جایزه ای كه قرار بوده است به مناسبت تجلیل از كارنامه هنری اش به او داده شود، به سوئیس سفر كرده بود كه توسط پلیس این كشور بازداشت شد.

دكتر رحیمی سخنگوی این انجمن كه یك شخصیت علمی جهانی بوده و علاوه بر آن، برای كسب بیش از صددرصد آرای صندوق‌های كردستان در شامگاه دوم خرداد به نفع ناطق‌نوری، نام وی در كتاب ركوردهای گینس نیز ثبت شده، درباره بیانیه مذكور به خبرنگار ما گفت: «پلیس سوییس، وزارت كشور سوییس، رئیس جمهور سوییس، اتحادیه اروپا، اوباما، آژانس انرژی اتمی، سازمان ملل متحد و همه باید بدانند كه از نظر ما همه در برابر قانون مساوی‌اند و اگر هزار سال هم بگذرد قانون باید اجرا شود.»

همچنین كامران دانشجو، وزیر علوم در جلسه پرسش و پاسخ با دانشجویان دانشگاه شریف در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه «چرا پایان نامه دكتری شما عینا كپی پیست از روی پایان‌نامه‌ای است كه یك دانشجوی كره‌ای چند سال پیش ارائه داده بوده است» گفت: «این شخص هنرمندنمایی كه باید الگوی اخلاقی برای جوانان باشد، برمی‌دارد 30 سال پیش با یك دختر 13 ساله آن كار را می كند باید سنگسار شود و این هیچ ربطی به اینكه آن دختر از شكایتش گذشت كرده ندارد و عدالت شهرام بهرام سرش نمی‌شود. خصوصا كه یارو یهودی هم هست.»

در همین رابطه دكتر بهبهانی وزیر راه دولت خدمتگزار و عدالت‌محور نیز بدون اینكه از وی سوال مشابهی پرسیده شود، ضمن كپی پیست پاسخ دكتر دانشجو گفت: « این شخص هنرمندنمایی كه باید الگوی اخلاقی برای جوانان باشد برمی‌دارد 30 سال پیش با یك دختر 13 ساله آن كار را می كند باید سنگسار شود و این هیچ ربطی به اینكه آن دختر از شكایتش گذشت كرده ندارد و عدالت شهرام بهرام سرش نمی‌شود. خصوصا كه یارو یهودی هم هست.»

این در حالی است كه مهندس محرابیان، یكی دیگر از وزرا و یكی دیگر از امضا كنندگان این بیانیه و مخترع "اتاق امن"ی كه گویا فرزاد سلیمی آن را اختراع كرده بوده، در گفتگو با روزنامه ایران گفت: « اصلا نخستین بار ایده‌ دستگیری پیلانسكو به ذهن من رسید كه متاسفانه پلیس سوئیس بدون پرداخت كوپی ریت یا همان حق مالكیت عشقی، آن را به نام خودش ثبت كرد. از این رو ضمن اقدام به شكایت جداگانه‌ای علیه پلیس دزد و متقلب این كشور به قوه قضائیه خودمان، امیدوارم رئیس فعلی قوه قضائیه راه روشن آقای هاشمی شاهرودی را ادامه داده و آن ‌را "خلاف بین شرع و مغایر با مسلمات فقه" تشخصی بدهد و  هرچه سریعتر این را هم به نام ما بكنند. اما گذشته از اینها اگر سر سوزنی پلیس و قوه قضائیه سوئیس یا آمریكا در این باره مماشات كنند و به خاطر شهرت پالینسكی كه من خودم سی سال روی آن مطالعه كرده‌ام؛ از او در مقابل قانون و عدالت حمایت كنند، پدرشان را درمی‌آوریم.»

گفته می شود در همین راستا دكتر كردان حاوی پیامی شفاهی‌ بوده است، مبنی بر اینكه چنانچه سیستم قضایی سوییس قادر به انجام عدالت نیست، یكی از قضات مشهور ایرانی كه اخیرا جابه‌جا شده، حاضر است این پرونده را داوری كند كه در نخستین جلسه ارائه این پیشنهاد، دو تن از حاضران با پریدن از پنجره به زندگی خود و سه تن از عابران پیاده خاتمه بخشیده‌اند.


 <strong>خبر تكمیلی:</strong> وزارت كشور سوییس اعلام كرد نامه  «انجمن دفاع از عدالت و مبارزه با تبعیض در برابر قانون» را كه توسط گارسن رستوران مقابل دانشگاه آكسفورد به سفارت این كشور در لندن تحویل داده شده، دریافت كرده اما اعلام كرده است به خاطر جعلی بودن به آن ترتیب اثر نمی‌دهد.]]></description>
         <link>http://www.itanz.net/news/2009/10/post_66.php</link>
         <guid>http://www.itanz.net/news/2009/10/post_66.php</guid>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">137 درصد</category>
        
         <pubDate>Sun, 04 Oct 2009 10:05:22 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>مخالفت شدید میرحسین با آشتی</title>
         <description>یک مقام آگاه در حزب موتلفه‌ اسلامی، جزئیات تازه‌ای را از مخالفت‌های پی در پی میرحسین موسوی با تعیین کمیته‌ آشتی ملی فاش ساخت.

به گزارش آی‌طنزنیوز به نقل از گاف نیوز، ایرنا به نقل از ایسنا گزارش داد که حمیدرضا ترقی در گفتگویی با خبرنگار فارس فاش کرده است: تا کنون چند کمیته‌ بی‌طرف با اعضای گوناگون برای حقیقت‌یابی و برپایی آشتی ملی و وفاق و همدلی تشکیل شده است، اما به خاظر مخالفت‌های بی دلیل و منطق موسوی، این کمیته‌ها منحل شده اند.

ترقی گفته است: «در راستای اینکه ما هیچ کینه و عنادی با آقای موسوی نداریم، از همان روز 22 خرداد که شکست ایشان برای ما روشن و قطعی شد، برای نشان دادن حسن نیت خود کمیته‌ای 4 نفره برای آشتی ملی و حفظ وحدت و همدلی را به همه‌ نامزدها پیشنهاد کردیم که متشکل از افراد بی‌طرف و خوشنامی نظیر استاد حبیب‌الله عسکراولادی مسلمان، استاد بادامچیان، استاد حبیبی و اینجانب بود که در کمال بی‌منطقی و به دور از نزاکت با جواب مثبتی از سوی موسوی روبرو نشد. اما از آنجایی که تنها هدف ما رسیدن هرچه سریعتر به وفاق و آرامش و همدلی بود، چند روز بعد مجددا کمیته‌ حقیقت‌یاب دیگری با حضور اعضای کاملا متفاوتی نظیر سردار تائب، سردار رادان، سردار احمدی‌مقدم، برادر حسین قربان زاده پیشنهاد دادیم که این بار هم با مخالفت مجرمانه ایشان روبرو شد.»

به گزارش خبرنگار فارس که ایسنا آن را برای ایرنا گزارش داد، ترقی گفته است: پس از آنکه ترکیبات ائتلافی و نظامی برای کمیته آشتی ملی مورد لجبازی موسوی قرار گرفت، با حدس این موضوع که این فرد قانون‌شکن از مواجهه با سیاسیون و نظامیون می‌ترسد، به ابتکار جمع دیگری از دوستان ترکیب متفاوتی برای کمیته‌ سوم پیشنهاد می‌شود.

«کمیته سومی با اعضای غیرسیاسی و غیرنظامی، خوش‌صدا و کاملا بی‌طرف مرکب از آقایان حسین سازور، احد قدمی، حسین سیب سرخی و روح‌الله بهمنی، در معیت هواداران سوار بر چند دستگاه موتور سیکلت برای وفاق هرچه بیشتر به درب منزل ایشان روانه شدند که متاسفانه این‌بار هم با وجود ترکیب کاملا متفاوت و بی‌طرف کمیته آشتی و وفاق، میرحسین موسوی باز هم در کمال نفاق از هرگونه همکاری خودداری کرده و کفر اعضای کمیته را درآورد.»

به گزارش گافنیوز و به نقل از منابع فوق‌الذکر، پس از مشخص شدن عناد واضح و آشکار موسوی برای حمیدرضا ترقی و سایر رفقای موتلفه‌ای که از ابتدای دهه‌ی 60 ارادت و علاقه ویژه‌ای به موسوی داشته و دارند، نهایتا کمیته چهارمی از اشخاص خوشنام و کاملا بی‌طرف مرکب از آقایان «دکتر کردان، دکتر رحیمی، دکتر بهبهانی و دکتر آجرلو» برای حقیقت‌یابی و وفاق ملی معرفی می‌شوند که این‌بار موسوی در یک اقدام خشونت‌بار سر خود را از دست کمیته‌ها به دیوار می‌کوبد.

بنابراین گزارش، میرحسین موسوی تهدید کرده‌است که چنانچه بار دیگر از این دست کمیته‌های بی‌طرف و منصف برای حقیقت‌یابی و برقراری آشتی و وفاق ملی به وی پیشنهاد شود، به سفارت بورکینافاسو پناهنده خواهد شد.

 برخی گزارش‌های تاییدنشده در همین زمینه از محاصره سفارت مذکور توسط نیروهای نظامی و تجمع تعدادی از مداحان و هواداران آنها در محل حکایت دارد که مایحتاج اولیه آنها توسط موتلفه بازار تامین می‌شود و دکتر کردان و دکتر رحیمی اسناد مورد نیاز را برای آنها تهیه می‌کنند تا موسوی هر چه سریعتر محاکمه و محکوم شود و در همان محل به سزای جنایات خود برسد.</description>
         <link>http://www.itanz.net/news/2009/09/post_45.php</link>
         <guid>http://www.itanz.net/news/2009/09/post_45.php</guid>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">4522</category>
        
         <pubDate>Thu, 10 Sep 2009 12:47:52 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>آخرین یادداشت و عکس ابطحی از داخل زندان</title>
         <description>محمد علی ابطحی، عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی و معاون سابق محمد خاتمی که از اواخر خرداد ماه تا کنون در زندان به سر می‌برد، یادداشت تازه‌ای از درون زندان منتشر کرد.

ابطحی که تا پیش از دستگیری سال‌ها بود به طور روزانه وبلاگ می‌نوشت، ‌در روزهای اخیر نیز مجدداً به وبلاگ‌نویسی روی‌آورد و این یادداشت، سومین یادداشت وی در زندان است.

به گزارش آی‌طنزنیوز و به نقل از گاف‌نیوز، ابطحی در این یادداشت مهم نوشته است:

«امروز هم رفته بودم پیش بازجویم که خیلی با هم دوست هستیم. یک مقداری کیک خوردیم و من نگاهی به مانیتورها انداختم و آه کشیدم. بازجوی مهربانم گفت: چیه؟ باز هم می‌خوای وبلاگ بنویسی؟ من گفتم: از کجا فهمیدی؟ و ایشان هم پاسخ داد: «از آنجا که خودم بهت گفتم آه بکش و هوس کن وبلاگ بنویسی!» جداً که خدا سایه‌ این بازجوهای مهربان را از سر ما کم نکند.



بعد کمکم کرد که پشت صندلی بنشینم. آخر اینجا اینقدر به من خوش می‌گذرد که پاهام کم کم تنبل شدن. خیلی خوش می‌گذرد و حتی شنیدم حجاریان...

بازجوی عزیزم گفت: زود باش برو سر اصل مطلب و اینقدر کشش نده گفتم: آخ چشم. بله من می‌خواستم بگویم همه تقصیرها به گردن موسوی است. او خیلی آدم بدی است و من از اول هم از او بدم می‌آید... می‌خواست در انتخابات تقلب کند و بعد که نتوانست متوجه شد.... آخ ببخشید.... توهم کرد که تقلب شده است.

چقدر خوب بود همانطور که برادر گرامی‌مان حسین شریعتمداری اظهار کرده‌اند، آقای موسوی دستگیر شوند و به واقعیت‌های بزرگی که ما در این مدت به آن‌ها پی برده‌ایم، پی ببرند.
ببخشید... چند لحظه‌ای بروم و بقیه شیر موزم را بخورم و برمی‌گردم.»

محمد علی ابطحی در این یادداشت ضمن مضحک خواندن شایعه لاغری خود در طول ایام بازداشت، عکس خود را منتشر کرده است و نوشته:

«یکی از چیزهای خنده‌داری که این روزها از توی اینترنت خواندم، این بود که می‌گویند من لاغر شده‌ام!!!!! من لاغر نشده‌ام، بلکه چربی‌هایم را آب کرده‌ام که آن هم به خاطر استفاده از لوازم بدن‌سازی زندان و سونا و جکوزی اختصاصی‌ای است که پنج شش بار حق استفاده از آن را دارم و اگر نروم، دوستان عزیز کشان کشان من را به آن‌جا می‌برند.

-    باز که داری چرت و پرت می‌نویسی... زود برو سر اصل مطلب

بله... همونطوری که می‌گفتم، تمام تقصیرها به گردن موسویه... اما از حق نگذریم، آقای خاتمی هم خیلی مقصر است. اصلاً سرمنشا تمام فتنه‌ها، دوران اصلاحات است. بازجوی محترم... ببخشید مدعی‌العموم! تمنا می‌کنم آقای خاتمی را هم دستگیر کنید تا مثل من در هنگام استفاده از لوازم ورزشی و ارزشی و سونا و توپوزی و جکوزی و... به اشتباهات خودشان پی ببرند و به راه راست هدایت شوند.»

به گزارش گافنیوز، ابطحی در این یادداشت ضمن تأکید 17 باره مبنی بر این‌که به هیچ عنوان تحت فشار نیست، نوشته است: «بابا.... به جان خودم تحت فشار نیستم»

وی همچنین با اشاره به یادداشت قبلی خود با عنوان «می‌خواهم برای خودم نوشابه باز کنم» که موجب بروز سوء تفاهم‌هایی از سوی بدخواهان و دشمنان در خصوص سوء رفتار با وی شده بود، نوشته است: «من در یادداشت قبلی‌ام نوشتم که می‌خواهم برای خودم نوشابه باز کنم که.... دارم با ایما و اشاره می‌گویم که تحت فشار و شکنجه هستم! واقعاً مسخره است. چه ربطی به فشار دارد؟ »

وی در انتها نوشته است: «چشم... چشم... باز هم خواهش می‌کنم موسوی و خاتمی و کروبی را دستگیر کنند و ابطحی را آزاد کنند. یادتون باشه برام دعا کنید که طول عمر بده که هی بدون این‌که تحت فشار باشم، توی وبلاگم علیه اصلاح‌طلب‌ها مطلب بنویسم... آخ... بابا هر چی گفتی رو که نوشتم... اوخ...»</description>
         <link>http://www.itanz.net/news/2009/09/post_65.php</link>
         <guid>http://www.itanz.net/news/2009/09/post_65.php</guid>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">محترم</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">چی</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">هر</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">بگن</category>
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">بازجوی</category>
        
         <pubDate>Tue, 01 Sep 2009 11:04:56 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>با اعلام رسمی کاندیداتوری حسن رحیم پور ازغدی، پروژه ی فیلسوف شاه کلید خورد</title>
         <description>برای نخستین بار در تاریخ حکومت های جهان؛ با اعلام رسمی کاندیداتوری حسن رحیم پور ازغدی، پروژه ی فیلسوف شاه کلید خورد.
 
به گزارش خبرنگار آی‌طنزنیوز و به نقل از خبرگزاری ایرُنا حسن رحیم پور ازغدی که به دعوت جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان در جمع دانشجویان این دانشگاه حضور یافته بود، در جریان پرسش و پاسخ و در پاسخ به یکی از سوالات، برای شرکت در انتخابات دهم ریاست جمهوری، رسماً اعلام کاندیداتوری کرد.

گفته می شود نویسنده واقعی کتابهای &quot;تهافة الفلاسفه&quot; و &quot;قصّه های کوتاه برای بچه های ریش دار&quot;(کتاب برگزیده سال 67) که پیش از این گفته می شد در محافل خصوصی از احتمال کاندیداتوری خود در صورت اصرار نخبگان حوزه و دانشگاه سخن به میان آورده، نخستین بار است که عزم خود را برای تکیه زدن بر کرسی ریاست جمهوری علنی می کند. وی که در سفر پیشین خود به عربستان و محرم شدن در مسجد ضرار، مظلومانه مورد تعرّض چماقداران افراطی وهّابی قرار گرفته بود، حذف مبحث غیر اسلامی اعداد مختلط از کتب دانشگاهی را به عنوان شعار انتخاباتی خود برگزیده است. 

استاد که سابقه همشهری بودن با دکتر علی شریعتی و داشتن چندین مقاله ISI در ردّ نظریات عبدالکریم سروش، الوین پلانتینگا، جان هیک و علی الخصوص آرای سیاسی جان استوارت میل و کارل ریموند پوپر یهودی الاصل را داراست، ضمن انتقاد از تفکّر رایج در مورد نقش رسانه‌های غیر دولتی در آزادی بیان و عقیده، در جمع اساتیدها و دانشجویان گفت:&quot;به شهادت تاریخ در زمان حکومت پیامبر(ص) در مدینه، حتّی یک روزنامه مستقل هم وجود نداشت امّا بیشترین آزادی واقعی بیان در طول تاریخ بشریّت بحمدالله از آن حکومت اسلام بوده است.&quot;

عضو برجسته شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان سخنان خود با بیان این که از بین آقایان دکتر حسن عبّاسی و دکتر حسین الله کرم ان شاء الله یکی ریاست ستاد انتخاباتش را خواهد پذیرفت، از مسعود ده نمکی نیز به عنوان سازنده فیلم تبلیغات خود نام برد.

وی در پایان از کوشش‌های نافرجامی که با هدف ترور شخصیتش صورت می‌گیرد انتقاد نموده و دلیل اصلی آن را نگرانی عدّه¬ای معلوم الحال از حضور خود در کارزار انتخابات دانست و ابراز امیدواری کرد تا تمام انسان‌های آزاده، علی الخصوص همشهریان وبلاگ نویسش از وی حمایت کنند. 

</description>
         <link>http://www.itanz.net/news/2009/03/post_64.php</link>
         <guid>http://www.itanz.net/news/2009/03/post_64.php</guid>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">اکثر مِن خمسين الف</category>
        
         <pubDate>Mon, 30 Mar 2009 14:50:10 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>در بخشنامه وزارت ارشاد اعلام شد: جزئیات اصلاحات فیلم ها برای دریافت مجوز اکران</title>
         <description>معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی همزمان با پایان بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر و نمایش فیلم های حاضر در جشنواره، ضمن انتقاد از برخی مضامین به کار رفته در فیلم ها، ایجاد تغییرات و اصلاحاتی را برای کسب مجوز اکران عمومی این فیلم ها الزامی دانست. در این بخشنامه که خطاب به تهیه‌کنندگان فیلم‌ها صادر شده، برای نخستین بار نام فیلم‌ها هم مورد ممیزی قرار گرفته است.
به گزارش خبرنگار ما، جزئیات این بخشنامه شدید‌اللحن به شرح زیر است:

1- تغییر نام فیلم «بی پولی» به دلیل تشویش اذهان عمومی، تبلیغات مسموم علیه طرح تحول اقتصادی و القای تفکر رواج فقر در میان مردم از طریق جوسازی‌های بی‌اساس.
پیشنهاد اصلاحی: تغییر نام فیلم به «سهام عدالت»

2- تغییر نام فیلم «پستچی سه بار در نمی زند» به سبب نشر اکاذیب، زیر سوال بردن زحمات بی شائبه پرسنل خدوم شرکت پست و تلاش برای سست کردن میزان اعتماد مردم به سیستم پستی کشور. 
پیشنهاد اصلاحی: تغییر نام فیلم به «پستچی منتظر می ماند تا برگردید»

3- تغییر نام فیلم «پای پیاده» به دلیل زیر سوال بردن کیفیت محصولات خودروسازی های داخلی و القای این تفکر که پیاده رفتن بهتر از سفر با اتومبیل ایرانی است. و همچنین فرهنگسازی در جهت کاهش درآمدهای دولت با ترویج پیاده روی.
پیشنهاد اصلاحی: تغییر نام فیلم به «مینیاتور»

4- تغییر نام فیلم های «زمانی برای دوست داشتن» و «چهره به چهره» به سبب عذم تبیین نوع جنسیت افراد مورد علاقه ورزی و رودررویی و مشخص نشدن نسبت افراد با هم در هنگام وقوع عمل ارتکابی به خصوص در پوسترهای فیلم.
پیشنهاد اصلاحی: تغییر نام فیلم ها به «یک زمانی بعد از ازدواج» و «از پشت تلفن»

5- تغییر نام فیلم «بیست» به دلیل ترویج تفکر ایده آل گرایی و کاهش اعتماد به نفس مردم از طریق القای درجه بندی سطح زندگی و از سویی تلاش برای براندازی زبر و افزایش سطح توقعات مردم با طرح مطالبات غیر اجرایی و غیر ممکن.
پیشنهاد اصلاحی: تغییر نام فیلم به «هشت و هفتاد و پنج صدم» 

</description>
         <link>http://www.itanz.net/news/2009/02/post_63.php</link>
         <guid>http://www.itanz.net/news/2009/02/post_63.php</guid>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">1125486</category>
        
         <pubDate>Wed, 18 Feb 2009 12:47:43 +0330</pubDate>
      </item>
      
      <item>
         <title>محسن نامجو با آلبوم تازه «پلخمون» به صحنه موسیقی بازگشت</title>
         <description><![CDATA[ خواننده پر سر و صدای موسیقی ایران که در برای یادگیری موسیقی، اپرا، باله و رقص محلی شمال اروپا در هلند به سر می برد، با آلبوم«پلخمون» برگرفته از فولکلور خراسان دوباره وارد معرکه موسیقی شد.

<strong>در باره آلبوم</strong>
منابع آگاه در موسیقی می گویند این بار نامجو در لباسی تازه و موهای تراشیده با سبیل و استفاده از سی تار به جای سه تار، هیبتی تازه به موسیقی در دهکده جهانی داده است.

نامجو در ابتدای این آلبوم ضمن انتقاد شدید از خوانندگانی که حنجره خود را جراحی زیبایی می کنند آلبوم خود را به عباس سلیمی که چندی پیش از محسن نامجو به دلیل آنچه آن را «قرائت توهین آمیز آیاتی از قرآن و انتشار آن» دانسته، به دادستان عمومی انقلاب شكایت كرده بود و جواد یساری خواننده ورزشکار و مردمی ایران تقدیم کرده است.

وی در طول مدت فعالیت حرفه‌ای خود بیش از هفتاد قطعه ساخته که بسیاری از این قطعات در قالب آلبوم‌هایی با نام‌هایی نظیر عقاید نئوکانتی ،گیس و جبر جغرافیایی و... به صورت زیرزمینی و غیر رسمی منتشر شده ولی اولین آلبوم رسمی محسن نامجو با دخالت و کمک رضا مهدوی  مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری در ۱۷ شهریور ۱۳۸۶(۸ سپتامبر ۲۰۰۷) با نام ترنج منتشر شد که منجر به عزل مهدوی شد.

بنیانیان رئیس حوزه هنری نیزبعدها در گفتگویی خصوصی به خبرنگار ما گفت که گروه فشاری  تازه تأسیس به خاطر آلبوم نامجو حوزه هنری را تهدید به بمب گذاری در شب شعر طنز به دلیل شلوغی جمعیت کرده بودند که با عزل مهدوی و عذرخواهی رسمی در بولتن داخلی حوزه ماجرا منتفی شد.

یکی از آهنگ‌های او با نام «بگو بگو» در جشنوارهٔ موسیقی وب‌گاه تهران اونیو در سال ۲۰۰۴ دوم شد. این بار باآهنگی تازه با نام «نگو نگو» با شعری از احمد صداقت شاعر ایرانی ساکن کانادا وارد معرکه موسیقی شد.

بیت اول این آهنگ شنیدنی این است:
نگو نگو که در عشقت قصور می کردیم
من و غزل همیشه شما را مرور می کردیم

نامجو همچنین اعلام کرد دو ترانه «بگومگو»و «نگو بگو» را در دستور کار آهنگسازی خود قرار داده است.

<img alt="namjoo.jpg" src="http://www.itanz.net/news/photos/namjoo.jpg" width="266" height="387" />

<strong>طنز و آلبوم تازه نامجو</strong>
همچنین شعر طنز و جذاب از عباس حسین نژاد نیز با مطلع «احساس یک گراز به من دست می دهد» با تلفیق آهنگهای اسپانیولی، گیلانی و بندری در این آلبوم کولاک محسوب می شود.
از دیگر آهنگهای متفاوت نامجو در این آلبوم می توان به «دلبرم نردبونه»، «اشنو ویژه» به یاد مرحوم حسین پناهی، «سنگ بسته و سگها بازند»، «از تربت تا غربت» به یاد زادگاهش تربت جام و «تست الکل» است که با رویکرد طنز اجرا شده است. 
همچنین محمود فرجامی، یکی از علاقمندان به موسیقی و نامجو و پیشکسوت مشهدی در رشته پلخمون، درباره این ابزار گفت: پلخمون در لهجه مشهدی به معنای ابزاری جنگی شبیه تیروکمان است که در این ضرب المثل بسیار مشهور پیشینه‌ی آن به هزار و صد سال پیش باز می‌گردد:

با پلخمون ِ نگات، چُغُک ِ دلمه زَی!  --- اي به قربون نگاهت عوضي ...مه زدي!
یعنی با تیر و کمان نگاهت گنجشک دلم را شکار کردی!  ---  اي به فداي نگاهت عوضي جای دیگری از من را زدي!
که شاعر این شعر، یعنی میرزا ابولکاظم بالاخیابانی بر اثر همین ضربه دارفانی را وداع گفته و در قطعه‌ی هنرمندان توس، مقبره‌ی وی محل زیارت دلسوختگان و ورزشکاران این رشته است.


<strong>نامجو و خارجی ها</strong>
لارا فابیان که از خوانندگان زیبا و به نام فرانسه است نیز ضمن تجلیل از قطعه ای در مایه دشتی و بلوز با عنوان «کیجا ورفه رو(kija vafe ru) » به معنای دختر سفید مثل برف، آن را حرکتی پساساختارگرایانه در موج جدید موسیقی  تلفیقی دانست.
آلبوم پلخمون شامل 99 قطعه است و موسسه هنری آوای پترس در هلند آن را منتشر کرده است.

<strong>نامجو و وزارت ارشاد</strong>
مرکز موسیقی وزارت ارشاد طی بیانیه ای اعلام کرد از نظر این مرکز محسن نامجو خواننده محسوب نمی شود و موسیقی او صرفاً یک نوع خالطور پیشرفته است.
محسن نامجو ولی با حرکات شدید سر از این بیانیه ارشاد انتقاد رسمی کرد.

<strong>نامجو و انتخابات!</strong>
وي همچنين در يك قهوه‌خانه مشهور آمستردام حضور يافته و در جمع علاقه‌مندان ايراني و اروپايي خود اعلام كرد قصد دارد حمايت خود از يكي از كانديداهاي مطرح انتخابات رياست جمهوري را در آينده نزديك اعلام كند.
 وي همچنين در اين محفل نيمه خصوصي، با تجليل از چند هنرپيشه مشهور ايراني و هلندي، خواستار توجه بيشتر سينماي ايران به موسيقي هلند شد.

<strong>نامجو و براندازی نرم</strong>
وی هر گونه قصد براندازی نرم را از طریق موسیقی به دلیل خشک بودن سیم و خشک بودن چوب سه تار خود تکذیب کرد و گفت از این ساز فقط آوای دوست می آید. نامجو همچنين در گفت‌وگويي تفصيلي با ويژه‌نامه هنري روزنامه داچ‌پست، گفت كه علاقه دارد در ايران بخواند و بماند و مانند ديگر خوانندگان ميهن‌فروش هرگز از هلند يا كشور غربي ديگري درخواست پناهندگي نخواهد كرد

وي افزود: من كشور پرتغال را براي زندگي به هر جاي ديگر ترجيح مي‌دهم زيرا از سويي نواهاي بومي اين كشور، براي هر شخصي به‌ويژه من كه شيفته موزيك پست مدرن هستم به‌شدت شگفت‌انگيز است و همچنين مردم اين كشور نوستالژي خاصي براي كشف و هر گونه حل معما دارند كه راه اين كشف، تنها از طريق سواحل اطلس مي‌گذرد و مرا یاد جاده های شمال می اندازد که محال است از یادم برود!

<strong>نامجو وفوتبال</strong>
وي همچنين از تنفر خود از فوتبال سخن گفت و ادامه داد: من در ميان ورزش‌ها تنها به لوش‌سواري علاقه دارم چرا كه اين ورزش به شيوه‌اي نرم و آهنگين روي يخ سر مي‌خورد و انسان را به ياد نوازش آرشه بر روي سيم‌هاي ويولونسل مي‌اندازد.

--------------
<a href="http://www.mohsennamjoo.at/">آدرس سایت محسن نامجو</a>]]></description>
         <link>http://www.itanz.net/news/2009/02/post_62.php</link>
         <guid>http://www.itanz.net/news/2009/02/post_62.php</guid>
        
        
          <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">عدد بده</category>
        
         <pubDate>Mon, 02 Feb 2009 13:50:41 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>

