صفحه اول


داش محمود که یک جوان متولد دهه 50 است چند روزی از اواخر جنگ را در پشت جبهه گذرانده است و به همین خاطر دوست دارد همه مردم را به خاطر بی‌توجهی به ارزش‌های دفاع مقدس کتک بزند. او ابتدا با چند از بچه‌های محله دسته‌ای راه می اندازد که شیشه‌ی سینماها را در اعتراض به سیاستهای ضد فرهنگی دولت وقت می‌شکنند اما این مبارزه خونین سرانجام به خاطر خونی شدن انگشت کوچیکه یکی از بچه‌ها متوقف می‌ماند.

10 آذر 1388 تعداد بازديد: هر چی حاجی بگه كد خبر: 19505

یک طنزنویس فیلمنامه اخراجی های 4 را نوشت و در دسترس عموم قرار داد.
به گزارش آی‌طنزنیوز محمود فرجامی در روزنامه تهران امروز خلاصه این فیلمنامه را منتشر کرد. او نوشت:

از آنجایی که همه سینمای ایران یک طرف و اخراجی‌های مسعود آقای ده‌نمکی هم یک طرف است و این یکطرف‌بودگی به حدیست که پریروز برای قسمت سوم اخراجی ها که هنوز ساخته نشده با حضور وزیر ارشاد در سالن وزارت کشور مراسم ویژه‌ای در حد فشن شو گرفته شد؛ یک فیلمنامه‌نویس نام‌آشنا و سرشار از اعتماد به نفس به نام محمود فرجامی تصمیم گرفته است پیش‌دستی کرده و قسمت چهارم اخراجی ها را بنویسد. طرح این فیلم‌نامه به شرح زیر است که به بالاترین رقم پیشنهادی و بیشترین میزان اعتماد به نفس و متراکم‌ترین میزان لابی‌گری و کلفت‌ترین پارتی واگذار خواهد شد. ذکر این نکته ضروری است که این فیلمنامه ربط چندانی به به سه قسمت پیشین اخراجی ها ندارد و فقط نام آن را وام گرفته است و به نوعی بیوگرافی خود فیلمنامه‌نویس است و آقای ده‌نمکی استثنائا این یکدفعه حق اعتراض ندارد.


خلاصه فیلمنامه اخراجی های 4
داش محمود که یک جوان متولد دهه 50 است چند روزی از اواخر جنگ را در پشت جبهه گذرانده است و به همین خاطر دوست دارد همه مردم را به خاطر بی‌توجهی به ارزش‌های دفاع مقدس کتک بزند. او ابتدا با چند از بچه‌های محله دسته‌ای راه می اندازد که شیشه‌ی سینماها را در اعتراض به سیاستهای ضد فرهنگی دولت وقت می‌شکنند اما این مبارزه خونین سرانجام به خاطر خونی شدن انگشت کوچیکه یکی از بچه‌ها متوقف می‌ماند. آنها تصمیم می‌گیرند برای اعتراض بیشتر، نویسنده‌ها و شاعران را کتک بزنند که تلفات جانی و انگشتی هم نداشته باشد اما پس از گذشت یک سال و کتک خوردن تمام اهل قلم و هنر این سرگرمی ارزشی هم جذابیت خود را از دست می دهد. علاوه بر این محمود که در طی این سال‌ها باور کرده است که سال‌های زیادی رزمنده و فرمانده گردان بوده کتک زدن چند تا پیرمرد و پیرزن را برای خود کم می داند به همین خاطر شروع به فحش دادن به آنها به صورت جمعی می‌کند. او در همین اثنا مجله تاسیس می کند و علاوه بر فحش دادن و افشاگری علیه روشنفکرها گه‌گاهی شکایت‌های حقوقی علیه آنها هم تقدیم دادگستری می‌کند و البته همچنان از ثواب حمله به مراسم آنها و کتک زدن ایشان غاقل نیست.

خودفروختگی فرهنگی، بدحجابی، بی‌بندوباری، ترجمه آثار خارجی، آرایش غلیظ، رانت‌خواری، لباس رنگ روشن، بلند خندیدن و یکصد و بیست و دو مورد از این دست از جمله اتهاماتی هستند که داش محمود هر روز به چهار جهت پرتاب می‌کند اما اندک اندک این سرگرمی هم جذابیتش را نزد او از دست می دهد. تا اینکه او یک روز در خیابان چیز عجیبی را بر شانه مردی می‌بیند. محمود ابتدا گمان می کند آن چیز عجیب آرفی‌جی 8 است که او تا به حال شکار صدتانک دشمن توسط خودش با آن اسلحه را برای دوستانش تعریف کرده و به همین خاطر خیز 30 ثانیه می‌گیرد اما بعدا متوجه می شود آن چیز یک دوربین فیلمبرداری است. محمود یک دل نه بلکه صد دل عاشق دوربین می شود و یک هفته بعد نخستین فیلم سینمایی او که در مورد همه چیزهای بد جامعه که پولدارها و بدحجاب‌ها و روشنفکرها مسبب آنها هستند به بازار عرضه می شود که پس از سی‌دی فیلم خصوصی یک بازیگر زن، فروش دوم بازار فیلم‌های زیرزمینی را از آن خود می کند. اما اینها او را ارضا نمی کند و تصمیم به فتح سینما - اینبار بدون تلفات جانی و انگشتی- می‌گیرد.
او این بار برای فتح سینما به سراغ همانهایی می رود که تا چندی پیش مشغول افشاگری علیه آنها بود و از جانب بخشی از آنها که آرتیست نامیده می‌شوند با آغوش باز پذیرفته می‌شود به خصوص آنکه یک موسسه فرهنگی-هنری-ارزشی-ورزشی-دمت گرم نیمه دولتی هم کارت اعتباری خود را در اختیار محمود گذاشته است.
محمود چند تا از خاطرات خود از دوران فرماندهی جنگ را به همراه چند جک و اس‌ام‌اس برای گروه تعریف می‌کند و چند ماه بعد فیلم استاد محمود و رفقا بر پرده سینماها نمایش داده می شود و شهرت او عالم‌گیر می شود.

فیلم در میان گلباران محمود و اعضای دسته‌اش توسط مردم شهر به پایان می‌رسد. قبل از تیتراژ پایانی سیمرغ بر فراز آسمان هویدا می شود و می خواهد بر شانه‌های او بنشیند که محمود می‌گوید "کیشته حیوون" و او می رود. سپس تیتراژ پایانی با موسیقی تیرم تیرم ظاهر می‌شود: تیرم تیرم آ آ/ می‌خوام برم آ آ... داش داش، داش داش داشم من/ تو چمنا آب‌پاشم من... عاشق دنبکم من/ صیاد اردکم من ... وای وای وای

Balatarin
امانت داری و اخلاق نداری
 استفاده از این خبر بدون ذکر منبع مجاز می باشد؛ کی به کیه؟.

  • تمام مملکت شده مسخره بازی !


  • ye cheze koloft hadiye be dehnamaki


  • merci kheilee khoob neveshtin dametoon garm


  • عالی بود


  • بابا تو دیگه کی هستی آخرشی جون داداش


  • شیر سماور ...ده نمکی دقت کن!
    اگزوز خاور....مرتیکه بهت میگم دقت کن!!!


  • سرگذشت واقعی بود دیگه؟ مثل اخراجی های 1 ؟
    جالب بود مرسی.


نظرات و دشنام ها:
نشانی منزل يا محل کار:

 مناسب چاپيدن  ارسال به دشمنان