حالا شما فکرش را بکنید که در چنین حال و هوایی، و در حالی که بسیاری از مردم شجاعت و مردانگی هاشمی را به خاطر ایستادگی و موضعگیریهای سیاسی اخیرش میستایند، آدمی مثل من در سایت جناب هاشمی چشمش بخورد به گزارش تصویری "دیدارشرکت کننده گان در دوازدهمین کنگره سالیانه انجمن اورولوژی ایران با هاشمی رفسنجانی"!
فکر میکنید به ذهن من چی رسید؟ این شما و بخشهایی از آن که قابل انتشار عمومی است:
جلسه با سخنرانی دبیر انجمن مربوطه آغاز میشود.

سخنران: ما متخصصان ارولوژی ایران پس از بررسیهای فراوان متوجه شدیم جناب هاشمی یک مورد استثنایی هستند. از اینرو خدمت ایشان رسیدیم تا حضورا بپرسیم ایشان با تمرین و ممارست به این "بزرگی" رسیدند یا از اول همانطور بودند!
هاشمی به جایگاه میرود و سخنرانی خود را آغاز میکند.

- بعله... حالا شما کجاشو دیدیدن، ما وقتی جوان بودیم یک چیز دیگری بودیم، رشادتها داشتیم...

- تقریبا در این مایهها!

آقای دکتر راستی (در حال تفکر): نه... از لحاظ علمی همچین چیزی امکان نداره...
آقای دکتر وسطی (با عصبانیت): دروغ میگه... فکر کرده ما از پشت کوه اومدیم؟... یه راست بگو توپ بسکتبال دیگه!
آقای دکتر چپی (آرزومندانه): ای جااااااااااااان!
این سخنان همچنان ادامه مییابد و تا آنجا پیش میرود که کرک و پشم بعضی از مردان حاضر در مجلس که تا پیش از این گمان میکردند خیلی هستهای هستند بریزد.

حتی فیلمبردار جلسه هم وقتی که برای هشتمین بار آقای هاشمی به توصیف میزان دلاوری خود پرداخت با تصور آن صحنه از پشت دوربین فرار میکند و از هولش (یا اسهولش!) در را هم پشت سر خود میبندد!

سرانجام هاشمی رفسنجانی در میان تشویق و تحسین بیسابقهی ارولوژیستهای ایران سخنرانی خود را خاتمه میدهد و برخی از آنها به خوش و بش میپردازد.

هاشمی: پسرم حالا ما یک چیزی گفتیم... لازم نیست شما اینقدر جدی بگیری و خجالت بکشی... راحت باش، دستتو بردار!... همین الان هم از خاتمی یه عالمه جلوتری...
پس از آن چند تن از حضار به سخنرانی میپردازند.

دکتر: من امروز خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم... نمیدونم چی بگم... قبلا یکی از دوستانم که سبزینهشناسه گفته بود آقای هاشمی در شهامت و شجاعت مرد بسیار بزرگی هستند اما من فکر نمیکردم اینقدر! همین الان هم مبهوتِ ایشون هستم!
و سرانجام مجلس به خاطر تدابیر امنیتی و اخلاقی خاتمه مییابد.

آقای سمت راست هاشمی (با خودش): این دکتره مشکوک حرف میزنه... منظورش از سبزینه چی بود؟ چقدرم به حاج آقا نگاه میکنه!... معذب شدن ایشون... اینقدر ذل نزن جوون زشته!... اصلا بسه دیگه، پاشین برین خونههاتون!



