آی طنز > چندرسانه‌ای > عکس > گزارش تصویری از حماسه چهارم خرداد!

گزارش تصویری از حماسه چهارم خرداد!

عکس | ۱۲ خرداد ۱۳۸۸

مراسم رونمایی از نسخه تازه از سایت آی‌طنز چهارم خرداد برگزار شد که هرچند، چند روزی از آن می‌گذرد اما چون ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است؛ ما با تاخیر عکس‌هایش را منتشر می‌کنیم که آن ضرب المثل به قوت به حیات خودش ادامه بدهد!

در ابتدای این مراسم که با حضور جمعی از طنزپردازان برگزار شد،حضور آقای حسین توفیق (سردبیر روزنامه فکاهی توفیق) چنان حاضران را به وجد آورد که همگی شروع کردند با خودشان به حرف زدن. سرانجام محمود فرجامی که حوصله‌اش سرآمده بوده بود با آرامش نعره کشید: آهای ساکت! من می خوام حرف بزنم.




سپس او شروع به حرف زدن کرد و آنقدر با حرارت توضیح داد که آقای توفیق عینکش را به چشم زد تا کسی را در مقابلش ورجه وورجه و سر و صدا می‌کند را ببیند. مهدی استاد احمد هم محو فرجامی و کیک مقابل او شد.




روی این کیک نوشته شده بود: حماسه خنده‌دار چهارم خرداد؛ آی طنز. فرجامی فروتنانه توضیح داد که به نظرش راه اندازی سایت آی طنز در شمایل حرفه‌ای تازه در این روز خجسته، حماسه‌ای است دوبرابر بزرگتر از دوم خرداد...




سپس با زدن اینتر (به جای بریدن روبان) سایت آی‌طنز تازه رونمایی شد که با استقبال حاضران مواجه شد. به نحوی که مهدی استاد احمد برای دیدن آن خود را به شرح زیر بر روی آقای توفیق انداخت!




پس از رونمایی از آی‌طنز، آقای توفیق سه شماره از مجله توفیق مربوط به دهه‌ی چهل را به آی‌طنز هدیه داد و خاطراتی از مجله‌ی توفیق تعریف کرد که محمود فرجامی سعی کرد در مودبانه‌ترین حالتی که بلد است به صحبت‌های ایشان گوش بدهد.




و سرانجام لحظه موعود فرارسید و کیک به پیشنهاد آقای توفیق توسط خانم صدر بریده شد. نسیم عرب امیری هم با تماشای این صحنه هی آه‌های جگرسوز می‌کشید و زیر لب می‌گفت: یعنی می‌شه...




پیش از پایان جلسه حاضران عکس یادگاری گرفتند.


ایستاده از راست: محسن اشتیاقی (مرد رند)، مصطفی محمودیان (کافه نادری)، حمیدرضا خوش‌کردار (عضو جدید تحریریه آی طنز)، رضا رفیع (طنزپرداز)، حسین توفیق (سردبیر توفیق)، گیلکی و حمید بهرامی (فعال وب)، رویا صدر (طنزپرداز)، نسیم عرب‌امیری (طنزسرا) و نشسته‌ها از راست: نادر جدید (حزب جوانان زیر آفتاب)، محمود فرجامی (مدیر آی‌طنز)، مریم نایینی (خبرنگار)، مهدی استاد احمد (طنزنویس و علاقه‌مند به گرفتن عکس با دست زیر چانه) و فاضل ترکن (خواجه فاضل)


پس از آن و با رفتن بزرگترهای مجلس، از هدیه‌ی دکتر خوش‌کردار که یک بسته شیگار اعلا با قاب فلزی بود توسط حاضران -به زور!- پرده‌برداری شد که البته هیچ‌کدام از کشندگان از ترس همسرشان جرات گرفتن عکس نکردند بجز مرد رند.


تا کنون هیچ خبری از مرده یا زنده‌ی قهرمان فوق‌الذکر به دست نیامده است!


این مراسم تا پاسی از شب ادامه یافت و در انتها با خواهش و تمنای محمود فرجامی مبنی بر ترک محل، خاتمه یافت.

لينک ثابت | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین