http://itanz.net/links/showsite.php?t=http://www.persiancartoon.com/...
- با افزایش نوزادان به مقدار بیشتری شیر خشک، پوشک و ... نیاز خواهیم داشت که می توانیم این گونه اقلام را از کشور چین به قیمت بسیار پایین وارد کنیم، که این امر موجب می شود روابطمان با این کشور هر چه بیشتر حسنه شود!
چگونه می توان با رباعی به خط پایان رسید؟ خودتان بخوانید
کاریکاتور تحریک آمیز
علت تعطیلی این ستون هرچه که باشد، به هرحال این آخرین یادداشت طنزآمیز من در تهران امروز است. امیدوارم در این مدت کسی را بناحق نرنجانده باشم و اگر چنین هست صمیمانه پوزش میخواهم البته بجز آنهایی که رنجاندنشان کمترین کاری بوده که از دست این حقیر برمی آمده و بیشتر مستحق کتک خوردن در خیابان بودهاند تا نقد در یک ستون طنز! به هر حال بابت این کمکاری عذرخواهم. به قول معروف: برگ سبزیست تحفه درویش، چه کند بینوا ندارد بیش!
پس از پخش موسیقی هوی متال و راک برای طالبان، مخالفت میان کرزی و اوباما داخل مرحلۀ جدیدی شده است
الف. ماه عسل به دریا نروید، غرق می شوید، حسرت به دل می مانید!
ب. زیرآبی رفتن ممنوع
از آثار برگزيدگان نهمين جشنواره بين المللي كاريكاتور تبريز
/خدایا مفلسان را غم مده شکرانه اش با من
/به آنان خوشه ای جانانه ده یارانه اش با من
شوخ طبعی های یک بانو
"من اگه خدا بودم...". یک وبلاگ جذاب، طنزآمیز و لطیف گروهی. «من اگه خدا بودم اونایی رو که خودکشی می کردن هم شهید حساب می کردم...من اگه خدا بودم همه ی لباسامو از "بنتون"می خریدم.»
رضا سرش را به طرف من چرخاند و من به او لبخند زدم. رضا اول اش با ديدن سبيل های از بنا گوش در رفته ی من جا خورد، اما بالاخره سال ها از ماجرای گلسرخی و دانشيان و چريک ها گذشته بود و ديگر چريکی باقی نمانده بود که بخواهد او را بدزدد، پس او هم لبخند زد. سلام کردم. سلام کرد. خواستم بلند شوم تعظيم کنم، پاچه ی شلوارم زير پايه ی صندلی پرستو فروهر گير کرد و...
تا دل تان بخواهد،خنده دار است
کارگردان: سلمان طاهری، آهنگساز: بهنام معیریان، تهیه کننده: امیرحسین داودی. تیتراژ مجموعه که به وضوح آن را یک سر و گردن بالاتر از انیمیشن های ایرانی مشابه نشان می دهد. با تبریک به دوستان گل آقایی.
با اجازه جناب سیاوش قمیشی
از در فرودگاه داخل نشده تعدادی از برادران لیدی بوی با دسته گل به استقبالمان آمدند و مشغول خوش و بش با برادرا بودم که متوجه ازدحام عجیب هموطنان در فری شاپ شدم و فهمیدم که با هر پاسپورت می توانی یک شیشه مشروب به قیمت تعاونی بخری و جالب قضیه این بود که عرق فروشی مملو از ایرانیان جان بر کفی بود که صفدر وار به مغازه حمله می کردند ...
اگر همه بازيها را هم ببازيم، براي من مهم نيست. به شرطي كه در آخر فصل قهرمان شويم!
چند روز است بسیاری از دوستان وبنویس شروع کردهاند به ایراد گرفتن از سریالهای نوروزی که بسیاری از آنها را در لینکدهی عبید شاکی لینک دادهام. نکتهی قابل توجه در این نوشتهها این است که نقدها شرسار است از تناقض،
حالا چند هزار هکتاری از یک دریاچهای که دور تا دورش محصور به مام میهن است یک مقداری خشک شود چه می شود؟ اصلا همهاش خشک شود چه اشکالی دارد؟ سهل است به نظر من یک عالمه فایده هم دارد.
آنجلیناجولی می گوید: این کاملترین لیست وبلاگ های طنز افغانستان است که از شب جمعه به اینسو دیده ام
مردی عصبی ، زبان باز ، علاقمند به روان درمانی ، ساکن مرکز نیویورک ، یهودی و کسیکه با زنها مسئله دارد . یک بزدل مجسم که تشنه زنهاست . در عین خوش قلبی ، دست و پا چلفتی بی عرضه و عصبی است . با لکنت سخن می گوید و مدام در حال نق زدن است
کارتون و شعر و عیدی
کلهر : اگر مردم به حرف های صدا و سیما گوش می دادند ما نباید 5 میلیون هم رای می آوردیم !
/ما برای حل مشکل در جهان آماده ایم/
هر خری یکسال با ما باشد انسان می شود!
یکهو این مجید دهن سرویس در ماشین رو باز کرد و دوان دوان و جیغ زنان فرار کرد! ما سه نفر از ترس و تعجب خشکمون زده بود. حمید گفت: "این مجید عجب الاغیه! چرا در رفت! احمد دور بزن ما هم فرار کنیم، اون بزمچه رو هو سوار کنیم!" سعید که جلو نشسته بود گفت: "حالا چه خاکی به سرمون بریزیم؟ احمد خدا بگم چیکارت کنه! من هزار تا آرزو دارم. همین مونده بود که به ضرب گلوله ی مرادبیک و رُفقاش کشته بشم!" بعد از چند دقیقه با نزدیک شدن سوارها...
طبق برخي اسناد تاريخي، وقتي حضرت رضا(ع) به شلمچه رسيدند، تأمل كردند و فرمودند: «روزگاري بهترين پيروان ما در اين سرزمين ماوا ميگيرند.» كاروان امام(ع) از شلمچه عبور كرد، شهرها و منزلگاههاي بسياري را پشت سر گذاشت تا سرانجام به خراسان رسيد...» تابناک / در همین راستا پیش بینی می شود بزودی این جعل احادیث صورت گیرد:...
/من چه گویم که چه انداخت به سویم ز غضب
من که سام و سر و نیرو به خراسان دارد * /
/ناگهان دست فرا کرد و فرو برد مرا/
گفت با زور که: «فک یو، به ُکراسان دارد...»/
مجددا یکی دیگر از جمعههای ت*ماتیک رسید. مطابق معمول کلی هذیان بیربط و افکار شیطانی و پراکندهگوئیهای نامربوط، مشغول دریدن ِ سلولهای خاکستری مغز ما و تجاوز به آنها هستند و یکی یکی از تعدادشان میکاهند. میترسم دوصباح دیگر، همین تعداد ِ معدودی که از خاکستریها باقی مانده است، به درک واصل شوند
من با ترس و لرز ازدواج کردم...با تردید...با هزار فکر و خیال و بدون عشق ولی با یک دنیا دوست داشتن او و الان میتوانم به همه دیوانه هایی که من را نگاه میکنند و مثل زمان مجردی من کله ی پر باد و دل پر هوس و افکار فیلسوف مآبانه دارند بگویم که اگر صرفا آدم باشید و بتوانید یک نفر را پیدا کنید که او هم صرفا آدم باشد خرید اگر تنها بمانید...
اگر شما برای دیدن بزغاله و گوساله میخواهید به باغ وحش بروید، کار اشتباهی است. شما برای آشنایی بیشتر با موقعیت بزغالهها و گوسالهها در جامعه و اهمیت وجودی آنها، میتوانید روزنامههای کاهی را بخوانید.