درپیش بیدردان اگر من کاکه تیغونی کنم
باید که با نیم جهان دعوای قانونی کنم
سیاه: شما از طرفداران آوردن پول نفت بر سر سفره هستید و زندگی شما ارتباط تنگاتنگی با وجود نفت دارد! البته اگر بروید آبی به دست و صورتتان بزنید این سیاهی از بین خواهد رفت!
سبز: : شما از طرفدارن محیط زیست هستید و برای پاکیزه شدن محیط زیست از وجود خس و خاشاک جنبش زیادی می کنید!
در بین کاندیداهای امسال، دو فیلم کمدی هم وجود دارد که داوران اولیه آنها را برای دریافت اسکار بهترین فیلم نامزد کردهاند. با توجه به عادت غافلگیری داوران مرحله نهایی اسکار، هیچ بعید نیست یکی از این فیلمها بتوانند اسکار بهترین فیلم را به خانه ببرند و دل هواداران فیلمهای کمدی را در سراسر جهان شاد کنند. البته در تاریخ اسکار تعداد فیلمهای کمدی که موفق شدهاند اسکار بهترین فیلم را دریافت کنند (مثل فیلم آپارتمان -1960) حتی به تعداد انگشتان دو دست هم نمیرسد و شاید بتوان گفت اسکاربا فیلمهای کمدی میانه خوبی ندارد
با اوضاع و احوالی که برای مطبوعات دارد پیش می آید و با حضور آدم های مقدس مآبِ بی اطلاع ـ که امیدوارم حقیقتا بی اطلاع باشند و خودشان را به بی اطلاعی نزده باشند ـ باید کم کم درِ دکان طنز را گل گرفت! به نظر من نگاهی که الان حاکم است، به هیچ وجه نگاه دینی نیست. در نگاه دینی شما اجازه انتقاد دارید
نخست موعظه ی ذوالفقاری این حرف است :
" ز گشت ویژه ارشاد احتراز کنید
وقتی با هم عروسی کردیم ، میریم شهر. من زیباترین خروس ده هستم. آدامس سازی خروس نشان واسه چاپ عکس من رو محصولش پول خوبی میده. من هیچ وقت اجازه نمی دم تو تخم بزاری و درد بکشی و پول دربیاری. خودم کار می کنم ، تو فقط سروری کن
طالب به کتابخانه عامه رفت و از خانم کتابدار پرسید:
- بوبخشین شما کتاب رهنمای انفجار انتحاری دارین؟
- هان، داریم ولی این کتابها را به خواننده ها نمی دهیم.
- چرا؟
- برای این که هرگز بر نمی گردانند!
با گردن خم، چهره مظلوم، لبخند آرام و چشمهاي خمار ادا شود...
از خنده می گـــویم ، ولی بــا فعل ماضی
من شـــــاکیم از روزگـــــار آقــای قاضی
برنامه ای رادیویی به مناسبت سالگرد درگذشت منوچهر احترامی
از معجزات هزارهی سوم اینکه استانی در فاصلهی یکی دو روز حال و هوا عوض میکند به چه قشنگی!
صدر از سوي ديگر از غيرقابل چاپ اعلام شدن مجموعهي «طنز وبلاگي» خود كه آن را حاصل زحمت سهسالهاش توصيف كرد، خبر داد و گفت: اين كتاب كه قرار بود توسط نشر چشمه چاپ شود، مجوز نگرفت و غيرقابل چاپ اعلام شد.
اين مسابقه قصد دارد با نژادپرستي و افكاري كه اين احساسات را بوجود مي آورد مقابله كند.
مدعیهای خوبی و پاکی
غالبا از همه کثیف ترند
لازم است شما هم مکثی بر این عکس بفرمایید
شبای عیدِ ما شبای بحثه
هوای خونه مون ،هوای بحثه
استاد محمدرضا ورزی کارگردان بزرگ سریال سترگ «سالهای مشروطه» فرمایش فرمودهاند: «به هر کس ثابت کند از علی حاتمی تقلید کردهام، پنج میلیون تومان میدهم.» اگر حضرت استاد ورزی بتواند ثابت کند که یک پلان یا یک دیالوگش حتی تقلیدی دست و پا شکسته از آثار مرحوم حاتمی است، حاضرم به ازای هر پلان یا جمله مشابه مبلغ پنج میلیون تومان دستخوش تقدیم حضورشان بکنم.
«در ايران هيچ کس به خاطر اعتراض در زندان نيست.» خاله پيرزن گفت ننه منم همين رو مي گم. مثلاً اين شصت و پنج تا روزنامه نگاري رو که الان توي زندان هستن به دو دليل گرفتن؛ يک عده رو به خاطر بدخط بودن (يعني توي خطي بودن که خط خوبي نبوده،)، يه عده هم به خاطر عدم رعايت اصول روزنامه نگاري در انتخاب تيتر، بقيه کساني هم که اين مدت بازداشت شدن، رفتن زندان به اين دلايل بوده؛ 1- مرتب مسواک نزده اند و لاي دندان شان سبزي گير کرده بوده که منظره نامناسبي داشته است. 2- شماره
اشک توی چشمهای آدم حلقه می زند از این همه احساس مسئولیت
سالها پيش از يك دستيار خواستم يا كليد باك اتومبيل را زير صندلی آن پيدا كند يا درِ باك را بشكند، و تذكر دادم اين كار احتياج به نبوغ دارد تا تكههای پلاستيك ِ در ِ باك به داخل آن نريزد زيرا ممكن است در بنزين حل شود و گرفتاری درست كند. پس از چند دقيقه شادمان و كليد در دست برگشت اما قسم خورد كه...
یک همکار یونانی داشتیم که هم خوش صورت بود و هم شوخ طبع.یعنی دو حکمتی داشت که حکمای لیبرال داشتن آن ها را از علامات "سوپر ستار" بودن می دانسته اند.احتمالاً که همین ویژگی های حکیمانه او ما را جذب کرده بود.یک روز هردو یکجا داخل کافه محل کار می شدیم. وقتی دید روی میز کثیف است،فریاد زد :این چه حال است؟ مگر اینجا دموکراسی نیست؟
140کیلو وزن! تیر کجا دارد که بخورد آنجا. احد نشسته بود گوشه سنگر و زل زده بود به شکمش و نازش می کرد. انگار آخرین وداع های دم رفتن بود. بهش حسودیم شد. او حداقل یک جایی داشت که تیر و ترکشی بیاید و بخورد آنجایش ولی من چی؟
توالتای بین راهو دیدین ؟
اگه ندیدین ، پ کجاها ...یدین؟!
زندگی نامه ای از صادق هدایت، نویسنده و طنزپرداز بزرگ ایرانی به بهانه سالمرگش
کاریکاتوری از مجید مهجور
((چرخ گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت))؛ جای چرخ بی زبان ای طنز(( فی لت ر)) می شود! / سایت های طنز در ایران بود روی گسل؛ تا دهد حاجی تکان ای طنز(( فی لت ر)) می شود!...
وبلاگ نافیلتریده محمود فرجامی به انضمام تمام آرشیو سایت دبش
http://jsamiee.com/...
در راستای فیلترینگ وبلاگ قبلی عالی پیام. چه می کنه این آزادی نسبتا مطلق بی پیر!
http://kabulpress.org/my/spip.php?article4703...