هوگو چاوز از مردم کشورش خواست بیشتر از سه دقیقه در حمام نمانند. وی که قصد داشت مردم کشورش را به صرفهجویی در مصرف آب دعوت کند، گفت: «بعضیها توی حمام میزنند زیر آواز. آن هم نیم ساعت تمام. سه دقیقه هم زیاد است. من خودم همیشه سه دقیقهای دوش میگیرم و بو هم نمیدهم.»
ین فسیل که گفته میشود از قدمت هفت تا هشت میلیون ساله برخوردار و از عاج، دندانها و جمجمه فیل تشکیل شده بود، بیش از 1.5 تن وزن داشته و به وسیله جرثقیل به محوطه فوق منتقل شده بود.
گویا دعا در بوئینگ «قطعاً» مستجاب میشود، در هواپیماهای دیگر «نسبتاً»، در توپولف «ابداً».
مجری برنامه در بخشی از سخنان خود به شعار برخی افراد در انتخابات ریاست جمهوری دهم اشاره داشت و با قرائت آن شعر که «ادب مرد به زدولت اوست» گفت: اگر قرار بر این است، حافظ هزاران سال پیش گفته که...(حافظ هزاران سال پیش؟!)
در چند نشست گل آقا «حیدری» قرآن ابتدای جلسه را با صوتی بسیار زیبا قرائت کرد و مرحوم صابری با افتخار توضیح دادند: آیات قرآن ابتدای جلسه را هادی حیدری، همکار جوان کاریکاتوریست گل آقا، قرائت کرد.
داماد ما قهر است با مامانم اینها، مدت: دوسال، علت: دخالتهای بیجا/ مامان ما اهل دخا لت نیست اصلن، ور میزند دامادمان این اصغر آقا/ ویروس مادر زن ستیزی دارد ایشان، بیماریی مسری، شبیه آنفولانزا
گربه/ زورش نمیرسید به سگ/ موش را متّهم به دزدی کرد...
وقتي ميشيني تو تاكسي انگاری توي آواكسي/خبرا ميرسه واسهت عين چايي توي سيني//بحث انتخاب مردم، بحث كهريزك دوم/صحبت از تفنگ روسي، صحبت از باتوم چيني//وسط بحث سياسي سرشو ميبره بيرون/
وقتي برميگرده دستش دو سه تا دستمال فيني!...
بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد، ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ/ همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد، ...
اگر میبینید اشعار ایرج بعضاً بیپروا و گزنده است و به دور کلمات کاغذ کادو نمیپیچد، قصدش این است که انحرافات تو در توی اجتماع آن روز را نمایان کند؛ تا خواننده به عمق فاجعه پی برده و شاید فرجی شود، تا آهسته آهسته مشکلات عدیده اجتماع را که ناشی از برداشت غلط از دین بوده رفع کند.
فیلمنامهی این مجموعهی طنز را «داود امیریان» بر اساس مجموعهی «ترکشهای ولگرد» خود نوشته است. «ترکشهای ولگرد» که 5 جلد کتاب با عناوین «برادران مزدور»، «جاسم رمبو»، «شمر، صدام و یارانش»، «مارادونا در سنگر دشمن» و «داماد فرمانده لشکر» را در بر میگیرد، حال و هوای طنز دارد.
علی كردان: «خداوند دو امتیاز الهی توانایی در مدیریت و تحلیل وقایع آینده را به من عطا كرده است. تمام وقایع یکسال اخیر تا یک سال و نیم آینده را پیشبینی میكردم.»/
3- پس لابد ایشان از نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری هم باخبر بوده؟ خب چرا یك كلمه نتیجه را نگفته كه دیگر این همه ستادهای كاملاً مردمی آقای احمدینژاد مجبور به تبلیغات و هزینههای ریز و درشت نباشند؟
4- ایكاش 6 ماه پیش آخر سریال «جومونگ» را برای مردم میگفت تا این همه مردم علاف نشوند.
یا عروسی مثل سیاست یک جوری شده، یا سیاست مثل عروسی. بخصوص در ماههای گذشته که واقعا عرصهی سیاسی مثل عروسی سرشار از شادی و بزن بکوب بوده است. لطفا کمک کنید با هم مدل رقص هر یک از احزاب سیاسی را مشخص کنیم. رقصها را از نظر بدنی به سه دسته تقسیم میکنم: ۱-رفص پا ۲-رقص چهره! ۳-رقص کمر
جایی که او نشسته، همه ایستادهاند/ مردان کار/ مردان سالخورده در کف سیگار/ مردان بوی خستگی و آروغ و عرق/ چپ چپ/ یا زیرچشم/ شاید به مهربانی و شهامت او فکر میکنند...
برادر چاوز از مردم ونزوئلا خواسته است حمام كردن را در عرض 3دقيقه به اتمام برسانند! به آموزش این نوع استحام توسط برادر چاوز توجه کنید...
شریفی از طنزپردازان خوب وبلاگستان اعلام کرده که وبلاگش از این پس تعطیل است. گویا مشکلات به او فشار آورده است!
تشنه هر سو میدود، آنجا سرابی بیش نیست، مار هرجا میرود، بر سرسرایش پونه است/ ... من نمیدانم چرا اما جهان سر راست نیست، راه هرچیزی از آن سمتی که او پیداست، نیست/ ...محتسب مست است و مست از محتسب هشیارتر، دلقک از تعزیهخوان، غمگینتر و محزونتر است...
...میترسم کم کم سنم از سن مادرم هم بیشتر بشود و هنوز مجرد مانده باشم!/ این ترس الکی نیستها. علم ریاضی ثابت میکند!
کاریکاتورهای «ایشالا مبارکش باد!»
خدایی که از بس مرا خوب ساخت، ندارم نیازی به لاک همچنین/ رژ و ریمل و خط چشم و کرم، تو زیباییام را طبیعی ببین/ دماغ و فک و گونهام کار اوست، نه کار پزشک و پروتز، همین/ تو حرف زنان را از آن گوش گیر، و بیرون بده حرفشان را از این
به نام خدایی که زن آفرید، حکیمانه امثال من آفرید/ خدایی که اول تو را از لجن، و بعدا مرا از لجن آفرید/ برای من انواع گیسو و موی، برای تو قدری چمن آفرید/ مرا شکل طاووس کرد و تو را، شبیه بز و کرگدن آفرید!
مادرم فرصت چندانی نیست، میشود دختر تو سن بالا/ دپرسم، حال غریبی دارم، که مبادا نشود بختم وا/ تو برای همه مادر هستی، واسهی من شدهای زن بابا/ نکند بیخبرند این مردم، که کسی هست چو من در دنیا...
امان از این حاج آقای کوچک و چیزهای دراز
برای آنهای که تا حال نمی دانسته اند مردم کی ها هستند
کارهایی از کاریکاتوریست های خارجی
کاریکاتور
گرما و دود، همهمه، روغن، صدا، کوپن، فکری به حال خردی اعصاب من بکن/ از این مغازه آینه و لاک میخری، از آن مغازه تربت و سجاده، استن/ زیباست رنگ آبی چشم و طراوتش، با زور لنز رنگی و با بوی ادکلن/ انگار جیغ!، جیب ترا یک نفر زدست، شاید که ریش داشت و شاید که پاپیون!
«فرهاد ناجی» نویسندهی کتاب: بسياری از سوالات شما دربارهی راهنمایی و رانندگی شهر تهران پاسخ داده خواهد شد. انواع جریمه از نوع کلاسیک و غیر کلاسیک، عدم جریمه نِسوان، 24 ساعت بعد در مقر طرح فرد و زوج، راه جدیدی برای استعدادیابی رانندگان، اعمال دموکراسی با زور، محبت سرشار رانندگان فهیم و غیر فهیم و پاره کردن دهان، گلو، حنجره و... از جمله عناوین طنزهای این کتاب هستند.
ناگهان باز گرفتار همان، سکتههای خرکی شد مادر/ قلبش از کار نیفتاد ولی، همه چیزش یدکی شد مادر/ بسکه او را به عقب هل دادند، رفتنش هلهلکی شد مادر/ کاش در دوره قبلی میمرد، مردنش هم الکی شد مادر...
گزارش «ارمغان زمانفشمی» از شکرخند37 و شعرخوانیها