کاریکاتور: گروه های اصلاح طلب برای انتخابات از چهره های هنری کمک می گیرند.
با شرکت عزادارانی که با پوستر به سینهزنی میپردازند و خواهرانی که تا همین دیروز گشت ارشاد آنها را جمعآوری میکرد. احتمالا دیدنیترین و بدیعترین عزاداری تاریخ.
ماجرای تماشاگرنماها، مدیرنماها و طبیبنماهایی که دود شدند و رفتند به هوا.
گفتمان دموکراتیک در کوچه و خیابان، و در فضای مجازی!
شمارهی 223: رضایت زودهنگام از افشین قطبی؟!/ 16 خرداد؛ روز دو مسابقهی مهم فوتبالی و انتخاباتی!/ نمایشگاه کاریکاتور گروه تلنگر/ چگونه نویسنده شویم؟/ مسابقه بهترین لطیفهها
کار متفاوتی از مبدع ستون مطبوعه ممنوعه ستون آزاد
سیزدهمین فیسآف وبلاگی را دو طنزنویس برگزار کردهاند تا شاید نحسیش را بگیرند!
اي مير آبها "هموسو" نه، تو "رستمي"؛ جا مانده گرز گاوسرت نزدِ خاتمي/ آن را بگير و بر سر سودابه ها بكوب؛
حتي اگر هوار زنند ابن ملجمي/ ما را به دست سيب زميني سپرده اند؛ تو نيز مير ما نكند فكر "شلغمي"؟!
بُگفتی گشت ارشادهِ مِبندی، تِمام بنزها یَکوَر ، تو یَکوَر/ شنیدُم ماهری، کارِت درسته، تِمام خِبرهها یَکور، تو یَکوَر/ گلستان جای جای کشورت بی، تِمام بلبلا یَکوَر، تو یَکوَر
کاریکاتور: سوسکها صدای آتشسوزی را از کیلومترها میشنوند!
مواد لازم برای یک فیلمنامهی سیاسی: یک پسر دانشجوی سیاسی، یک دختر دانشجوی عاشق، یک عده حراست دانشگاه و گروه فشار، یک نمایندهی مجلس و مقداری آتشبازی و تعقیب و گریز.
طنز چه در كلام و كلمات از ویژگیهای بارز هدایت است. او حتی گاهی از حد معمول و متعارف طنز هم فراتر میرود و كار را به هزل و هجو میكشاند.
داشتیم بازیهای زبانی میکردیم!
واسه کشور شما/ واسه کشور شما...کاندیداها اومدن
طاهای عزیزم، پسرم! همین چند سال پیش بود که روزنامهنگاری از سر بیکاری نامهای به اسم من برای خواهرت، جرالدین، نوشت و میبینم که این روزها همه آن را دست به دست میکنند و با اینکه بارها گفتند و نوشتند که حتی روح چارلی- یعنی من- از آن نامه خبر ندارد هنوز به اسم "نامهی چارلی به دخترش" معروف است ...
برای ورود به حوزههای رایگیری باید لباسهای سبز را در بیاورید؛ میدانم که شما باید تحت هر شرایط رایبدهید. پس مراعات رنگ «لباس زیر» را بنمایید و این یک قلم را سبز نپوشید!
یک شعر مهمل ولی بامعنا در توضیح اشکالات اخیر سایت آیطنز.
هفت سنگ طنز با آثاری از سپینود ناجیان،اسماعیل امینی،عبدالله مقدمی،نسیم عرب امیری،سعید سلیمان پور،حامد تاملی،مهدی فرج الهی وفاضل ترکمن منتشر شد.
متن كامل پيام تبريك مردم لندن به مردم پاريس به مناسبت پرتاب ماهواره اميد
رفع فیلتر از این سایت با دستور مستقیم یک مقام عالیرتبه ایرانی صورت گرفته و موجی مکزیکی از شادمانی در بین کاربران ایرانی به وجود آوردهاست. ایشان ضمن توبیخ مشاور اجرایی خود، تصمیم گرفتهاست سفر استانی بعدی او به فیسبوک ـ یکی از کشورهای آمریکای لاتین ـ باشد.
روزها فکر من این است و همه شب سخنم، که به نام چه کسی رای به صندوق فکنم/ ماندهام اینکه کدام ازهمه مطلوبتر است، نیست برنامهی او در هچل انداختنم/ انتخابات چه خوب است، چه حالی دارد، شادمانم من از این ناز و ملوسک شدنم
کمیکاستریپ: این قسمت آستین پارهگان
دوست دارید آی طنز را توی وبلاگتان از این به بعد چطوری دریافت کنید؟ هر سلیقهای که داشته باشید با انتخاب یکی از این کدها رضایتتان تامین است. کافیست یک بار امتحان کنید...
مردی که آمد خود به خود و ناخود آگاه در پس ضمیر پنهان همه ی شما خوانندگان محو میشود تا باشد روزی که به صورت یک عقده یک اثر ادبی هنری یا یک جنایت دراماتیک در شما بروز کند.
چگونگی کشف الهام، کردان، رادان، محصولی، مشایی
من از مردم خواهش می کنم رای ندهند و بیایند با هم انقلاب کنیم./ ساسانیان رفتند، سامانیان آمدند. سلجوقیان رفتند، خوارزمشاهیان آمدند. نسل انسان نئاندرتال هم که منقرض شد. ما ایرانیها اینیم...
امروز هوگو ايران بود. با هم يک كوكوی سيبزمينی زديم؛ خيلي چسبيد. حيف كه بعد از چهار سال بالاخره سيبزمينیها تمام شدند. اما عجب بركتی داشتندها! در اين چهارساله صبح، ظهر، شب سيبزمينی میخورديم!
فردوسی: چو کودک لب از شیر مادر بشست، زگهواره محمود گوید نخست/ هلالیجغتایی: آتش موسوی به طور آمد، ظلمت شب برفت، نور آمد/ صفااصفهانی: ماه آوری از طوبی ای آدم کروبی، ای خارق عادتها ای مبدع دیدنها
الهی آنکه مرا ندید، چه دید؟ و او را چه توان گفت جز ندید بدید؟
غمانگیزترین فیلم کمدی مستند تاریخ بشریت که خواندن فاتحه در انتهای آن واجب کفایی است!