ارنستهای دختران:
مادی: پسره مایه داره، باباش کارخونه داره، یه خونه شونصد متری دارن با استخر و جکوزی تو زعفرانیه + ماکسیما ، رونیز یا .....
علمی: طرف Phd داره، استاد دانشگاهه، دانشجوی شریف بوده، خیلی مخه
معنوی: اهل نمازه، دعای کمیل میره، به دخترای سرلخت(!) نگاه نمی کنه، عروسی نمیره، به همه به چشم خواهری نگاه می کنه
راهنمای صادقانه دروغگویی اصولگرایانه.
حکایت بامزه به جبهه رفتن برادران کمونیست و کنفدراسیونی.
نامه ای به حاتمی کیا درباره پدیده "معنازدگی مشنگانه"!
یک شاعر بلندپایه در گفتگو با یک سایتی که اسمش مهم نیست گفته است که رمان «بوف کور» از صادق هدایت، رمان نیست بلکه شعر است. با انتشار این خبر، روح هدایت با انتشار نامهای سرگشاده تاکید کرد که به ارواح خاک خودش، بوف کور یک رمان است و آن مرحوم دیگر نمیتواند برای گرفتن مجوز تازه از بخش ممیزی شعر ارشاد به این جهان رفت و آمد کند.
به همراه تماشای مجانی بهترین آثار.
متن کامل و بدون سانسور «نکات مهم استفاده از کارت سوخت»
گزارش لحظه به لحظه از استعفاي آقاي دبير
اشعاري از راشد انصاري
کار خوبی از مهدی استاد احمد.
يكي از مقامات ارشد فرهنگي كشور ، شایعه دعوت از دوریس لسینگ را تکذیب کرد و گفت: انتخاب آکادمی نوبل مثل همیشه یک انتخاب سیاسی است واگر اعضای آکادمی ریگی به کفش خود نداشتند چرا خانم فاطمه رجبی را که یک نویسنده طراز اول جهانی است، به عنوان بانوی اول ادبیات جهان انتخاب نکرده اند؟
من مجلات زرد می خوانم/ من سگ ول نگرد می خوانم/ خاتمی ماتمی مرا سننه/ یا کیارستمی مرا سننه/ گاه و بیگاه سینما بد نیست/ اندکی حاتمی کیا بد نیست/ رشته ی من زبیخ و بن الکی است/ عشق من سینمای ده نمکی است...
ین داستان ترجمه فارسی داستان Scroogled است که در چهار قسمت در نشریه رادار چاپ شده. نویسنده اصلی کوری دکترو است و ترجمه با مجوز توسط جادی.
جامی: زن از پهلوی چپ شد آفریده، کس از چپ، راستی هرگز ندیده! ناصر خسرو:زنان چون ناقصان عقل و دینند، چرا مردان ره آنان گزینند؟
گوشه هایی از وصیت نامه ابوالقاسم حالت : بعد مرگم نه به خود زحمت بسيار دهيد ... نه به من برسر گور و کفن آزار دهيد ... به که هر عضو مرا از پس مرگم به کسی... که بدان عضو بود حاجت بسيار دهيد ... کله ام را که همه عمر پر از گچ بوده است... راست تحويل علي اصغر گچکار دهيد
مترو یک قطار است که از زیر زمین میرود و ملت شریف را بهموقع برای خدمت به خودشان به مقصدهاشان میرساند. متاسفانه مترو در اقیانوسیهی مظلوم، ابتدای امر از انگلیس استعمار پیر وارد ملتها شد، تا بتوانند استعمارگران را سریعتر به محلهای غارت و چپاول ثروتهای ملی فانشاین غربی برسانند. مترو برای استعمار آمد و متاسفانه دولتهای قبلی هم نادانسته و دانسته آن را تقویت کردند. اما در دولت جدید، ما در وزارتخانهی پیروز «راه و ورزش بانوان و منوریل کشور فانشاین غربی» توانستیم رویکرد کاری مترو را عوض کنیم و به سمت خودکفایی برویم...
من نمی فهمم چه معنی دارد که یک کشوری که اسمش ایران است و رئیس جمهورش و اهالی ارادانش فارسی صحبت می کنند، یک عده ای به خودشان اجازه بدهند که فارسی صحبت نکنند؟! به قول شاعر: مگه شهر هرته؟
یک حکایت نسبتا قدیمی از زرویی نصرآباد.
برای دریافت برشور اطلاعات تکمیلی، که حاوی نمونههای قبلی و چند عکس ترسناک از ما در پوزیشنهای مختلف (بالای ۱۶ سال؛ برای احتیاط واجب، بالای ۱۸ سال) میباشد، شخصا با ما تماس بگیرید.
قصه ات را بده من بنویسم / قصه ای خوب و خفن بنویسم/
کارگردانی من بی نقص است / (لاجرم قافیه اینجا «رقص» است)/
قلب، وقتی به تپش میآید/ قصه، چندین سال کِش میآید/
تو Ok باش که Active شوم/ زود دنبال نگاتیو شوم/
خارج از نوبت اجرات کنم/ حذف از فیلم خودم Cut کنم/
روح من جانب تو Send شود/ آخر فیلم، Happy End شود!
انتشارات گلآقا تاكنون دو كتاب بزغاله باهوش و شغال خرسوار(اشعاري بر اساس داستانهاي مرزباننامه براي نوجوانان) را از گلستاني منتشر كرده و در آینده منتخبی از صدها بيت شعر و حكايات طنزي را كه از او به جا مانده به چاپ ميرساند.
هارون الرشيد: در هارونيه زنداني سياسي نداريم
چنگیزخان مغول: گزينه حمله نظامي به ايران، فعلا در دستور کار من قرار ندارد.
به دليل عدم رعايت موازين اخلاقي، باغ شداد تا اطلاع ثانوي پلمپ شد.
شهردار (shahrdar): كسي كه وظيفه اش اداره كردن شهر است، نوع تهراني اش در صورت به زندان نيفتادن اين شانس را دارد كه از نردبان ترقي بالا برود، كسي كه با وجود كشيدن زحمات بسيار زياد، شهروندان تنها در هنگامي كه سوار ماشين هستند و در دست اندازي مي افتند از او (آن هم نه به نيكي!) ياد مي كنند.
ترجمهی گزارشهای عملکرد دستگاههای اجرایی کشور بسیار مهم و معروف «فان شاین غربی» در حوزهی اقیانوسیه که میتواند سرمشق خوبی برای تمام کشورهای جهان باشد.
دیگر کیست که نداند که بــرخی قدرت ها، چه در غرب (که خدا حففظشان کند) و چه در شرق (که خدا از وسط نصفشان کند)، با "ورق ایران" پای میز معامله و چانه زنی با یکدیگر نشسته اند (و ما و دربار را و به خصوص عمه اشرف را که ملکه ورق بازیست، بازی نمیدهند)؟!
از مجموعه در محضر یک اعجوبه ادبی. قسمت اولش که خوب شده.
احتمالا اگر در روزگاران قدیم هم نشریات زرد وجود داشتند ، شاهد تیترهای زیر بودیم:
حسن صباح: من عضو القاعده نیستم
اعتراف گالیله: ببخشید، بخاطر تاثیر نوشیدنی غیر مجاز بود که فکر کردم زمین دارد می چرخد
ابو کیهان بیرونی: ابو علی سینا مدرک خود را از دانشگاه هاوایی گرفته است!
پارتی شبانه در قونیه لو رفت./ دستگیری مولانا و میهمانهایش در حین رقص دسته جمعی....
روزنامه خاطرات سفر ببريخان به فرنگستان که منشی باشی اش ناصر خالدیان آن را مکتوب می کند.