بیست و پنج تومن بنداز، فیضتو ببر!
کمیک استریپی از بزرگمهر حسین پور
حكايت فوتباليستي به نام «ش» كه با يك دختر جوان فقط صحبت ميكرد و به عواقب گفتمان انتقادي خود گرفتار آمد.
يكشب، قبل از سهميهبندي بنزين!
سرويس بهداشتي هوشمند؛ سهميه: پس از پر کردن فرم پرسشنامه و تهيه برگ استشهاد محلي توسط افراد متقاضي، سهميه بر اساس سن، وزن و پيشينه افراد متعاقباً اعلام خواهد شد.
يكي از كاشناسان داوري ادعا كرد:« خاتمي فاصله قانوني 9 متر و 15 سانتي متر را رعايت نكرده است.»
شعري در حاشيه سي دي غيراخلاقي منتسب به يانگوم:هیشکی نگفت یه دختره تنها توی آشپزخونه/
با نقشه بانو چویی چطوری سالم میمونه؟/
چه حالی داشت وقتی که دید سیدیش به بازار اومده/
همه با هم داد بزنین: بانو چویی خیلی بده/
بانو چویی اینو بدون اگر که گیرت بیارم/
پای چشای خوشگلت کلی بادمجون میکارم
وقتي رستم خوابيدهبود و از شدت خستگي يك گاو را زندهزنده خورده بود، معدهاش سنگين بود.
رخش بيدار بود و ديد كه اژدها از نزديك ميآيد...
طرح شروع تيرماه از روز سوم در مجلس رد شد/ فرهنگستان زبان به جاي واژه «مهرورزي» واژه «تيرورزي» را پيشنهاد كرد / کزازي: آرش را سه تير در تيردان بود / كروبي: كمرم تير كشيد!
چند آگهی تبلیغات مجاهدینی.
تنها «ادبيات» وطن گير نداشت / آن هم كه حرامزاده ميخوانندش!
جلسه شورایعالی اقتصاد با حضور رئیسجمهور شلخته و جمعی از اصناف محله ایشان برگزار و طی آن، تصمیمات بسیار مهمی اتخاذ گردید. متن مذاکرات جلسه مذکور بدین شرح است...
برداشت های هرمنوتیکی از یک تابلونوشته
در باب ايرانسل، نقاب و پخش سي دي غيراخلاقي منتسب به يانگوم
در روزگاري دور يك شهر دورتري بود كه مردمش در صلح و صفا و مهرورزي بيش از اندازه با هم زندگي خوش و خرمي داشتند.
مردم اين سرزمين از پا شانس آوردهبودند كه خدا همه جور نعمت مادي و معنوي را بهشان دادهبود.
يك شهرداري داشتند كه در مهرباني لنگه نداشت و خيلي مدير و مدبر و جان سخت بود. شهردار يك مشاور باهوش، دانشمند، خبيث، كاردان و علاقهمند به ازدواج مجدد داشت.
نفت يعني بازگشت اشتهام/ از طريق خوردن سود سهام/ نفت يعني سفرهها رنگين شده /بطن ما از متن آن سنگين شده/ نفت يعني وامهاي ازدواج/ملت خوشبخت هر شب هاج و واج / نفت يعني پشت بر سختي كنيم/دائماً احساس خوشبختي كنيم.
ريزاحمد كه ديد كوه ريزش كرده به ذن فرو رفت و پس از دقايقي رفتن به عوالم روحاني و مديتيشن ايكيوساني، فكر بكر و منطقي خوبي به كلهاش رسيد و تصميم گرفت براي اين كه قطار به سنگها نخورد و از خط خارج نشود خودش قبلاً آن را منفجر كند!
داروغهي كارتون رابينهود/ از نحوهي حركت تو ، مات است!
هجو بلاگرها به قلم دشمن شناس پارسا صائبی
ماليات، بديهايي هم داره !اگه همه ماليات بدن،شهرداري همه چاله و چوله هاي شهر رو درست مي كنه و ديگه گاري هيچكي توي اين چاله چوله ها نمي افته، و «ژان والژان» شناخته نمي شه، اگه همه ماليات بدن «حنا» تحت پوشش يك سازمان قرار مي گيره و لازم نيست بره توي مزرعه كار كنه، اگه همه ماليات بدن تمام خيابونها تابلوگذاري مي شه و هاچ همون قسمت اول مامانش رو پيدا مي كنه ...
نگاه طنز به فيلم نقاب و اطلاعيه وزارت ارشاد
سیدگرگ الله، خروسعلی، پشه، مارمار، روسپی، فورمن، جوجه آقا...
این شعر آفسایدی را بخوانید و از چشم و ابروی و بینی و تیونینگ صنم شاعر محظوظ شوید!
بوالفضول الشعرا و درد سرهای یک شاعر مردمی!
روسیه: هنوز سبیل می گذارد و گورکی می خواند. 20 سال است که حالش خیلی بد است اما خدا را شکر درآمدش خوب شده. به تز و سنتز و آنتی تز و فتوسنتز در فوتبال معتقد است. دلش برای ماتریالیسم دیالکتیک لک زده. به نظرش فوتبال مظهر بورژوازی فاسد است.