طرف میره پیش روانپزشک که من دکتر هستم و با بعضی بیمارهام سکس داشتم، حالا عذاب وجدان دارم.
روانپزشکه میگه بابا پیش میاد دیگه. خیلی از دکترها همین کار رو با بیمارهاشون کردن. تازه به زور که این کار رو نکردی. اصلا شاید خودشون هم خیلی خوششون اومده باشه. مگه شکایتی کردن یا گلهای کردن؟
میگه نه.
روانپزشکه میگه پس سخت نگیر. به هیچی فکر نکن.
طرف میگه به این که دامپزشک هستم هم فکر نکنم؟
کرمانشاهیه میره مسابقه 20سوالی. میگن:جواب اسم یه حیوونه.
میگه: میتانم بگیرمش؟
-:بله
-:یوز پلنگه؟ عقابه؟ شیره؟
-:نه.
-:میتانم با یه دس بلندش کنم؟
-:بله
-:فیله؟ کرگدنه؟ نهنگه؟
میگن: نه جواب قورباغه بود باختی.
میگه: به علی دانستم عارم امد بگم!
دوتا رفیق بودند که همیشه با هم شراب میخوردند.
یکیشون میمیره
چند وقت بعدش اون یکی رفیقه میره میخونه به ساقی میگه 2 تا پیک بریز.
ساقی میگه چرا 2 تا؟
میگه یکی برا خودم یکی به یاد رفیقم.
...
1 سال بعد رفیقه وقتی میره میخونه به ساقی میگه 1 پیک بریز؛ ساقی میگه رفیفقتو فراموش کردی؟
میگه نه. خودم توبه کردم، میزنم به یاد رفیقم.
به غضنفر میگن: نظرت در مورد آب چیه؟
میگه: آب خیلی خوبه، اگه آب نباشه همه تشنه میشن. اگه آب نباشه کثافت همه جا رو برمیداره. اگه آب نباشه ما نمیتونیم شنا کنیم و اگه نتونیم شنا کنیم خوب غرق میشیم!
يه بنده خدايي هست آبرومنده، يه كم زبان انگليسي بلده، يه خرده هم سرمايه تو دستشه، بيكار شده. دست به دست بچرخونين زن و بچه داره خيلي هم گرفتاره. اگه كار آبرومندي دارين دریغ نکنین. يادم رفت بگم تا ديروز هم وزير خارجه بوده.
یه روز یه باباهه داشت بچه شو نصیحت میکرد میگفت:
دروغ نگو،
دست تو دماغت نکن،
جوراباتو بشور،
با ادب باش ،
یکی داشت رد میشد شنید گفت: اینارو وقتی بچه بود باید بهش میگفتی نه الان که رییس جمهور شده.
یه نفر می خواسته خودکشی کنه با یه ظرف غذا میره روی ریل می خوابه. بهش میگن تو اگه میخوای خودکشی کنی دیگه واسه چی غذا برمی داری ؟ میگه اومدیم و قطار یه هفته دیگه اومد
arab interview at US immigration:
Q: your name please?
A: Abdul Aziz
Q: sex?
A: 6 times a week... See more
Q: I mean. male or female?
A: dosen't matter, sometimes even camel
رئیس: شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟ كارمند: بله! رئیس: خوب است، چون ساعتی پیش پدربزرگتان به اینجا آمده و میخواهد شما را ببیند، همان که دیروز برای شركت در مراسم تشییع جنازه اش مرخصی گرفته بودید!
يك بابايی رو ميندازن زندان، روز اول هم سلوليش ازش ميپرسه: جیب بری کردی افتادی اين تو؟! يارو ميگه: نه آقا اين حرفا چيه؟ من هيچ وقت همچی كاری نميكنم! خلافه ميگه: خوب پس حتما جیب مامور رو زدی؟! باز يارو ميگه: نه برادر، چی ميگي؟! خلافه ميگه: نكنه جیب ÷لیس رو زدی ناقلا ؟! يارو ميگه: آقای عزيز، اين حرفا يعنی چي، من جرمم سياسيه! خلافه میگه خب پس بگو جیب رئیس جمهور رو زدی!
یکی از اینایی که تو خیابون آدم کشتند وجداندرد میگیره و تصمیم میگیره خودكشی كنه. يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع ميشن كه ببينيد قضيه اين چی بوده، بعد از دوسال تحقيق ميفهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!
معلم انشا به بچه ها می گه موضوع انشاء این دفعه اینه: اگر رئیس یک شرکت دولتی بودید چه می کردید؟
بعد می بینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن، به جز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه.
معلم ازش می پرسه: چرا تو هیچی نمی نویسی؟
بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد!
غضنفر توی آلمان سوار مترو شده بوده، يه دفعه مترو ترمز ميكنه و غضنفر ميفته رو يه زن آلمانيه. زنه با متانت ميگه: به همنوع خود آزار مرسانيد،«گوته». يكم ميگذره مترو دوباره ترمز ميكنه، و اين دفعه زن آلمانيه ميفته رو غضنفر. غضنفر هم که خیلی مترصد فرصت بوده تا فرهنگ والای ایرانیشو به رخ بکشونه ميگه: زنيكه لکاته این هیکل لاشیتو جمع كن، «ايرج ميرزا»!