آگهی (16) آگهی
جمله‌سازی (14) جمله‌سازی
جوک جدید (196) جوک جدید
جوک کوتاه (110) جوک کوتاه
خارجی (9) خارجی
خاطره (4) خاطره
فیس‌بوکیات (1) فیس‌بوکیات
لطیفه‌های سیاسی (13) لطیفه‌های سیاسی
لطیفه‌های قدیمی (27) لطیفه‌های قدیمی
عبید زاکانی (19) عبید زاکانی
ملانصرالدین (2) ملانصرالدین
کلمه قصار (32) کلمه قصار

امنیت اجتماعی

طرح شناسایی و جمع آوری خانه های مجردی در راستای افزایش امنیت اجتماعی
- دیلینگ دیلینگ -
کیه؟
- منم منم مادرتــون
- دروغ نگو مادر ما شهرستانه
- مجردن ... بگیرینشون !

لينک ثابت | جوک | محمود

مذهب خروس

عالمی را پرسیدند خروس شیعه است یا سنی؟
گفت از آن جهت که روزی پنج بار نعره سرمی‌دهد و خواب مردمان را آشفته می‌سازد سنی است
لاکن چون هر روز روی مرغی تازه می‌پرد اهل متعه است و شیعه

باشعور

طرف سوار تاكسي بوده ... بعد از مدتي يكي پياده ميشه و درو محكم مي‌بنده ...راننده ميگه : خر بي شعور ... يه كمي جلوتر يه نفر ديگه پياده ميشه و باز در و محكم مي بنده بازم راننده ميگه : خر بي شعور ... نوبت به این بابا ميرسه با دقت در و آهسته مي بنده مي بينه راننده داره نگاش مي كنه بهش مي گه :چيه ... خر باشعور نديدي ؟

لينک ثابت | جوک | محمود

خداحافظ مبارک

جوک مصری:: میگن مبارک از مشاورش می پرسه: این مردم چی دارن میگن ؟ مشاورش میگه : هیچی قربان ، میگن آقای مبارک خداحافظ ! مبارک میگه : مگه مردم قراره جایی برن ؟

روحانی

طرف از آخونده میپرسه : فرق روح و روان چیه؟ آخونده میگه هیچ فرقی نداره طرف میگه : اگه فرقی نداره حال میکنم از این به بعد بهتون به جای روحانی بگم روانی.

لينک ثابت | جوک | محمود

صدقه

طرف 10 تومن ميندازه تو صندوق صداقات، هنوز دوقدم رد نشده بوده،‌ يك ماشين ميزنه بهش، درب و داغونش ميكنه. همون وقت يك بابای ديگه‌ای داشته يك پولی مينداخته تو همون صندوق، ‌غضنفر با حال زار پاميشه، ‌ميگه: آقا پولتو اونتو ننداز، اون صندوقش خرابه!

لينک ثابت | جوک | محمود

سربازی

بسیجیه سربازی‌ش تموم ميشه، وقتی كارت پايان خدمتشو بهش ميدن، نگاه ميكنه ميگه: ‌ای بابا، من كه ازينا چهارتا دارم.

لينک ثابت | جوک | محمود

مزرعه

بسیجیه ميره مزرعه اي ميخره به ابعاد 2سانتي متر در 8 کيلومتر. ميگن اين چه زمينيه ؛ چي ميخواهي بکاري؟ ميگه به اميد خدا ماکاروني.

لينک ثابت | جوک | محمود

چسبید!

داماده از حجله مياد بيرون، با پدرزنش روبرو ميشه؛ نميدونه چي بگه! هول ميشه ميگه: دست شما درد نكنه چسبيد!

آب

به غضنفر میگن: نظرت در مورد آب چیه؟
میگه: آب خیلی خوبه، اگه آب نباشه همه تشنه میشن. اگه آب نباشه کثافت همه جا رو برمی‌داره. اگه آب نباشه ما نمی‌تونیم شنا کنیم و اگه نتونیم شنا کنیم خوب غرق میشیم!

آهنگ عروسی

تو كرمانشاه رسم بوده كه شب عروسی يه ويلن‌زن مياوردن كه دم حجله در ضمن اينكه عروس و داماد كارشونو مي‌كنن، يه آهنگ آروم بزنه. يك بار عروسی يك بابايی بوده، خلاصه عروس و داماد مي‌رن تو حجله مشغول مي‌شند و جناب ويلن‌زن هم تو اتاق بغلی شروع ميكنه يه اهنگ آروم ميزنه. بعد يهو ويلن زنه يادش مياد كه ديرش شده و بايد يه جا ديگه هم بره، شروع ميكنه يه آهنگ تند ميزه كه زود تموم شه . همينجور كه داشته تند تند مي‌زده، ‌يهو داماد خيس عرق مياد بيرون، نفس زنان ميگه: مُرد! خوب شد؟!

لينک ثابت | جوک | محمود

سیگاری

يارو ازون سيگاريای خفن بوده،‌ ميفته زندون،‌ حبس ابد. روز اول بهش ميگن: ‌ببين ما حال و حوصله نداريم ‌هر ساعت دقيقه خورده فرمايشات تورو انجام بديم. همين الان ميگی چی می خواي،‌ ما برات مياريم،‌ بعد در سلولتو می بنديم تا ده سال ديگه. يارو ميگه:‌ســيــگــار! من فقط سيگار می خوام! مي‌رن براش 500 باكس سيگار ميارند، و در سلولش رو می بندند. بعد از 10 سال ميان ببينند چيز ديگه ای می خواد يا نه، در سلولش رو كه باز می كنند می بينند نشسته يه گوشه اي، ‌دست و پاش داره می لرزه. يارو تا جماعت رو می بينه، بر می گرده ميگه: ‌قربون، آتيش داري؟

لينک ثابت | جوک | محمود

کار تخصصی

دكتره داشته با زنش تو خيابون رد ميشده،‌ يك زنه لاشيه مياد شروع می كنه باهاش لاس زدن. بعد كه طرف ميره،‌ زن دكتره ازش می پرسه: ‌اين خانوم كی بود؟ دكتره ميگه: ‌يك خانمی كه من در رابطه با كار ديده بودمش. زنش ميپرسه:‌ در رابطه با كار تو يا كار اون؟

لينک ثابت | جوک | محمود

دری وری

كوره ميره تو آشپزخونه دستش ميخوره به رنده ميگه: اين دری‌وری‌ها چيه اينجا نوشته؟!

سوژ

شيره‌ايه مي‌ميره، مي‌برنش بهشت. دو سه روز مي‌گذره، ‌يك روز ميان ازش مي‌پرسند كه همه چی ميزون هست يا نه، ميگه: والله همه چيز عاليه، فقط يوخده شـوژ مياد! مي‌برنش دم مرز جهنم كه يخورده گرمای جهنم بخوره بهش، بلكن گرم شه. دوباره بعد از چند روز ميان مي‌پرسند: خوب اوضاع چطوره؟ ميگه: والله همه‌چی خوبه، ولی هنوز يوخده شـوژ مياد! ميگن بابا تو اصلاً لياقت بهشت رو نداري، ميندازنش تو جهنم! بعد از چند روز ميان، مي‌پرسند: خوب بالاخره گرم شدي؟ ميگه: والله اينجا بهتره، ولی هنوز هم يوخده شـوژ مياد! شاكی مي‌شند ميندازنش طبقه هفتم جهنم، تو مركز آتيش. چند روز مي‌گذره، ‌ميان بهش سر بزنن ببينيند اوضاع احوالش چطوره. تا درو باز مي‌كنند، يارو داد ميزنه: ‌داداش اون درو ببند،‌ شــوژ مياد!

لينک ثابت | جوک | محمود

شبانه

اولی: آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت می کوبید به دیوار خونمون!
دومی: عجب آدم های مردم آزاری پیدا می شن. حتماً نذاشت بخوابی؟
اولی: نه، خوشبختانه خواب نبودم، داشتم شیپور تمرین می کردم!

لينک ثابت | جوک | محمود

اعتقاد به پس از مرگ

رئیس: شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟ كارمند: بله! رئیس: خوب است، چون ساعتی پیش پدربزرگتان به اینجا آمده و میخواهد شما را ببیند، همان که دیروز برای شركت در مراسم تشییع جنازه اش مرخصی گرفته بودید!

مقصد

شيره‌ايه ميخواسته تاكسی بگيره، ‌به يك تاكسی ميگه: مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌ ای بـابـا! اونجا كه مَقْشَده!

ژاندارمری

غضنفر تو مسابقه بيست سوالی شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولی همون اول نگی كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، غضنفر ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. غضنفر ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. غضنفر ميگه: جاندارمريه؟

لينک ثابت | جوک | محمود

آدمخواری

آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شكار كنن، يه زنه رو ميبينن خيلی چاق بوده، پسره ميگه بابا اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه اين همش چربيه، به درد نمی خوره. ميرن تا به يه زنه لاغره ميرسن، پسره گرسنش شده بوده، ميگه: بابا جون اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه بابا اين خيلی لاغره فايده نداره. دوباره راه ميفتند، بعد از يك مدتی ميرسند به يه زن خوشگلِ باحال. پسره ديگه داشته از گشنگی ضعف ميرفته، ميگه: بابا جون ديگه اينو بخوريم؟ باباش ميگه: نه پسرم، اينو مي‌بريم خونه، مامانو مي‌خوريم!

لينک ثابت | جوک | محمود

بیسکویت

غضنفر تو مسابقه بيست سوالی شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولی تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. غضنفر ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوری ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايی بهتون ميكنم، با چايی هم ميخورنش. غضنفر ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!

لينک ثابت | جوک | محمود

سورچرانی

يه جايی جشن بوده، غضنفر همينجوری ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكی ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كی دعوت كرده؟ غضنفر ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولی اينجا جشن تولده!

لينک ثابت | جوک | محمود

دعوا

یارو با زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی زدند. زنه وقتی شب ميره بخوابه، يك يادداشت برای شوهرش می گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌می بينه شوهره براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

لينک ثابت | جوک | محمود

تو هم

اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا ! تو هم جاذبه!

اشتباه

- يكی ازين لات و لوتای هيكليه تهرونی ميره تو يك عرق فروشی يك گيلاس عرق سفارش ميده، ميره وسط سالن واميسته، يك ضرب گيلاسشو ميره بالا و ‌ميگه: اونايی كه طرف چپم نشستن، همشون مادر به خطان! كسی مشكلی داره؟! هيچكی صداش در نمياد. بعد يك گيلاس عرق ديگه ميگيره،‌ يكجا ميره بالا،‌ ميگه:‌ اونايی كه طرف راستم نشستن، ‌زن های همشون خرابن! كسی مشكلی داره؟! باز كسی جرات نمي‌كنه چيزی بگه. يهو يك یارو هيكلی از طرف راست بلند ميشه، آروم-آروم مياد طرف يارو. يارو ميگه: عمو! شوما مشكلی داري؟! طرفميگه:‌ نه قربون! من فقط طرف اشتباه نشستم!

لينک ثابت | جوک | محمود

کفتر

غضنفر كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهی ميده: بيوه بيو!

ما رو هم کشتن

يارو سبيل كلفته داشته تو يك جمعی تعريف ميكرده كه آره ما با كاروان داشتيم ميرفتيم، يه دفعه راهزنا ريختن همه ملت رو يا كشتن يا بهشون تجاوز كردن! بعد نگاه ميكنه می بينه بقيه دارند چپ چپ نگاش می كنند، برميگرده ميگه: البته ما رو كشتن!

لينک ثابت | جوک | محمود

خودکشی

یکی از اینایی که تو خیابون آدم کشتند وجدان‌درد می‌گیره و تصمیم می‌گیره خودكشی كنه. يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چی بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!

خارج

به غضنفر ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چی كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!

یک وجب

يه ایرانیه و يه آمريكاييه و يه انگليسيه داشتن تو يه كنفرانس علمی در باره پيشرفتهای علمی كشورشون صحبت ميكردن. آمريكاييه ميگه: ما يه موشك ساختيم كه دقيقا وسط ماه فرود مياد. ميگن: دقيقا وسط ماه؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب اينورتر. بعد انگليسيه مياد ميگه: ما يه سفينه فرستاديم وسط مريخ. ميپرسن: درست وسطش؟ ميگه: نه، تقريباً يه وجب اينورتر. نوبت ایرانیه ميرسه، هر چی فكر ميكنه چيزی به نظرش نميرسه، آخرسر ميگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم! همه ملت كف مي‌كنن، ميگن يعنی چي، مگه ميشه؟ يعنی واقعا با چشماتون غذا ميخورين؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب پايين تر!

لينک ثابت | جوک | محمود
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21