علائم مردگی!
روزی ملانصرالدین از زنش پرسید: وقتی که شخص بمیرد، چگونه معلوم می شود که مرده است؟ زن گفت علامت آن اینست که دست و پایش سرد میشود. پس از چند روز ملا برای آوردن هیزم به جنگل رفت و چون هوا بسیار سرد بود، دست و پایش یخ کرد. سخن زنش را بخاطر آورده با خود اندیشید که مرده است. در حال خود را به زمین انداخته چون مردگان دراز کشید. اتفاقا یک دسته گرگ رسیده خر او را دریده شروع به خوردن کردند. ملا آهسته سر را بلند نموده گفت : اگر نمرده بودم، به شما میفهماندم خر مردم خوردن چه نتایجی دارد.
دم خروس
شخصی خروس ملا را دزدید و در کیسهاش گذاشت. ملا که دزد را دیده بود او را تعقیب نمود و به او گفت:خروسم را بده! دزد گفت: من خروس ترا ندیدهام.
ملا دم خروس را دید که از کیسه بیرون زده بود. به دزد گفت: درست است که تو راست میگویی؛ ولی این دم خروس که از کیسه بیرون آمده است، چیز دیگری میگوید!