آگهی (16) آگهی
جمله‌سازی (14) جمله‌سازی
جوک جدید (158) جوک جدید
جوک کوتاه (82) جوک کوتاه
خارجی (9) خارجی
خاطره (3) خاطره
لطیفه‌های سیاسی (7) لطیفه‌های سیاسی
لطیفه‌های قدیمی (25) لطیفه‌های قدیمی
عبید زاکانی (14) عبید زاکانی
ملانصرالدین (2) ملانصرالدین
کلمه قصار (26) کلمه قصار

دلیل منطقی

نویسنده‌ی جوان از جرج برنارد شاو پرسید: «شما برای چی می‌نویسید استاد؟» شاو: «برای یک لقمه نان»
پسر: «متاسفم. برخلاف شما ما برای عزت و شرف می‌نویسیم.»
برنارد شاو: «طبیعی است. هر کدام از ما برای چیزی می‌نویسیم که نداریم.»

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی

من نیوتن نیستم!

یه روز اینشتین و نیوتن داشتن با هم قایم‌باشک بازی می‌کردن. انیشتن چشم گذاشت و نیوتن رفت پشت سر انیشتن یه مربع به ضلع یک متر کشید و توی اون مربع ایستاد.
وقتی شمارش انیشتن تموم شد، برگشت و نیوتن رو دید.
اینشتین گفت: نیوتن! سوک سوک!
نیوتن: من نیوتن نیستم. مساحت این مربع 1 متر در 1 متر میشه 1 متر مربع و من هم که روی این مربع ایستادم! بنابراین نیوتن بر مترمربع میشه پاسکال!

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی

لطف همسرانه

برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه‌ی خود به همسرش گفت: «این ‎جایزه را به همسر عزیزم تقدیم ‏می‌کنم که با نبودش باعث شد من بتوانم این‎ ‎کتاب را تمام کنم‎»

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی

پیری

از برنارد شاو پرسیدند: از کی احساس کردی پیر شدی؟ گفت: از وقتی که به یک خانوم چشمک زدم بعد اون خانوم از من پرسید: آشغال رفته تو چشمتون؟

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی

ازدواج با انیشتین

«مریلین مونرو» نامه‌ای به «البرت اینشتین» نوشت که: فکرش را بکن! اگر من و تو ازدواج کنیم بچه‌هایمان با زیبایی من و هوش و نبوغ تو چه محشری می‌شوند!
اینشتین پاسخ داد: ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانم. واقعا هم که چه غوغایی می‌شود! ولی این یک روی سکه است.فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی بزرگی برپا می‌شود!

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی

قانون

اولی: فرق بین مرد قانون و قانون شکن چیه؟
دومی: قانون شکن همیشه دستگیر میشه.

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی

بابای کی مهم‌تره؟

سه تا پسره با هم کل گذاشته بودن، جک گفت: بابای من مهم‌ترین آدم مملکته. دوتای دیگه پرسیدن: مگه بابات چیکارس؟ گفت: بابای من رئیس‌جمهوره. هر قانونی که بخواد گذاشته بشه، باید اول بابای من امضا کنه.
آنتونی گفت: برو بابا حال نداری. بابای من عمری پوز بابای تورو میزنه! جک پرسید: مگه بابات چیکارس؟ آنتونی گفت: بابای من نماینده مجلسه. تا بابای من رای نده، عمری قانونای بابای تو تصویب نمیشن. جیم هم گفت: باباهای شما جلوی بابای من باید لنگ بندازن! جک و آنتونی پرسیدن: مگه بابات چیکارس؟ جیم گفت: بابای من پاسبونه، جلوی خیابون وامیسه، 5 دلار میگیره، به ریش بابای هر دوتون می‌خنده!

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی

بمیرم!

شوهر : بعد از این که من بمیرم آیا ازدواج می کنی؟
زن: نه من با خواهرم زندگی می کنم.

زن: بعد از مرگ من تو ازدواج خواهی کرد؟
شوهر : نه من هم با خواهرت زندگی می‌کنم.

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی

شغل آینده

معلم از دانش آموزان پرسید که می‌خواهید در آینده چکاره شوید؟
ادنان: من می‌خواهم خلبان بشم.
واکیل: من می‌خوام دکتر بشم.
بینا: من می‌خوام مادری خوب بشم.
شریک: من می‌خوام به بینا کمک کنم.

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی