آگهی (16) آگهی
جمله‌سازی (14) جمله‌سازی
جوک جدید (196) جوک جدید
جوک کوتاه (110) جوک کوتاه
خارجی (9) خارجی
خاطره (4) خاطره
فیس‌بوکیات (1) فیس‌بوکیات
لطیفه‌های سیاسی (13) لطیفه‌های سیاسی
لطیفه‌های قدیمی (27) لطیفه‌های قدیمی
عبید زاکانی (19) عبید زاکانی
ملانصرالدین (2) ملانصرالدین
کلمه قصار (32) کلمه قصار

خاطره که می‌توانم تعریف کنم؟

فرستنده: دکتر خزعلی

طنازی زبردست که برای همه اقوام از ترک و لر و کرد و بلوچ و عرب تا یزدی و کاشی و اصفهانی و مشهدی جوک می ساخت، توفیق زیارت خانه خدا یافت و مثل من جو گیر شده و در حجر اسماعیل، زیر ناودان طلا دو رکعت نماز حاجت خوانده و دستها رو به خانه خدا بر آسمان بلند کرده و با خدای خویش راز و نیاز می کرد، می گفت: "خدایا غلط کردم، دیگر برای مردمان و اقوام جوک نمی سازم، مرا ببخش! " در همین حال و هوا بود که یکی از راه رسید، پشت به خانه خدا در مقابل نمازش ایستاد وبا لهجه ای شیرین پرسید: " آقا قبله کدوم وَرِه؟! "

طنازما نگاهی به مرد کرد و رو به خانه خدا ادامه داد: " آ خدا خاطره که می تونم تعریف کنم! "