آگهی (16) آگهی
جمله‌سازی (14) جمله‌سازی
جوک جدید (182) جوک جدید
جوک کوتاه (104) جوک کوتاه
خارجی (9) خارجی
خاطره (3) خاطره
لطیفه‌های سیاسی (9) لطیفه‌های سیاسی
لطیفه‌های قدیمی (25) لطیفه‌های قدیمی
عبید زاکانی (19) عبید زاکانی
ملانصرالدین (2) ملانصرالدین
کلمه قصار (30) کلمه قصار

خودکشی

غضنفر خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزی مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!

جیب بری

يك بابايی رو ميندازن زندان، روز اول هم سلوليش ازش ميپرسه: جیب بری کردی افتادی اين تو؟! يارو ميگه: نه آقا اين حرفا چيه؟ من هيچ وقت همچی كاری نميكنم! خلافه ميگه: خوب پس حتما جیب مامور رو زدی؟! باز يارو ميگه: نه برادر، چی ميگي؟! خلافه ميگه: نكنه جیب ÷لیس رو زدی ناقلا ؟! يارو ميگه: آقای عزيز، اين حرفا يعنی چي، من جرمم سياسيه! خلافه میگه خب پس بگو جیب رئیس جمهور رو زدی!

نورسیده

غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چی شده؟ ميگه: منم تازه رسيدم!

دعوا

یارو با زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی زدند. زنه وقتی شب ميره بخوابه، يك يادداشت برای شوهرش می گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌می بينه شوهره براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

لينک ثابت | جوک | محمود

تو هم

اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا ! تو هم جاذبه!

اشتباه

- يكی ازين لات و لوتای هيكليه تهرونی ميره تو يك عرق فروشی يك گيلاس عرق سفارش ميده، ميره وسط سالن واميسته، يك ضرب گيلاسشو ميره بالا و ‌ميگه: اونايی كه طرف چپم نشستن، همشون مادر به خطان! كسی مشكلی داره؟! هيچكی صداش در نمياد. بعد يك گيلاس عرق ديگه ميگيره،‌ يكجا ميره بالا،‌ ميگه:‌ اونايی كه طرف راستم نشستن، ‌زن های همشون خرابن! كسی مشكلی داره؟! باز كسی جرات نمي‌كنه چيزی بگه. يهو يك یارو هيكلی از طرف راست بلند ميشه، آروم-آروم مياد طرف يارو. يارو ميگه: عمو! شوما مشكلی داري؟! طرفميگه:‌ نه قربون! من فقط طرف اشتباه نشستم!

لينک ثابت | جوک | محمود

کفتر

غضنفر كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهی ميده: بيوه بيو!

ما رو هم کشتن

يارو سبيل كلفته داشته تو يك جمعی تعريف ميكرده كه آره ما با كاروان داشتيم ميرفتيم، يه دفعه راهزنا ريختن همه ملت رو يا كشتن يا بهشون تجاوز كردن! بعد نگاه ميكنه می بينه بقيه دارند چپ چپ نگاش می كنند، برميگرده ميگه: البته ما رو كشتن!

لينک ثابت | جوک | محمود

خودکشی

یکی از اینایی که تو خیابون آدم کشتند وجدان‌درد می‌گیره و تصمیم می‌گیره خودكشی كنه. يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چی بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!