آگهی (16) آگهی
جمله‌سازی (14) جمله‌سازی
جوک جدید (179) جوک جدید
جوک کوتاه (100) جوک کوتاه
خارجی (9) خارجی
خاطره (3) خاطره
لطیفه‌های سیاسی (9) لطیفه‌های سیاسی
لطیفه‌های قدیمی (25) لطیفه‌های قدیمی
عبید زاکانی (19) عبید زاکانی
ملانصرالدین (2) ملانصرالدین
کلمه قصار (30) کلمه قصار

تعارف

به غضنفر ميگن خيلی آقايي. ميگه: ما بيشتر!

هلپ

آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هی داد ميزده: help me, hellllp ! یکی از اونجا رد ميشده ميگه:‌ احمق جون اگه جای كلاس زبان كلاس شنا رفته بودی الان غرق نميشدي!

گدایی

تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌ به من بدبختِ مارمولك كمك كنيد!

بزرگ شدن

غضنفر رفته بوده تهران دنبال نوه‌اش كه واسه تعطيلات ببردش شهرستان. تو راه پسره اشاره ميكنه به چندتا گوسفند، ميگه: ببعي!‌ ببعي! غضنفر برمي‌گرده بهش ميگه: ببين نوه جان! ما داريم ميريم شهرستان، اونجا همه مردن!‌ تو هم ديگه بزرگ شدي، بايد مثل مردای گنده حرف بزني! اينا گوسفندند، گوسفند. يكم مي‌گذره،‌ پسره اشاره مي‌كنه به يك قطار ميگه: دودوچي‌چي! غضنفر باز ميگه:‌ تو ديگه بزرگ شدی بابا!‌ بايد مثل آدم بزرگا حرف بزني، اين اسمش قطاره. بالاخره ميرسن تبريز، سرشام غضنفر از نوش مي‌پرسه: اصغرجان، ديروز تو مهدِكودك چي‌كار كرديد؟ اصغر ميگه: قصه گوش كرديم. غضنفر مي‌پرسه: قصه چي؟ اصغر ياد نصيحت غضنفر ميافته ميگه: قصه روباهِ جا‌كش و كلاغِ دبنگوز!

لينک ثابت | جوک | محمود

امنیت

یه بنده خدایی که مسئول برقراری امنیت در یه منطقه‌ای بوده كنار يه چاهی وايساده بوده، هی ميگفته:‌ سيزده،..سيزده،..سيزده.. يكی از اونجا رد ميشده، مي‌پرسه: ببخشيد قربان، مي‌تونم بپرسم داريد چيكار مي‌كنيد؟ يقه يارو رو ميگيره، پرتش مي‌كنه تو چاه، ميگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!

زلزله

زلزله مياد،‌ غضنفر زنگ ميزنه مسئوليتش رو بر عهده ميگيره!

کربلا

به طرف میگن: میدونی امام حسین کجا شهید شد؟
مبگه: نه، کجا؟
میگن: کربلا
میگه: ای خوشا به اون سعادتش!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

ترس از گاو

ابن سینا: من در میان موجودات از گاو خیلی می‌ترسم. زیرا عقل ندارد و شاخ هم دارد!

کبوتر بچه

شخصی ماست خورده، قدری به ریشش چکیده بود. یکی از او پرسید که: چه خورده‌ای؟ گفت: کبوتر بچه. گفت: راست می‌گویی که فضله‌اش بر در برج پیداست.

خنگ

معلم سر کلاس درس به شاگرداش میگه: هر کس خنگه از جاش بلند شه و بیاد اینجا وایسه. ‎یهو یه شاگرد بلند میشه، میگه: آقا به خدا ما خنگ نیستیم، فقط خواستیم شما‎ ‎تنها نباشید.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

اسمارتیز

اصفهانیه برای بچه‌اش اسمارتیز میخره، روش می‌نویسه هر 8 ساعت یکی‎.

اعتقاد

مرد به زن: عزیزم ممنونم ازت! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی! چون‎ ‎من قبل از ازدواج معتقد ‏بودم جهنم اصلا وجود نداره.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

ذکر خدا

شخصی خانه‌ای به کرایه گرفته بود. چوب‌های سقف بسیار صدا می‌کرد. به خداوند خانه از بهر مرمت آن سخن بگشاد. پاسخ داد که چوبهای سقف ذکر خدا می‌کنند. گفت: نیک است؛ اما می‌ترسم که این ذکر منجر به سجده شود.

قرص

غضنفر دکتر میشه، به مریضش دو تا قرص میده میگه: یکیشو یه ربع قبل از خواب بخور، یکیشم یه ربع قبل از بیداری.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

ریاضیات

در دنیا سه نوع آدم وجود دارد: یکی آنهایی که ریاضیشان خوبست و دیگری آنهاییکه ریاضیشان خوب نیست!

دگر کیشی!

کفش طلحک را از مسجد دزدیده بودند و به دهلیز کلیسا انداخته بودند. طلحک می‌گفت: سبحان الله! من خود مسلمانم و کفشم ترساست.

...ترینی

تو بهترینی
تو عاقل‌ترینی
تو محبوب‌ترینی
تو خوشگل‌ترینی
.
.
.
اینم از هندونه‌های شب یلدا!

لينک ثابت | SMS | محمدعلی

رفاه مردم

غضنفر وزير مخابرات ميشه، بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه!هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن برای رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌های ‌تلفنای همگانی رو بيسيم كرده!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

نعلبکی

غضنفر ميره حموم، می‌بینه آب جوشه، از نعلبكی استفاده می کنه!

میزان سرقت

دو نفر تنبل بانک می‌زنند، اولی به دومی میگه: خب بیا بشمریم‎.
دومی میگه: حوصله داری فردا رادیو میگه.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

مدیون بودن

بیشتر مردان موفقیت‌شون رو مدیون زن اولشون و زن دومشون رو مدیون موفقیت‌شون می‌دانند.

احسنت

شخصی تیری به مرغی انداخت، خطا رفت. رفیقش گفت: احسنت!
تیر انداز بر آشفت که: مرا ریشخند می‌کنی؟
گفت: نی! می‌گویم احسنت، اما به مرغ!

برگشت

دکتر با عصبانیت به یکی از بیماراش که مدتی تحت معالجه بود، زنگ زد و گفت: این چه وضعشه؟ چکی رو که بابت مداوات به من داده بودی برگشت خورده!
بیمار خندید و گفت: برو بابا. خودت این چه وضعشه؟! روماتیسم منم که شما معالجه کرده بودی، برگشته!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

پیانو

از غضنفر می‌پرسن: بلدی پيانو بزنی؟!
ميگه: نه، ولی يه داداش دارم...، اونم نه!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

پسر شجاع و هواپیما

- اگه گفتی فرق پسر شجاع با هواپیما چیه؟
- پسر شجاع بی‌باکه، ولی هواپیما باک داره!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

نماز نباشد

درویشی کفش در پا نماز می‌گزارد. دزدی طمع در کفش او بست، گفت: با کفش نماز نباشد.
درویش دریافت و گفت: اگر نماز نباشد گیوه باشد.

سبز و قرمز

فرستنده: مملکته داریم؟!

تو این سرما می‌خوای از در خونت بری بیرون، کاپشن قرمزت رو به خاطر مُحرم نمی‌تونی بپوشی؛ سبزه رو به خاطر جنبش سبز... مملکته داریم؟

دلیل منطقی

نویسنده‌ی جوان از جرج برنارد شاو پرسید: «شما برای چی می‌نویسید استاد؟» شاو: «برای یک لقمه نان»
پسر: «متاسفم. برخلاف شما ما برای عزت و شرف می‌نویسیم.»
برنارد شاو: «طبیعی است. هر کدام از ما برای چیزی می‌نویسیم که نداریم.»

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی

این چیه؟!

غضنفر زنش حامله بوده، نگاه می‌كنه به شكم زنش، ميگه: خانم جان اين چيه؟
ميگه: بچه‌ست.
ميگه: دوستش داری؟
ميگه: آره خوب، معلومه
ميگه: پس چرا قورتش دادی؟!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

هالو+زرنگ

دختر زرنگ+پسر زرنگ = همیشه دعوا
دختر زرنگ+پسر هالو = Love
دختر هالو+پسر زرنگ = ...
دختر هالو+پسر هالو = ازدواج

لينک ثابت | SMS | محمدعلی

صبوری

یک نفر به خواستگاری رفته وبه دختره میگه: من آدم صبوری هستم.
دختره هم میگه: معلومه. اگه آدم صبوری نبودی، این دماغ گنده رو چند سال تحمل نمی‌کردی.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

نعره‌ی بادی

وردکی به جنگ شیر می‌رفت؛ نعره می‌زد و بادی رها می‌کرد. گفتند: نعره چرا می‌زنی؟
گفت: تا شیر بترسد.
گفتند: پس باد چرا رها می‌کنی؟
گفت: من نیز می‌ترسم!

خاک و خل

از غضنفر می‌پرسن: چرا اینقدر خاک و خلی شدی؟ کجا بودی؟
میگه: هیچی، رفته بودیم استخر!
میگن: استخر؟ پس چرا اینقدر خاکی شدی؟
میگه: آخه بابامو هل دادم توی چهارمتری،شنا بلد نبود، مرد. رفتیم خاکش کردیم دیگه!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

آنتونی؟

ایتالیاییه میادایران، باباش می‌خواسته زنگ بزنهبهش،احوالشو بپرسه طبق معمول کشور عزیز ما خط به خط میشه ومیفته روی خط یکی از هموطنان لری ما. کی؟ ساعت 5 صبح! گوشی و برمی‌داره و میگه: کیه؟
پدر ایتالیایی با هیجان میگه: آنتونی؟
هموطن لر ما میگه: نخیر! آن‌تونی که ساعت 5 صبح زنگ می‌زنی خونه‌ی مردم!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

پل

دو نفر کنار رودخانه وایساده بودن. یکی از اونها پرسید: میدونی برای چی روی این رودخونه پل ساختن؟
دومی جواب داد: آره، واسه اینکه کشتی‌هااز زیرش رد شن.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

دو دو تای مشروط

به اصفهانیه میگن: دو دو تا؟
میگه: می‌خوای بخری یا می‌خوای بفروشی؟

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

ناحاملگی!

طرف زنش حامله نمی‌شد، می‌ندازدش بيرون ميگه: برو بيرون تا حامله نشدی برنگرد خونه!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

بلیط آبادانی

آبادانیه میره تهرون، سوار اتوبوس میشه. به راننده بلیط میده. راننده میگه: آقا این بلیط ماله آبادانه.
آبادانیه میگه: کا چشتو خوب باز کن؛ روش نوشته آبادان و حومه!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

زینه می‌فروشم

خراسانی با زینه در باغ دیگری می‌رفت تا میوه بدزدد. خداوند باغ پرسید: در باغ من چه کار داری؟
گفت: زینه می‌فروشم.
گفت: زینه در بایغ من می‌فروشی؟
گفت: زینه از آن من است. هر کجا خواستم می‌فروشم

نگرانی

غضنفر تصمیم می‌گیره همه‌ی نگرانی‌هاشو به دریا بسپره، هرکاری می‌کنه زنش سوار قایق نمیشه!

ره‌آورد

از یارو می‌پرسن: از سفر چی آوردی؟ میگه: تشریف!

قابل اعتماد باش، مثل...

بکوش چنان قابل اعتماد باشی که دیگران برایت همه چیزشان را عیان کنند. درست مثل آفتابه!

غضنفر آوارزده

هر کاری میکردن غضنفر رو از زیر آوار زلزله بیرون بیارن، نمی‌گذاشته و داد می‌زده: نه ولم کنید. هی میگن: بیا بیرون. باز داد می‌زده: نه ولم کنید، من کاری نکردم به خدا، فقط سیفونو کشیدم!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

خلاء دردناک

کسی از نويسنده‌ای میپرسه: شما از اصطلاح خلاء دردناک زياد استفاده مي‌كنيد. مگه ممكنه چيزی هم خالي باشه هم درد كنه؟
نويسنده میگه: عجيبه! مگه شما تا حالا سردرد نگرفتيد؟

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

SMS ‌و فاتحه

SMS مثل فاتحه می‌مونه، برای هر کس که بفرستی روحش شاد میشه!

لينک ثابت | SMS | محمدعلی

پای بر چوب

جمعی وردکی به جنگ ملاحده رفته بودند. در بازگشتن هریک سر ملحدی بر چوب کرده می‌آوردند. یکی پائی بر چوب می‌آورد. پرسیدند این را کی کشت؟ گفت: من. گفتند: چرا سرش نیاوردی؟ گفت: تا من برسیدم سرش برده بودند!

پیردختر، پیرپسر

میدونی فرق پیر دختر با پیر پسرچیه؟
اولی موفق نشده ازدواج کنه، دومی موفق شده ازدواج نکنه.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

MTN

میدونی MTN یعنی چه؟
یعنی مردم تلفن ندیده!

من نیوتن نیستم!

یه روز اینشتین و نیوتن داشتن با هم قایم‌باشک بازی می‌کردن. انیشتن چشم گذاشت و نیوتن رفت پشت سر انیشتن یه مربع به ضلع یک متر کشید و توی اون مربع ایستاد.
وقتی شمارش انیشتن تموم شد، برگشت و نیوتن رو دید.
اینشتین گفت: نیوتن! سوک سوک!
نیوتن: من نیوتن نیستم. مساحت این مربع 1 متر در 1 متر میشه 1 متر مربع و من هم که روی این مربع ایستادم! بنابراین نیوتن بر مترمربع میشه پاسکال!

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی

پیرمرد رند

سلطان محمود پیری ضعیف را دید که پشتواره‌ای خار می کشد. بر او رحمش آمد گفت: ای پیر دو سه دینار زر می خواهی یا درازگوش یا دو سه گوسفند یا باغی که به تو دهم تا از این زحمت خلاصی یابی؟
پیر گفت: زر بده تا در میان بندم و بر دراز گوش بنشینم و گوسفندان در پیش گیرم و به باغ روم و به دولت تو در باقی عمر آنجا بیاسایم.
سلطان را خوش آمد و فرمود چنان کردند.

جگر ندارد

- اگر اسکلت از بالای دیوار بپرد پایین چی میشه؟
- اسکلت هیچ وقت چنین کاری نمی‌کند، چون جیگر ندارد!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

جنسیت و نسبیت

از غضنفر می‌پرسن: خواهرت دختر زائیده یا پسر؟
میگه: به من اطلاع ندادن. هنوز نمیدونم دایی شدم یا خاله.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

عرق

یارو از سفر برمی‌گرده، ازش می‌پرسن: اونجا چیکار می‌کردی؟
میگه: عرق!

حمید!

معلم: پسرجان، با حمید یک جمله بساز ببینم.
امیر: اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ، شما چقدر شبیه همید!

جوجه کلاغ زبل

گویند کلاغی به جوجه ی خود گفت: چون یکی از آدمیان خم شود؛ بی‌درنگ پرواز کن؛ چون می‌خواهد از زمین سنگ بردارد و به طرف تو پرتاب کند.
جوجه گفت: با دیدن آدمی باید فرار کرد؛ چون می‌تواند از پیش سنگ را در آستین خود پنهان کند.

تعجب ارسویی

شخص پرحرفی ارسطو را گیر آورده و به قدری حرف زد که او را خسته کرد و بالاخره در ضمن صحبت‌های خود گفت: آیا از این تفضیلاتی که عرض می‌کنم، هیچ تعجبی نکرده‌اید؟
ارسطو گفت: از صحبت‌ها خیر! تعجب و تحیرم برای این است که با وجود این که خدا دو پا برای فرار داده ، من از دست شما فرار نمی‌کنم.

فلسفه‌خوانی

یکی از دانشجویان رشته‌ی فلسفه می‌گفت: در سال اولی که ما شروع به خواندن فلسفه کردیم، هم استاد و هم دانشجو، مطالب را درک می‌کردند. در سال دوم فقط استاد می‌فهمید و ما نمی‌فهمیدیم. ولی در سال سوم نه او می‌فهمید چه می‌گوید و نه ما می‌فهمیدیم چه می‌خوانیم.

لينک ثابت | خاطره | محمدعلی

مشکی

یارو همش لباس مشکی می‌پوشیده، دوستاش بهش میگن: چرا همش مشکی می‌پوشی؟
میگه: آخه من ختم روزگارم!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

دستشویی چند بخشه؟

به غضنفرمیگن دستشویی چند بخشه‎؟‎
میگه: دو بخش. زنانه، مردانه.

اگر آب نبود

از غضنفر می‌پرسن اگه اب نبود چی می‌شد؟
میگه: هیچکس شنا یاد نمی‌گرفت. در نتیجه همه غرق می‌شدن.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

گاز در صنوق

کمیته امداد طی اطلاعیه‌ای ضمن تشکر از مردم انسان‌دوست خواست تا لوله‌های گاز خانه‌های خود را از صندوق‌های صدقات دربیاورند.

لينک ثابت | SMS | محمدعلی

از دور خوش است

موذنی بانگ می‌گفت و می‌دوید. پرسیدند که چرا می‌دوی؟ گفت: می‌گویند که آواز تو از دور خوش است. می‌دوم تا آواز خوداز دور بشنوم!

بچه تهرون

از مشهدیه ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكی مشهد پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: خب اووقت به ما مُگفتن بچه تهرون!

لينک ثابت | جوک | محمود

220

یارو دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!

بزرگتر

- به طرف ميگن چند تا بچه داری ؟ ميگه 2 تا . مي‌پرسن: كدومش بزرگتره؟ ميگه: خوب اوليش!‌

اهمیت

غضنفر مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد!

چاه

وسط یه شهری که طبعا توی ایران نبوده يه چاهی بوده،‌هی ملت مي‌افتادن توش، ‌زخم و زيلی مي‌شدن. ميان تو شهرداری يك جلسه برگزار مي‌کنن كه واسه اين مشكل يك راه حلی پيدا كنن. يكی از مهندسا پا ميشه ميگه: يافتم! ما يك آمبولانس مي‌گذاريم بغل اين چاه،‌هركی افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان. ملت همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم! يك مهندس ديگه پا ميشه ميگه: الحق كه همتون نفهميد!‌ آخه اينم شد راه حل؟! ملت ميگن، خوب تو ميگی چي‌كار كنيم؟ يارو ميگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يك بيمارستان كنار اين چاه بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسی داشته باشن! ملت ديگه خيلی حال مي‌كنن، كف مي‌زنن سوت مي‌كشن، كه ايول بابا تا چه مخی داري!‌ يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه: آخه اين شد راه حل؟! اين همه خرج كنيم يك بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چی بشه؟ مردم تعجب مي‌کنن،‌ميگن: خوب تو ميگی چيكار كنيم؟ يارو ميگه: بابا اين كه واضحه، ما اين چاهو پر مي‌كنيم، ميريم نزديك يك بيمارستان يك چاه می زنيم!

لينک ثابت | جوک | محمود

آرامش

مردی زردشتی بمرد و قرضی بر عهده او بماند. پس مردی پسر او را گفت: خانه‌ات را بفروش و قرضهایی را که به گردن پدرت بود بپرداز.
گفت: اگر چنان کنم پدرم به بهشت شود؟
گفت: نی!
گفت: پس بگذار او در آتش باشد و من در خانه خود به آرامش.

دنبالش!

غضنفر میخواست بره تهران، میره ترمینال از یه راننده می‌پرسه آقا بلیط تهران چند؟ راننده میگه: «اگه جلو بشینی 1000 تومن، وسط 800، رو بوفه 500 تومن» بعد خواست یه کم سر کارش بذاره، گفت: اگه دنبال اتوبوس هم بدویی 300 تومن! غضنفر یه نگاه به کیف پولش می‌کنه، میگه: خوبه دنبالش میدوم!
خلاصه 300 تومن میده‌ و شروع می‌کنه دنبال اتوبوس دویدن. نزدیکای غروب اتوبوس داشته از نزدیکای کرج رد میشده،‌ راننده میبینه غضنفر هی داره از عقب اشاره می‌کنه، شاگردش میگه: بابا پوستش کنده شد! نگه دار سوار شه. هوا داره تاریک میشه سختشه، بیچاره 300 تومن هم که داده. راننده هم نگه میداره غضنفر نفس نفس زنان و شاکی میاد جلو میگه: ‌اینجا کرج بود؟ راننده میگه: آره.
غضنفر میگه: خوب مردک چرا هر چی علامت میدم نگه نمی‌داری؟! من می‌خواستم کرج پیاده شم!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

کارت خدمت

غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ‌ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

مهم شدن!

یارو مهم میشه زیرش خط میکشن، تو امتحان میاد!

بچه‌ی بزرگتر

به یارو میگن چند تا بچه داری ؟
میگه:2 تا .
می‌پرسن: کدومش بزرگتره؟
میگه: خوب معلومه، اولی!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

شکار گوریل

طرف مي‌خواسته بره شكار گوريل، با خودش يك تفنگ و يك سگ و يك گونی برمي‌داره. رفيقش مي‌پرسه: بابا تو مگه چه جوری گوريل شكار مي‌كنی كه اين همه چيز بي‌ربط لازم داري؟ ميگه:‌ ببين، من ميرم بالای درخت گوريله رو قلقلك ميدم، گوريله ميافته پايين، سگم ميره اونجاشو گاز مي‌گيره، منم مي‌ندازمش تو گوني! رفيقش مي‌پرسه: خوب پس تفنگ رو واسه چی ميبري؟ جواب میده: خوب آخه ممكنه گوريله منو پرت كنه پايين!

لينک ثابت | جوک | محمود

گردوشکنی

غضنفر می خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش!

فرقون

غضنفر دو تا بلوك سيمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالای ساختمون. صاب‌كارش بهش ميگه: مشنگ تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاری رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اين ميله‌هاش پشتم رو اذيت می كرد!

آفتاب‌پرست

آفتاب پرسته میره رو جعبه‌ی مدادرنگی هنگ می‌کنه!

مثبت‌اندیشی

مثبت اندیشی یعنی اگه گنجشكی روی سرت خرابکاری کرد، بگی: خدا رو شكر كه گاو پرواز نمی‌كنه!

خدا در زندان

مردی دعوی خدائی کرد. شهریار وقت به حبسش فرمان داد. مردی بر او بگذشت و گفت: آیا خدا در زندان باشد؟
گفت: خدا همه جا باشد!

فلان کردن همگانی!

یه نفر رو توی استخر میگیرن و می‌خواستن واسه فلان کردن توی آب جریمه‌اش کنند. یارو داد و فریاد راه انداخت که: این چه وضعشه! بابا همه توی آب فلان می‌کنن! مسوول استخر میگه: بله. ولی نه از روی دایو!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

تکرار بیجا

پخش مستقیم بازی ایران و استرالیا بود که خداداد عزیزی گل زد. دو سه بار که صحنه آهسته گل رو نشون میدن غضنفر شاکی میشه میگه: ای بابا. حالا اونقدر نشون بده تا یه دفعه اون دروازه بان بگیردش!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

تلاش

به اراکیه میگن با تلاش جمله بساز، میگه: چند روز پیش زنم طلاش گم شد!

عمر زیاد

یارو میره دکتر. میگه آقای دکتر به نظر شما من 100 سال عمر می‌کنم؟
دکتر میگه: سیگار می‌کشی؟
- نه
- غذای چرب می‌خوری؟
- نه
چیز می‌خوری؟
- نه
دکتر میگه: پس می‌خوای 100 سال زنده بمونی چه غلطی بکنی؟

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

مکان

غضنفر ميره خواستگاري، پدر عروس مي‌پرسه: شما خونه داريد؟ غضنفر ميگه: خونه كه نه، ‌ولی بروبچه‌ها مكان زياد دارن!

غزل خانم

پسره زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، بابای دختره گوشی رو ور مي‌داره. پسره ميگه: ببخشيد غزال خونست؟!‌ باباهه هم شاكی ميشه عرچی فحش بلد بوده ميكشه به پسره! چند روز بعد دختره پسره رو تو خيابون ميبينه،‌ ميگه: ‌بابا چرا ضايع بازی درمياري؟! وقتی بابام ور ميداره، ‌يه چيزِ بي‌ربط سر هم كن بگو. نابغه جوان ما هم ميگه ‌باشه.
دفعه بعد كه زنگ ميزنه، باز باباهه گوشی رو ور ميداره.‌ پسره هول ميشه، ميگه: ببخشيد اونجا ميدون انقلابه؟! يارو ميگه: آره چی كار داشتي؟! ميگه: ببخشيد، غزال خانم هستن؟

لينک ثابت | جوک | محمود

میخ

غضنفر ميخ ميره تو پاش، نميتونه درش بياره،‌ كجش ميكنه!

مکافات عمل

یارو نفس زنان مياد خونه، به زنش ميگه: خانم جان چه نشستی كه به هركی كه پنج تا بچه داشته باشه، يك پرايد مجانی ميدن! زنش ميگه: مرد مگه زده به سرت؟! ما كه سه تا بچه بيشتر نداريم! طرف ميگه: خانم جان، از شما چه پنهون...من دو تا بچه هم ازککبری خانوم، طبقه پايينی دارم! الان ميرم ميارمشون. خلاصه ميره دو تا بچه ها رو مياره، وقتی برميگرده ميبينه دو تا از بچه هاش نيستن. از زنش ميپرسه: خانم جان، امید و نوید كجا رفتن؟ زنش ميگه: تو كه پايين بودي، هوشنگ خان اومد بچه هاشو برد!

لينک ثابت | جوک | محمود

دو قلو

زنِ غضنفر دو قلو ميزاد،‌ غضنفر ميره صورت حساب بيمارستان رو حساب كنه،‌ به يارو ميگه:‌ حاج آقا ارزون حساب كن هردوشو ببرم!

بنی‌اسرائیل

یه برادر ارزشی میره مسابقه‌ی قرآن. سوره بنی‌اسرائیل بهش میفته، انصراف میده

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

آزمایش

دارویی بسیار جدید پس از آزمایش روی حیوانات قرار بود روی انسانها امتحان شود، ولی امکان مرگ شخص نیز وجود داشت. سه نفر داوطلب تزریق این داروی جدید شدند. یک آلمانی، یک فرانسوی و یک ایرانی.
به آلمانی گفتند که چقدر می گیری؟ گفت: 100هزار دلار. گفتند برای چه؟ گفت اگر مُردم برسد به همسرم.
به فرانسوی گفتند: چقدر؟ گفت: 200 هزار دلار که اگر مردم 100هزار برسد به همسرم و 100 هزار برسد به معشوقم.
به ایرانی گفتند: چقدر می گیری؟ گفت: 300 هزار دلار. گفتند چرا؟ گفت 100 هزار دلار برای شما که اینجا دارید زحمت می‌کشید بابت شیرینی، 100 هزار دلار هم واسه خودم، 100 هزار دلار هم می دهیم به این آلمانیه و دارو را به او تزریق می‌کنیم.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

ویزیت

مردی به مطب پزشک رفت و گفت: «آقای دکتر! چند وقته بد فرم فراموشی گرفتم. چه کار کنم؟» پزشک: « پس یالا، یالا اول ویزیت منو بده»

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

دوندگی

پسر غضنفر به پدرش میگه: امروز عوض سوار شدن دنبال اتوبوس دویدم و 25 تومان كاسب شدم. پدره میزنه تو گوش پسرش و میگه: ابله، خوب تو که دویدی دنبال سواری می‌دویدی که بیشتر گیرت بیاد.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

کالسکه

به اصفحونیه میگن با «کالسکه» جمله بساز. میگه: این میوه‌ها کالس‌که

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

بدرقه

فرستنده: وبلاگ دیدگاه

یکبار دیگر دلاورمردان ما پنج ملوان انگلیسی را بازداشت کرده‌اند . بسته‌های زعفران و کت و شلوارهای هاکوپیان جهت بدرقه‌ی این جاسوسان در حال آماده شدن است. اخبار تکمیلی متعاقبا به اطلاع می‌رسد.

تر+جمه

به غضنفر میگن با «ترجمه» جمله بساز.
میگه: واقعا که بدقولی. از تو بدقول‌تر...؟ جمه کجا بودی؟

مرا بیامرز

فرستنده: وبلاگ «اسپایدرمرد»

عربی به حج رفت و پیش از دیگر مردم داخل خانه کعبه شد و در پرده کعبه آویخت و گفت بار خدایا پیش از آن که دیگران در رسند و بر تو انبوه شوند و زحمتت افزایند مرا بیامرز.

الاغ

یک روستایی یک الاغ برای اربابش هدیه آورده بود و ارباب دستور داد در عوض آن الاغی به او هدیه بدهند.
روستایی با سادگی گفت: ارباب جان اختیار دارید. شما خودتان برای ما از صد تا الاغ بیشتر ارزش دارید!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

عادت می‌کنیم!

فرستنده: وبلاگ «یه پسر بالغ»

دیروز: ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم!
امروز: ما به خرداد و تیر و مرداد و شهریور و مهر و آبان و آذر و دی و بهمن و اسفند و فروردین و اردیبهشت پر از حادثه هم عادت می‌کنیم!

لينک ثابت | SMS | محمدعلی

دندانپزشک

دکتر: این قدر ادا در نیار و دستت رو تکان نده. من که هنوز به دندونت اشاره هم نکردم.
- می‌دونم بابا. پاتو چند دقیقه است گذاشتی رو پام.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی