آگهی (16) آگهی
جمله‌سازی (14) جمله‌سازی
جوک جدید (161) جوک جدید
جوک کوتاه (87) جوک کوتاه
خارجی (9) خارجی
خاطره (3) خاطره
لطیفه‌های سیاسی (8) لطیفه‌های سیاسی
لطیفه‌های قدیمی (25) لطیفه‌های قدیمی
عبید زاکانی (19) عبید زاکانی
ملانصرالدین (2) ملانصرالدین
کلمه قصار (30) کلمه قصار

جمله‌سازی ورامینی

به ورامینه میگن: با «پنجره» جمله بساز.
میگه: پنجره با چار جمع می‌کنی میشه نه!

سابقه‌دار

تهرانیه و آبادانیه رو می‌خواستن اعدام ‌کنن، تهرانیه مثل بید می‌لرزید. آبادانیه با خونسردی تمام به تهرانیه نگاهی کرد و گفت: ببینم کا، مگه بار اولته؟

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

شمشیر

به یارو میگن با شمشیر جمله بساز.
میگه: فدات شم شیر می‌خوای؟

زشت‌رو

زشت‌روئی در آینه به چهره خود می‌نگریست و می‌گفت: سپاس خدای را که مرا صورتی نیکو بداد!
غلامش ایستاده بود و این سخن می‌شنید و چون از نزد او به در آمد، کسی بر در خانه او را از حال صاحبش پرسید. گفت: در خانه نشسته و بر خدا دروغ می‌بندد.

گوشت‌نخوار!

- من تصمیم گرفته‌ام از این به بعد فقط اغذیه نباتی بخورم و دیگه گوشت نخورم.
- چه خوب. حتما دکترت بهت گفته! نه؟
- نه دکترم چیزم نگفته، قصاب محلمون گفته. گفته دیگه گوشت نسیه بهم نمی‌فروشه!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

گناه نابخشودنی

یه دختر مسیحی میره پیش کشیش میگه: من هر دفعه از جلوی آینه رد میشم، به خودم میگم چقدر خوشگلم! آیا من گناه می‌کنم؟
کشیش میگه: نه دخترم. شما گناه نمی‌کنی؛ اشتباه می‌کنی!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

عمه میمون!

مادر و بچه جلوی قفس میمونه ...
بچه: مامان این میمونه چقدر شبیه عمه کبری است!
مادر: وای! عزیزم اگه به گوشش برسه خیلی ناراحت میشه‌ها.
بچه: مامان من خیلی یواش گفتم، میمونه دور بود. نشنید.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

دگرگونی

به یارو میگن: دگرگونی یعنی چه؟
میگه: یعنی این گونی نه یک گونی دیگه!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

تشویش اذهان عمومی!

یه نابینا خیابون یک رنده پیدا می‌کنه، دستشو روی رنده می‌کشه و با خودش می‌گوید: که این چرت و پرت‌ها چیه نوشتن؟ تشویش اذهان عمومی

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

عشق در پسرها

قانون دوم نیوتن: عشق در پسرها هرگز از بین نمی‌رود؛ بلکه از دختری به دختر دیگر انتقال می‌یابد.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

سرشماری

مامور سرشماری تو آبادان میره در یه خونه در میزنه، بچه آبادانیه با یه عینک ریبن به چشمش میاد دم در.
یارو میگه: اومدم برای سرشماری.
بچه میگه: کا سرشماری دیگه چیه؟
یارو میگه: بچه جون برو بگو بزرگترت بیاد.
بچه میره تو یکی دیگه میاد. اونم با عینک و نمیدونه سرشماری یعنی چی.
میره یکی دیگه میاد.
خلاصه چندتا شون میان و میرن، و هیچکدوم نمیدونن سرشماری یعنی چی. ماموره شاکی میشه میگه: بابا بگو اصلا همه بیان دم در.
آبادانیه میگه: نمیشه.
ماموره میگه: چرا؟
آبادانیه میگه: کا، بجون تو هیچ راهی نداره.
ماموره میگه: آخه چرا؟
آبادانیه میگه: کا، آخه ما یه ریبن بیشتر نداریم!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

شطرنج غضنفرانه

دو تا غضنفر با هم شطرنج بازی می‌کنن، شاه دق می‌کنه!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

آرامش در شب امتحان

نصیحت پدرانه در شب امتحان: بچه بتمرگ یه غلطی بکن تا فردا یه پخی بشی که لااقل تو یه طویله رات بدن!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

گردن بودار!

به یارو میگن چرا این قدر گردنت بو میده؟
میگه: بابا هر کس کاری می‌کنه، میندازن گردن من!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

می‌کشمت

یه بار یه یارو با غضنفر دعواش میشه، غضنفر فرار میکنه میره بالا درخت. طرف میگه اگه بیای پایین که خودم می کشمت. غضنفر شروع می‌کنه به گریه کردن و میگه: نه دروغ میگی، میخوای بزنی!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

عزیزم، ساکت رو ببند

مرد به سرعت به خانه آمد و فریاد زد عزیزم ساکت رو ببند. من همین الان ۱۰ میلیون دلار برنده شدم.
زن: ساک‌ها رو برای ساحل ببندم یا کوه؟
مرد: مهم نیست فقط ساکت رو ببند و از جلو چشام دور شو.

لينک ثابت | محمدعلی

ملت مقاوم

فرستنده: مملکته داریم؟

ملت غیور ایران بار دیگر ثابت کردند که نه تنها آنفلونزای مرغی و خوکی تاثیری بر آنها ندارد، بلکه حتی آنفلونزای خرسی و گاوی هم آنها را از پای درنخواهد آورد. تنها چیزهایی که می تواند مردم ایران را از بین ببرد، مسافرت با هواپیما، رانندگی با اتومبیل و شرکت در راهپیمایی‌های مسالمت آمیز است!

آن جهان و این جهان

مردی حجاج را گفت: دوش تو را به خواب چنان دیدم که اندر بهشتی.
گفت: اگر خوابت راست باشد، در آن جهان بیداد بیش از این جهان باشد.

خجالت بکش!

یه روز غضنفر رو به جرم دزدی می‌برن دادگاه، قاضی میگه: خجالت بکش! این دفعه چهارمته که میای دادگاه.
غضنفر به قاضی میگه: تو خجالت بکش که هر روز اینجایی!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

رویداد‌های تاریخی

معلم: چه اتفاقی در سال 1802باعث شد ادبیات اروپا تغییر پیدا کند؟
دانش آموز: ویکتور هوگو متولد شد.
معلم: در سال 1805 چه اتفاقی افتاد؟
دانش آموز: ویکتور هوگو 3ساله شد.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

آدم و حوا بچه‌ی کجا هستند؟!

یه انگلیسی، یه فرانسوی و یه ایرانی داشتن به زندگی آدم و حوا توی بهشت نیگا می‌کردن. انگلیسیه میگه: چه سکوتی، چه احترامی! من مطمئنم که اینا انگلیسی‌اند!
فرانسویه میگه: هم زیبا هستند و هم در حال عشقبازی! حتماً فرانسوی‌اند!
ایرانیه میگه: نه لباسی، نه خونه‌ای! فقط یک سیب برای خوردن! تازه، فکرمیکنن توی بهشتن! صد در صد ایرانی‌اند!

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلی

گاو و علف

بچه: بابا نقاشیم قشنگه؟
پدر: آره پسرم، چی کشیدی؟
- یه گاو که داره علف می خوره.
- کو علف؟
- گاو خورد
- کو گاو؟
- علف خورد، رفت!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

اشتباه

اگر آرایشگری اشتباه کنه، اشتباهش یه مدل جدیده.
اگر راننده ای اشتباه کنه، اشتباهش یه حادثه ست.
اگر سیاستمداری اشتباه کنه، اشتباهش یه قانون تازه ست.
اگر دانشمندی اشتباه کنه، اشتباهش یه اختراع تازه ست.
اگر خیاطی اشتباه کنه، اشتباهش یه مد جدیده.
اگر معلمی اشتباه کنه، اشتباهش یه تئوری جدیده.
اما
اگر رئیس شما اشتباه کنه...
فقط شما مقصرید!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

آشغال دارین؟

یه روز مامور شهرداری میره دم خونه‌ی غضنفر میگه: آشغال دارین؟
غضنفر داد میزنه: خانوم توی خونه آشغال داریم؟
زنش میگه: آره داریم
غضنفر میگه: آره داریم، نمی‌خوایم!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

اتوبوسی

عربه بچش تو اتوبوس به دنیا میاد، اسمشو میذاره عبدالواحد

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

حیوان بیدارکننده!

از بچه می‌پرسن: اون کدوم حیوونه که صبح‌ها واسه نماز بیدارت می‌کنه؟
بچه میگه: بابام

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلی

کله

اولی: من وقتی رو کله‌ام وامیسم خون توی سرم جمع میشه، ولی وقتی روی پاهام وامیسم، خون تو پاهم جمع نمیشه، می دونی چرا اینجوریه؟
دومی: خوب معلومه، چون پاهات مثل کله‌ات تو خالی نیستند!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

خوشبختی

از چارلی چاپلین مپرسن: خوشبختی چیه؟ میگه: فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدی

از چی من خوشت میاد؟

زنه از شوهرش می‌پرسه: از چیه من بیشتر خوشت میاد؟ از صورت زیبا و یا هیكل متناسبم؟
مرده یه نگاهی به سر تا پای زنش میندازه و میگه: از اعتماد به نفست!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

اتهام بی‌مورد

وکیل: خوب، خوب. می‌دونی که دستمزد من خیلی بالاست؟ می‌تونی پرداخت کنی؟ پول داری؟
متهم: پول که نه، اما چند قطعه الماس گرون قیمت دارم!
وکیل: بسیار خوب. حالا این اتهام بی‌مورد شما چیه عزیزم؟
متهم: همین سرقت چند قطعه الماس گرون قیمت!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

چرخ فلک

تو شهر یارو اینا برای اولین بار چرخ فلک نصب می‌کنن. یارو به شهرداری زنگ میزنه میگه: دستتون درد نکنه، از وقتی پنکه بزرگه رو نصب کردین، هوا خیلی خنک شده!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

علائم مردگی!

روزی ملانصرالدین از زنش پرسید: وقتی که شخص بمیرد، چگونه معلوم می شود که مرده است؟ زن گفت علامت آن اینست که دست و پایش سرد می‌شود. پس از چند روز ملا برای آوردن هیزم به جنگل رفت و چون هوا بسیار سرد بود، دست و پایش یخ کرد. سخن زنش را بخاطر آورده با خود اندیشید که مرده است. در حال خود را به زمین انداخته چون مردگان دراز کشید. اتفاقا یک دسته گرگ رسیده خر او را دریده شروع به خوردن کردند. ملا آهسته سر را بلند نموده گفت : اگر نمرده بودم، به شما می‌فهماندم خر مردم خوردن چه نتایجی دارد.

نفستو!

یارو میره ته استخر تا میاد بالا میگه: عجب نفسی داشته کاشی کار!

درختان کویر لوت

غضنفر میره کارخانه چوب‌بری استخدام بشه، یارو ازش می‌پرسه: سابقه ای تو کار چوب‌بری داره؟
غضنفر میگه: من می تونم درختای گردو به قطر یک متر رو در مدت یک دقیقه با تبر قطع کنم!
یارو خیلی تحت تاثیر قرار می گیره، میگه: این همه تجربه رو از کجا آوردی؟
غضنفر می گه: از کویر لوت!
یارو میگه: مرد حسابی! کویر لوت درخت گردوش کجا بود؟!
غضنفر میگه: پس فکر کردی واسه چی دیگه اونجا درخت گردو پیدا نمی شه؟!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

چای لیپتون

سه نفر می خواستن چای لیپتون بخورن. اولی فنجان رو نگه میداره و لیپتون را تو فنجان تکان میده، دومی لیپتون را نگه میداره و فنجان را تکان میده، سومی لیپتون را می ماله دور فنجان!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

راننده‌ی کلید

یک روز راننده تاکسی از مسافرش می‌پرسه: آقا ببخشید شما ژاپنی هستید؟
اون میگه نه.
بار دوم ازش می‌پرسه: شما ژاپنی هستید؟
بازم میگه نه.
بار سوم بازم می‌پرسه، یارو از کوره در میره میگه: آره!
راننده تاکسی میگه: به قیافت نمیاد!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

لطف همسرانه

برنده‌ی جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه‌ی خود به همسرش گفت: «این ‎جایزه را به همسر عزیزم تقدیم ‏می‌کنم که با نبودش باعث شد من بتوانم این‎ ‎کتاب را تمام کنم‎»

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی

چرا دشنام می‌دهی؟

مردی از کسی چیزی بخواست، او را دشنام داد.
گفت مرا که چیزی ندهی، چرا به دشنام رانی؟
گفت: خوش ندارم که تهی دست روانت کنم!

شلوار پرمایه

می‌دونی اگه تو یه جیبت 80 هزار تومان پول و تو اون یکی یه تراول باشه چی میشه؟ بابام داد می‌زنه: پدر سوخته! چرا شلوار منو پوشیدی؟

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

آرزوی مردانه

بیشتر مردها 2 آرزوی بزرگ دارند: اول داشتن خانه، دوم داشتن ماشین برای فرار از خانه!

افشاگری

خرگوشه تو جنگل ميمونه رو ميبينه ميگه:‌ به به آقا ميمونه! چی كارا ميكني؟!‌ ميمونه ميگه: هيچي! اين ورو نگاه ميكنيم، اون ورو نگاه ميكنيم،‌ آقا شيره و خانواده‌اش رو افشاگری ميكنيم! اين حرف ميرسه به گوش شيره، ميگه: الان ميرم حسابشو می‌رسم!‌ ميره پيش ميمونه ميگه: به به آقا ميمونه! چی كارا ميكني؟! ميمونه ميفهمه هوا پسه، ميگه:‌ هيچی قربان، ‌اينورو نگاه ميكنيم،‌ اونور رو نگاه ميكنيم،‌ چرت و پرت ميگيم!

ندای وجدان

طرف رو داشتن به جرم قتل زنش محاكمه ميكردن، دادستان ميگه: سنگدل‌! تو وقتی داشتی زنت رو ميكشتي، ندای وجدانت رو نشنيدي؟!‌ غضنفر ميگه: نه! بس كه اين زنيكه جيغ و داد ميكرد مگه ميذاشت ما چيزی بشنويم.

لينک ثابت | جوک | محمود

ولش کنین!

یارو بادی بیلدینگ‌کاره سرش ميخوره به ميله‌ی وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتی كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چی ميگه!

خالی‌بندی‌های وجبی

یه اماراتی و یه آمریکاییه و یه چینیه داشتن تو یه کنفرانس علمی درباره پیشرفت‌های علمی کشورشون صحبت می‌کردن.
چینیه میگه: ما یه موشک ساختیم که دقیقا وسط ماه فرود میاد.
میگن: دقیقا وسط ماه؟!
میگه: نه، حدوداً یه وجب اینورتر.
بعد آمریکائیه میاد میگه: ما یه سفینه فرستادیم وسط مریخ.
می‌پرسن: درست وسطش؟
میگه: نه، تقریباً یه وجب اینورتر.
نوبت اماراتیه می‌رسه، هر چی فکر میکنه چیزی به نظرش نمیرسه. آخرسر میگه: ما تو کشورمون با چشمامون غذا می‌خوریم!
همه ملت کف می‌کنن، میگن: یعنی چی، مگه میشه؟ یعنی واقعا با چشماتون غذا میخورین؟!
طرف میگه: نه، حدوداً یه وجب پایین‌تر!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

دلیل تخمی!

از مرغ میپرسن: چرا تخم نمیذاری؟
میگه: واسه چی واسه 100 تومن به خودم اینهمه فشار بیارم؟!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

بین‌التعطیلین!

یک مقام آگاه اعلام کرد به علت قرار گرفتن ایام هفته در بین 2 جمعه، کشور تعطیل است.

حلزون

میدونی کدوم جونور زودتر از همه زن می‌گیره؟
حلزون! چون هم خونه داره، هم ماشین!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

مورچه‌ی عاشق

یه مورچه عاشق مورچه همسایشون میشه؛ بعد از دو هفته می‌فهمه چای خشک بوده.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

خودکار

اصفهانیه خودكارش تموم ميشه، ترك تحصيل ميكنه!

بی هوا

یارو بيهوا مياد تو اتاق، خفه ميشه

حکومت نظامی

توی یه شهری که طبیعتا می تونه هرجایی باشه جز توی ایران؛ حكومت نظامی بوده. يارو سروانه به سربازش ميگه كه تو اينجا كشيك بده، از هفت شب به بعد هركيو تو خيابون ديدی در جا بزنش. حرفش كه تموم ميشه، تا مياد بره سوار ماشينش شه، ميبينه صدای گلوله اومد. برميگرده ميبينه سربازه زده يك بدبختی رو كشته! داد ميزنه: احمق! الان كه تازه ساعت پنج بعد از ظهره! سربازه ميگه: قربان اين يك آدرسی پرسيد كه عمراٌ تا ساعت نه شب هم پيداش نميكرد!

لينک ثابت | جوک | محمود

جک عربی

يارو ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چی ميگه: داش حال ميكنی يك جك عربی بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اونی كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخوای جك عربی تعريف كني؟! يارو ميگه: نه ، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چی شد!

لينک ثابت | جوک | محمود

زورخانه

يك توريست خارجی با تور اومده بوده ايران. از طرف تور ميبرنشون يك زورخونه رو نشونشون بدن. خلاصه ميرن تو، مرده مبيبينه يك جاييه يك سری ملت دور جمعن، وسط هم يك يارو هيكليه داره شنا ميره و عرق ميريزه. خلاصه يكم ميره تو نخ پهلوونه، بعد ميره جلو زير گوشش ميگه: Hey Sir; but she's gone!

گفتگوی دایناسوری

یه روز آقای دایناسوره به خانوم دایناسور میگه: بیا اینجا.
خانوم دایناسور میگه: نمیام.
آقا دایناسوره میگه: بهت میگم بیا.
خانوم دایناسوره میگه: نمیام.
آقا دایناسوره میگه: همین کارا رو کردی نسلمون منقرض شد دیگه.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

مار کبری در حمام زنانه

یه روز یه مارکبری میره تو حموم زنونه، همه جیغ میزنن. ماره میگه: خانوما نترسید، کبری هستم!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

دوره و زمونه‌ی مرغا

مرغ اولی: عجب دور و زمونه‌ای شده خواهر. تو کیف دخترم نامه یه خروس رو دیدم. شرم و حیا دیگه نیست.
مرغ دومی : این که چیزی نیست خواهر! من تو کیف دخترم تخم مرغ پیداکردم.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

لانه‌ی جاسوسیتم!

لانه‌ی جاسوسیتم، تسخیرم کن!

لينک ثابت | SMS | محمدعلی

آب طالبی

اصفهانیه داشت آب طالبی میخورد که یه پشه افتاد تو آب طالبی‌اش. پشه رو گرفت از لیوان آورد بیرون و گفت: تخ کن، تخ کن!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

مشکی

به آبادانيه خبر ميدن كه بابات مرده، ميگه: آخ جون...تريپ مشكي!

حیوون

غضنفر ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولی غضنفر قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتی دختره مياد چايی تعارف كنه، غضنفر ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكی ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.غضنفر ميگه: ای بابا فرقی نداره... حيوون حيوونه ديگه!

لينک ثابت | جوک | محمود

خلافکار

يارو داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه: كارت ماشين چي؟ مرد ميگه: دارم ولی مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: می تونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسی كنم؟ يارو ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبری نيست. برميگرده به مرده ميگه: ولی زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! يارو ميگه: نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقده‌ايه! دوست داره بيخودی به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت می رفتم!

لينک ثابت | جوک | محمود

بوسه در قطار

يه پيرمرده و يه پيرزنه و يه پسره و يه دختره تو يه كوپه قطار با هم بودن.‌ قطار ميره تو تونل و همه جا تاريك ميشه،‌ يهو يه صدای ماچ و بعد هم يه صدای كشيده مياد! قطار از تونل مياد بيرون همه نشسته بودن سر جاشون. پيرزنه با خودش ميگه: عجب دختر متين و باحياييه! با اينكه جوونه ولی به كسی رو نميده، تا يارو بوسيدش گذاشت زير گوشش! دختره با خودش ميگه: عجب پيرزنه نجيبيه! با اينكه سنش بالاست و كسی تحويلش نميگيره، بازم نميذاره كسی ازش سوء استفاده كنه. پيرمرده هم با خودش ميگه:‌ بابا عجب بدبختيه ها! يكی ديگه خلاف ميكنه ما كشيده رو می خوريم! پسره هم با خودش ميگه: چه حالی ميده آدم كف دستش رو ببوسه محكم بزنه تو گوش بغلي!

لينک ثابت | جوک | محمود

معما

به طرف ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه كه درازه،‌ زرده، موزه؟

پرس کارت

یکی از نخبه‌های جوان كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول پرسش ميكنه!

دزد ماشین

ماشين غضنفر رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آای دزد! بگـــيـــرينش! يهو غضنفر داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطی نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ غضنفر ميگه: من شمارشو برداشتم!

لينک ثابت | جوک | محمود

موسی یا عیسی؟

یهودی از نصرانی پرسید: موسی برتر است یا عیسی؟
گفت: عیسی مردگان را زنده می‌کرد، ولی موسی مردی را بدید و او را به ضربت مشتی بیفکند و آن مرد بمرد. عیسی در گهواره سخن می‌گفت اما موسی در چهل سالگی می‌گفت: خدایا گره از زبانم بگشای تا سخنم را دریابند!

دامپیوتر

یک روز از غضنفر می‌پرسن: چه رشته‌ای درس خوندی؟
غضنفر روش نمیشه بگه دامپزشکی، میگه: دامپیوتر
ازش می‌پرسن: چه گرایشی؟
میگه: پشم افزار

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

از اینجا باز کنید!

روی پاکت ساندیس سالها نوشتند: «از اینجا باز کنید» و ما هیچوقت از آنجا باز نکردیم!

لينک ثابت | SMS | محمدعلی

گیج مردنی

یه آدم گیج میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می‌کردن، ۶۰ تاشون حالیش می‌کردن!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

خوش مزه

مردی به زنی گفت: خواهم ترا بچشم تا دریابم تو شیرین‌تری یا زن من.
گفت: این حدیث از شویم پرس که وی من و او را چشیده باشدی.

آدم باشرف

شاعری هر چه قرض می‌گرفت، پس نمی‌داد. روزی به یکی از رفقایش گفت: 10 هزار تومان به من قرض بده، سر برج پس می‌دهم. این تقاضا را آدم باشرفی از تو می‌کند.
- بسیار خب، فردا با آن آدم باشرف بیا تا بدهم!

power god new day

یارو میره کلاس انگلیسی، ازش میپرسن اسمت چی؟
میگه: power god new day
می‌پرسن: معنیش چیه؟
میگه: قدرت‌الله نوروزی

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

بابا شدی

به یه نفر خبر میدن که بابا شدی.
میگه: تو رو به خدا به زنم نگید، میخوام غافلگیرش کنم.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

کی بخوره؟

یارو از دست شکمش شاکی میشه و میگه: خسته شدم از بس که کار کردم و دادم تو خوردی.
شکمش میگه: اگه ناراحتی، من کار کنم و بدم تو بخوری!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

آدم رمانتیک

«احمدرضا احمدی» می‌گفت: در اداره‌ای كارمندی را دیدیم كه همه‌اش آه می‌كشد.
گفتیم: عجب آدم رمانتیكی!
همكارش گفت: رمانتیک نیست، بیچاره آسم دارد!

لينک ثابت | خاطره | محمدعلی

دعای قبل از غذا

اولی: پدر تو هم بهت یاد داده قبل از غذا دعا بخونی؟
دومی: نه! آخه مامانم دست‌پختش خوبه!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

سمعک

یارو میره سمعک بخره، فروشنده میگه: همه جورشو داریم، 1000 تومنی تا یک میلیون تومنی.
یارو میگه: 1000 تومنی‌اش چه جوری کار میکنه؟
فروشنده میگه: این اصلا کار نمیکنه. فقط چیزی که هست وقتی مردم اینو می‌بینن، بلندتر حرف میزنن.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

فیلسوف و ریاضیدان

از بقراط می‌پرسن: فرق فلاسفه و ریاضیدان‌ها چیه؟
میگه: ریاضیدان‌ها هر مسئله‌ای رو سعی میکنن با کمک ریاضی حل کنن، ولی فلاسفه چیزهای حل شده رو هم با کمک فلسفه به مسئله تبدیل می‌کنن!

بنزین

به غضنفرمیگن: با بنزین جمله بساز.
میگه: خوش به حال شما که سوار بنزین.

یک قاشق

یارو شاکی میره پیش دکتر و میگه: شربت رو خریدم، روزی یه قاشق هم خوردم. ولی خوب نشدم.
دکتره میگه: بده شربت رو ببینم.
میگیره می‌بینه پره. میگه: پس تو چی خوردی؟ چرا شربت نخوردی؟
یارو میگه: شما گفتی روزی یه قاشق بخور که با مکافات خوردم. نگفتی شربتم بخور که.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

مرخصی برای ازدواج

یارو به اتاق رئیسش رفت و گفت: آقای رئیس من برای ازدواج دو روز مرخصی می‌خوام.
رئیس گفت: شما که یه هفته تعطیلی داشتین. چرا ازدواج نکردین؟
یارو گفت: آخه نمی‌خواستم تعطیلاتم رو خراب کنم!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

شباهت

زن مزبد حامله بود. روزی به روی شوی نگریست و گفت وای بر من اگر فرزندم به تو ماند. مزبد گفت: وای بر تو اگر به من نماند.

کرگدن

به یه یارو کرگدن رو نشون میدن و ازش می‌پرسن: شما به این چی میگین؟
یارو یه نگاهی به کرگدن می‌کنه و میگه: ما غلط بکنیم به این چیزی بگیم.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

پسر داری

یارو زنشو می‌بره سونوگرافی، بهش میگن: پسر داری.
میگه: تو رو خدا بگین اسمش چیه؟

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

رسالت

از یه نفر می‌پرسن: پیامبر کی به رسالت رسید؟
میگه: والا خبر ندارم. من سیدخندان پیاده شدم!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

پیری

از برنارد شاو پرسیدند: از کی احساس کردی پیر شدی؟ گفت: از وقتی که به یک خانوم چشمک زدم بعد اون خانوم از من پرسید: آشغال رفته تو چشمتون؟

لينک ثابت | خارجی | محمدعلی

وکیل نامرد

یارو تو دادگاه محاکمه می‌شد. وکیل مدافع هنگام دفاع ازش گفت: «آقای قاضی! مردی که شما محاکمه‌اش می‌کنید پدری مهربان، انسانی شریف، آدمی‌با وقار، مردی درست کار و پاکدامن و شهروندی با انضباط و مطیع قانون است.» طرف یکهو شاکی شد و به وکیلش اعتراض کرد و گفت: «آقای وکیل! تو از من پول گرفتی، حالا داری از یه نفر دیگه دفاع می‌کنی؟»

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

گلاب به روت

غضنفر میره الكتریكی میگه آقا گلاب به روت یه لامپ بده.
یارو لامپ رو میده، میگه: حالا چرا گلاب به روم؟
غضنفر میگه: آخه لامپ واسه دستشویی میخوام.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

X

به یارو ميگن پسرت اکس ميزنه. یارو ميگه: اکس چيه؟
ميگن: همونيکه باهاش ميرن فضا.
یارو تا پسرش رو می‌بینه ميگه: تو اکس ميزنی؟
ميگه: نه!
یارو میگه: بیخود کردی، تو فضا دیدنت.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

صدای پای اسب

غضنفر میره وزارت ارشاد میگه: یه کتاب نوشتم به نام «صدای پای اسب»
میرن کتابشو می‌خونن، میبینند 500 صفحه نوشته: پیتیکو پیتیکو پیتیکو...

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

صد هزار تا صلوات

غضنفر صد هزارتا صلوات نذر می‌کنه، ميره ورزشگاه آزادی ميگه: جميعاْ صلوات.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

نماز با کفش

غضنفر از حاجی می‌پرسه: حاجی میشه با کفش نماز خوند؟
حاجی هم میگه نه.
غضنفر میگه: من خوندم شد.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

آموزش رانندگی

از یه نفر می پرسن: آموزش رانندگی چطور بود؟
میگه: خوب بود. ولی مربی ام یک کمی مذهبی بود.
میگن: تو از کجا فهمیدی؟
میگه: آخه هر طرف می پیچیدم میگفت یا حسین.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

زن و شوهر به چشم خواهر برادری

یارو توی كوپه قطار با یه خانم غریبه همسفر بوده. شب خانمه میره تخت بالایی میخوابه و یارو تخت پایینی. نصفه شب خانمه میگه سردمه، كاش شما میتونستی میرفتی از مأمور قطار برام پتو میگرفتی. یارو میگه میخوایی خانم امشب فرض كنیم زن و شوهر هستیم تا هردومون گرم شیم؟ خانمه كه همچین بگی نگی از پیشنهاد بدش نیومده بود، میگه: بله.
یارو میگه: پس پاشو خودت برو پتو بگیر، برای منم یه چایی بیار.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

ماچ

یارو تو خیابون یه زنه رو ماچ می‌کرده، پلیس میاد میگه: چه غلطی داری میکنی؟
میگه: معلم کلاس اولمه.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

اسم بچه‌ی غضنفر

غضنفر به زنش میگه: اگه بچمون پسر باشه اسم بابای منو میذاریم روش.
زنش میگه: اگه دختر باشه چی؟
میگه: اونوقت اسم بابای تو رو میذاریم روش!

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلی

دیوید بکهام‌شناسی!

به یارو میگن: دیوید بکهام رو میشناسی؟
میگه: آره بابا! سر کوچمون تعویض روغنی داره.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

جوراب لنگه به لنگه

به غضنفر میگن: چرا جورابات یه لنگه‌اش آبیه، یه لنگه‌اش قرمز؟
میگه: والا نمیدونم. بدبختی اینه که توی خونه یه جفت دیگه دارم که اونم همینطوریه.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

نمره‌ی بیست کلاسو...

بچه اصفهانیه میره به باباش میگه: بابا من همه‌ی نمره‌هام ۲۰ شده.
باباش میزنه توی سرش و میگه: خاک بر اون سرت. با ۱۰ هم می‌تونستی قبول بشی. حتما باید این همه خودکار مصرف می‌کردی ؟

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

چرا زنده موندی؟

یارو میره دکتر. دکتر بعداز معاینه کامل میگه: آقا تقریباً همه اورگانهای شما خرابن! من تعجب می‌کنم شما چه جوری تا حالا زنده موندین؟!
یارو میگه: دکتر جان! انصاف داشته باش. تا امروز که نمی‌دونستم خرابن!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

کسب و کار

غضنفر پسرشو میذاره دانشکده افسری، رفیقاش بهش میگن: بابا اینکه درسش خوب بود، میذاشتی دکتری، مهندسی چیزی میشد.
غضنفر میگه: نه بابا. میخوام وقتی درسش تموم شد، بیاد با هم کلانتری باز کنیم!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

بی‌هوا

غضنفر بی‌هوا میره تو اتاق، خفه میشه!

طبقه‌ی دوم کجا میره؟

طرف برای بار اول تو زندگیش اتوبوس دو طبقه میبینه، میره جلو از رانندش می‌پرسه: آقا، این اتوبوس کجا میره؟
شوفره میگه: انقلاب.
طرف یکم مکث میکنه، می‌پرسه: اونوقت طبقه‌ی دومش کجا میره؟!
شوفره فکر میکنه طرف سر کارش گذاشته، برمیگرده میگه: میره سر قبر بابای تو! طرف با تعجب میگه: اووو! یعنی شرکت واحد به اونجا هم خط گذاشته؟

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

حج‌اش شلوغ پلوغ

به یارو میگن: سفر حج چطور بود؟
میگه: عالی. خیابوناش تمیز، برجاش بلند، ماشینا همه آخرین مدل. یه جای دیدنی هم داشت که خیلی شلوغ بود من نرفتم.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

قا+نون

جک و زاپاس و جان با هم کل گذاشته بودن، جک میگه: بابای من مهم‌ترین آدم مملکته. زاپاس و جان میپرسن: مگه بابات چیکارس؟ میگه: بابای من رئیس‌جمهوره. هر قانونی که بخواد گذاشته بشه رو باید اول بابای من امضا کنه.
زاپاس میگه: برو بابا حال نداری. بابای من خیلی مهم‌تر از این حرفهاست که تو میگی! جک میگه: مگه بابات چیکارس؟
زاپاس میگه: بابای من نماینده‌ی مجلسه. تا بابای من رای نده، عمری قانونای بابای تو تصویب نمیشن.
جان برمیگرده میگه: باباهای شما جلوی بابای من هیچن!
اون دو تا میپرسن: مگه بابات چیکارس؟
جان میگه: بابای من سرباز صفره. جلوی خیابون وامیسه، یگ دلار می‌گیره، بی‌خیال قانون بابای هر دوتاتون میشه.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

1000 تومنی

یارو یه دسته 1000 تومانی میشمره 250 تومان کم میاره!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

خدا و حضرت عباس

به غضنفر میگن نظرت در مورد خدا چیه؟
میگه: خدا خیلی خوبه. خیلی مهربونه. ایشالا حضرت عباس نگهدارش باشه.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

لای نون

به طرف میگن: شما چیزایی که نمی‌خواین رو کجا می‌ریزین؟ میگه: لای نون!
میگن لای نون؟
میگه: نمیدونم لای نون یا نای لون.

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

نامزدی

به یارو میگن نظرت راجع به دوره نامزدی چیه؟ میگه: مثل اینکه بابات برات دوچرخه بخره، اما نده سوار بشی

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

نقاره‌‌خونه

یارو میره مشهد، میرسه نقاره‌خونه؛ داد میزنه: آقا چند چندن؟

نماز

به یارو میگن: چرا نماز نمیخونی؟
میگه: حفظم، واسه چی بخونم؟

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلی

فحش به آمریکا

غضنفر 13 آبان میره راهپیمایی هی شعار علیه امریکا میدن، جو میگیرش میره میکروفن رو میگیره میگه: خواهرا بی‌زحمت هفته‌ی دیگه نیاین؛ میخوایم هر چی از دهنمون در میاد به آمریکا بگیم!

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلی

نصیحت پدرانه

یارو میخواسته بچه‌اش رو نصیحت کنه! میگه: الان چند سالته؟
بچه‌اش میگه: 16 سال
یارو میگه: خاک بر سرت، هم سن و سالای تو الان 30 سالشونه!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

قد کوتاه

یارو قدش خیلی کوتاه بوده، دهنش همیشه بوی پا میداده

شعار جدید

شعار جدید در راهپیمایی: وای به روزی که بفهمیم چی شد!

خاکشیر

غضنفر صبح یه لیوان خاكشیر میخوره، تا شب پشتک میزنه كه ته‌نشین نشه!

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلی

ماکسیمای آبی

طرف تو قرعه‌کشی بانک ماکسیما برنده میشه. روزی که می‌خواستن تحویلش بدن میگه: اینو آبی کنین، من فردا میام می‌برمش.
میگن: بابا این نقره‌ایه، بهترین رنگه، آبیش کنیم؟
میگه: آره. من فقط آبی تحویل می‌گیرم.
خلاصه فرداش میاد و ماشین رو آبی شده میدن. میگه: آهااااان، ببینین...، حالا شد مثل نیسان!

لينک ثابت | جوک | محمدعلی

سنگ‌پا در تحریم!

خانومه میره از مغازه سنگ‌پا بخره، از یارو می‌پرسه: دونه‌ای چند؟
میگه: دونه‌ای 10 هزار تومن!
خانومه میگه: واااا، چرا اینقدر گرون؟
یارو میگه: خانوم، تحریمیم، موادش دیگه وارد نمیشه!

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلی

اشانتیون سنگ‌پا

يارو کارخونه‌ی سنگ پا میزنه برای اینکه کارش رونق بگیره وسط سنگ پاهاش گردو میذاره!