آگهی (16) آگهی
جمله‌سازی (5) جمله‌سازی
جوک جدید (129) جوک جدید
جوک کوتاه (31) جوک کوتاه
خارجی (2) خارجی
خاطره (1) خاطره
لطیفه‌های سیاسی (2) لطیفه‌های سیاسی
لطیفه‌های قدیمی (20) لطیفه‌های قدیمی
عبید زاکانی (1) عبید زاکانی
کلمه قصار (20) کلمه قصار

برق در آبادان

آبادانيه رو برق ميگيره، ميگه: ولك ولم كن تا ولت كنم!

لينک ثابت | جوک | محمود

تویوتا پاجیرو

به غضنفر ميگن ميتونی با تويوتا پاجرو جمله بسازي؟ ميگه: تويوتاكه گد گشيده، پاجيروفتی روی سينم!

سلمانی

كچله ميرسه سلموني، تا از در ميره تو همه ميزنن زير خنده... كچله هم ميگه: چيه؟ اومدم آب بخورم!

لينک ثابت | جوک | محمود

جوگیری

یارو داشته با بچش گرگم به هوا بازی ميكرده، يهو جو ميگيردش بچشو ميخوره!

لينک ثابت | جوک | محمود

زبان

یارو از ژاپن برميگرده. بهش ميگن اونجا مشكل زبان نداشتي؟ ميگه: من نه، ولي ژاپني ها چرا!

تعبیر خواب

شخصی با معبری گفت: در خواب دیدم که از پشک شتر بورانی می‌سازم تعبیر آن چه باشد؟ معبر گفت: دو تنگه بده تا تعبیر آن بگویم. گفت: اگر دو تنگه داشتمی خود به بادنجان دادمی تا از پشک شتر نبایستمی ساخت.

دانشگاه

از غضنفر ميپرسن: ميگذاری پسرت بره دانشگاه؟ غضنفر ميگه: آره، به شرطی كه به درسش لطمه نزنه!

لينک ثابت | جوک | محمود

دیگه فایده نداره

غضنفر سوار ماشين تهرونيه بوده، تهرونيه هم يهو كل ميگذاره، پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100... 150...160... بعد برميگرده به غضنفر ميگه: ترسيدي؟! به خودت شاشيدي؟! غضنفر ميگه: سيكتير بابا!! بيا بهت سرعت نشون بدم! خلاصه تهرونيه رو ميبره سوار پيكانش ميكنه، بعد پاشو ميگذاره رو گاز.. سرعت 100.... 120...140...160... 180... برميگرده به تهرونيه ميگه: حالا ترسيدي؟ به خودت شاشيدي؟! تهرونيه ميبينه اين يارو كله خره، داره همينجور گاز ميده.. ميگه: آره بابا شاشيدم.. بيخيال شو! غضنفر برميگرده ميگه: الان ديگه برينی هم فايده نداره، ترمز بريده!

لينک ثابت | جوک | محمود

ریاضی اصفهانی

پسر اصفهونيه تازه رفته بوده كلاس دوم، معلمش ازش ميپرسه: دو دو تا؟ پسره ميگه: چهارتا. معلمه ميگه: باريك‌لله... بيا اينم چهار تا گردو جاييزه‌ت. حالا بگو ببينم، دو سه تا؟ پسره ميگه: يك گوني!

لينک ثابت | جوک | محمود

بوی پدر

باباي غضنفر تو مستراح سكته ميكنه و مرحوم ميشه. ازون به بعد، غضنفر تا ميرفته تو توالت يهو حالش خراب ميشده و هاي‌هاي ميزده زير گره. بعد از دو سه ماه، آخر يكي از رفيقاش شاكي ميشه، بهش ميگه: مرد مومن، آخه مگه توالت هم جاي گريه كردنه؟! غضنفر با بغض ميگه: آخه اينجا بوي بابامو ميده!

لينک ثابت | جوک | محمود

خانه

طرف رفته بوده خواستگاري، باباي دختره ازش ميپرسه: شما خونه دارين؟ ميگه: خودم كه خونه ندارم... ولي بر و بچه‌ها مكان زياد دارن!

لينک ثابت | جوک | محمود

اسم

بچه مثبته از طرف ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟! یارو شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم اَنه!

لينک ثابت | جوک | محمود

اسم

بچه مثبته از طرف ميپرسه: آقا ببخشيد... خيلي خيلي عذر ميخوام..شرمنده.. روم به ديوار.. اسمتون چيه؟! یارو شاكي ميشه، ميگه: ايجو كه تو پرسيدي، اسمم اَنه!

لينک ثابت | جوک | محمود

محاسبه

از یه نفر می‌پرسن: دو دو تا؟ ميگه: چهارتا. همه كف ميكنن، ميگن: ايول، چه جوری حساب كردی؟ ميگه: خوب معلومه، با هم جمع كردم.

لينک ثابت | جوک | محمدعلي

سنتور

غضنفردستش شكست، رفت دكتر، دستشو گچ گرفتن.
غضنفر از دكتر پرسید: آقای دكتر! بعد از اينكه گچ دستمو باز كنم، آيا می‌تونم سنتور بزنم؟
دكتر میگه: البته، حتماً.
غضنفر میگه: چه عالی! چون قبلاً نمی‌تونستم!

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

حج

یارو میره حج، اما نه نماز می‌خونه، نه دعا می‌خونه. اصلا هیچ کاری نمی‌کنه. دلیلش رو می‌پرسن، میگه: آخه گفتن همه چیز با کاروانه!

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

پرواز خر

از کسی پرسیدن: سه تا پرنده نام ببر.
گفت: کبوتر، کلاغ، خر
گفتند: کبوتر و کلاغ درسته، اما خر که نمی‌تونه پرواز کنه؟
گفت: خره دیگه، یهو دیدی پرواز کرد.

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

زمین خاکی

یه نفر تو مسابقه‌ی شنا رتبه میاره، باهاش مصاحبه می‌كنن و ازش می‌پرسن: شما از كجا شروع كردین؟ میگه: واالله ما از زمینای خاكی شروع كردیم.

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

خر و پف

پسرغضنفر که شبها خروپف می‌کرده به باباش میگه: شبها از صدای خروپف خودم خوابم نمی‌بره. چکار کنم که از این صدا راحت شم؟
غضنفر میگه: برو توی یک اتاق دیگر بخواب!

لينک ثابت | جوک | محمدعلي

افسانه‌ی جومونگ

از یارو می‌پرسن اسم کوچیک جومونگ چیه؟
میگه: افــــسانه.

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

اگر

اعرابی با زنش گفت: اگر خرما و روغن می‌داشتیم، آردی از همسایه‌ها می‌طلبیدیم، و دیگی عاریت می‌کردیم، و حلوا می‌پختیم.

سوسک نااهل

سوسکه قرص اکس می‌خوره، میره زیر لنگه کفش میگه: بکش لامصب، بکش!

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

ارز

یک نفر غیرقانونی از مرزخارج شد. گرفتنش و ازش پرسیدن: با چه ارزی خارج شدی؟ گفت: با ارز (عرض) معذرت.

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

سن و سال

توی مهمانی، خانمی به غضنفر میگه: به نظر شما من چند سالمه؟
غضنفر هم میگه: گفتنش یک خورده مشکله، اما یک کم که دقیق میشم، می‌بینم اصلا بهتون نمیاد!

لينک ثابت | جوک | محمدعلي

خرسوار

مردي خر گم کرده بود و گرد شهر مي‌گشت و خدا را شکر مي‌گفت.
گفتند: چرا شکر مي‌کني؟
گفت: از اینکه بر خر ننشسته بودم، وگرنه امروز چهار روز بود که گم شده بودم.

لينک ثابت | محمدعلي

دیوانگان

بهلول بغدادي وقتي در بصره بود، او را گفتند:«ديوانگان بصره را بشمار» گفت:«آن خود از شماره بيرونست، اما اگر گوييد که عاقلان را بشمار ايشان معدودي چند بيش نيستند.»

وان

هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان‌پزشک پرسیدم: شما چطور می‌فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می‌کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می‌گذاریم و از او می‌خواهیم که وان را خالى کند.
گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگ‌تر است.
روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش وان را بر می‌دارد. شما می‌خواهید تخت‌تان کنار پنجره باشد؟

لينک ثابت | جوک | محمدعلي

غلظت

یه آدم خسیس آب معدنی میخره میبره خونه، به زنش میگه: آب بریز توش خیلی غلیظه!

لينک ثابت | جوک | محمدعلي

کلاس شنا

آمريكاييه داشته تو رودخونه غرق ميشده،‌ هي داد ميزده:"help me, help!" غضنفر از اونجا رد ميشده ميگه: احمق جون اگه جای كلاس زبان كلاس شنا رفته‌بودی، الان غرق نميشدی!

لينک ثابت | جوک | محمدعلي

پای زن

شخصی کاندیدا می‌شود و سه تا رای می‌آورد. شب که به خانه می‌رود، زنش به او می‌گوید: می‌دانستم پای یک زن دیگر هم در میان است!

لينک ثابت | جوک | محمدعلي

سوراخ

غضنفر میفته توی چاه، میگه: خدا رو شکر که تهش سوراخ نبود.

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

دیه زن

زن رو به خدا کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟ خداوند مهربانانه فرمود: عزیز من! اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند، به او هشت میلیون می‌رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب شانزده میلیون می‌شوی!

لينک ثابت | جوک | محمدعلي

هفته‌ی اول

غضنفر میره بنگاه، بهش میگن: یه خونه داریم، کنار راه‌آهنه. سر و صدا زیاد داره، اما بعد از یک هفته عادی میشه. غضنفر میگه: اشکال نداره. این یک هفته اول رو میرم خونه‌ی داداشم اینا.

لينک ثابت | جوک | محمدعلي

زحمت بیهوده

از ملا پرسیدند: لباست چرک شده، چرا نمی‌شویی؟
گفت: چون دوباره چرک خواهد شد. چرا زحمت بیهوده بکشم؟
گفتند: چه اشکال دارد؟ دوباره هم خواهی شست.
گفت: من که برای لباسشویی خلق نشده‌ام؛ کار دیگری هم دارم

خر نعمت است

عزت و نعمت هر دو سوار بر یک خر بودند. نعمت گفت: کاش خر دیگری نیز داشتیم.
عزت گفت: همین که داریم، نعمت است!

لينک ثابت | محمدعلي

مرحوم غلط کرد

توی مراسم ختم از بلندگو اعلام می‌کنن: مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین.
یه نفر داد زد: مرحوم غلط کرد، ما به احترامش می‌پوشیم.

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

هواپیما ربایی

یه آدم شل و وارفته میره سراغ خلبان هواپیما و میگه: یالا، یالا برو خارج!
خلبان نگاهی به قیافه طرف می‌کنه و می‌بینه نه تنها شل و وارفته است، بلکه اسلحه هم نداره. بهش میگه: برو بابا حالا نداری.
هواپیماربا: جان مادرت برو دیگه. مگه حتما باید زور بالا سرتون باشه؟

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

چیز مفت

لطایف‌الطوایف؛ با مردی گفتند: آیا خوشحال می‌شوی هزار درهم به تو بدهند؟
گفت: آری. لیک باید صد چوب بزنند!
گفتند: چوب خود چرا؟
گفت: یقین دانیم که در این زمانه مفت چیزی به کس ندهند.

گاز

مردي از دوستش پرسيد: اگر يک روز متوجه شدی كه به بيماری هاری مبتلا شده‌ای چه كار مي‌كني؟
- فوراً تقاضای قلم و كاغذ مي‌كنم.
- برای نوشتن وصيت‌نامه؟
- نه برای نوشتن فهرست كساني كه بايد گازشان بگيرم!

لينک ثابت | جوک | محمدعلي

داشبورد

به غضنفر میگن با داشبورد جمله بساز. میگه داییم اومد بچه‌هاشو ورداشبورد.

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

کجا می‌برند؟

مردی با پسرش سر راه ایستاده بود. پسر از پدر پرسید: بابا در آن جعبه چیست؟ پدر گفت: آدم. پسر پرسید: او را به کجا می‌برند؟ گفت: جایی که نه خوردنی است، نه پوشیدنی، نه نان، نه هیزم، نه آتش، نه طلا، نه نقره، نه فرش، نه گلیم. پسر گفت: بابا، یعنی او را به خانه‌ی ما می‌برند؟

بند موبایل

به غضنفر میگن: نظرت درباره بندگردنی موبایل چیه؟!
میگه: خوبه، فقط موقع شارژ گوشی دو ساعتی آدم رو از کار و زندگی میندازه.

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

قرض برق

برق خونه‌ی یارو قطع میشه، قابلمه برمی‌داره، میره در خونه‌ی قلیدون و میگه: میشه یک کم برق به ما قرض بدید؟
قلیدون هم جواب میده: دیونه! لااقل یه ظرف پلاستیکی میاوردی که برق نگیرت.

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي

مار

به غضنفر میگن: سه تا مار نام ببر؟ میگه: مار کبری، مار زنگی، مارمولک.

لينک ثابت | جوک جدید | محمدعلي