كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه
غضنفر ميره رستوران، گارسون ميگه: غذای امروز «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با «ليمو» است! غضنفر ميگه: «كوجی پورو تياپوفو ساخارينو گلاسه» با چی؟
جلال ناقلا
شخصی فاضلانه سخنرانی میکرد و میگفت: «جلال آلاحمد فقط یه کتاب خوب نوشته، اونم بوف کوره.» بهش گفتن: بوف کور رو که جلال ننوشته، صادق هدایت نوشته. جواب داد: «دیگه بدتر! یه کتاب خوب داشت، که اونم هدایت واسش نوشته!
لهشدگی
غضنفر یه نفرو حسابی کتک میزد و هی داد میزد: کمک! کمک!
بهش گفتن: تو که داری اونو میکشی، دیگه چرا کمک میخوای؟
جواب داد: آخه گفته «اگر بلند شم، لهت میکنم!»
دقت بالا
یارو میره حموم، با خودش خودکار میبره. ازش میپرسن: چرا خودکار میبری؟ میگه: میخوام هر جا رو که شستم ،علامت بزنم.
دوچرخهی عصبانی
از یه نفر میپرسن: شما به موتورسیکلت چی میگید ؟ میگه: دوچرخهی عصبانی!
نفستو برم!
غضنفر میره استخر، شیرجه میزنه توی چهار متری. میاد بالا، میگه: عجب نفسی داشته كاشی كارش!
اسباب راحتی
غضنفر وارد اتوبوس شد و رفت ساکش رو گذاشت روی یکی از صندلیهای ته اتوبوس. بعد خودش رفت سه ردیف جلوتر نشست کنار یه آقایی. غضنفر هر چند دقیقه یکبار از وسط جمعیت شلوغ رد میشد و میرفت از توی کیفش که ته اتوبوس بود، یه تیکه نون بربری برمیداشت، و دوباره میرفت وسط اتوبوس سرجاش مینشست. مسافر کنار دستی بهش گفت: داداش! خب اون ساکت رو بیار، بذار کنارت، که مجبور نشی هی بری عقب اتوبوس و بیایی جلو. غضنفر گفت: زکی! دو تا جا گرفتم که راحت باشم، حالا یکیشو بدم به یکی دیگه؟
شیر یا خط
غضنفر نشسته بود سر جلسهی کنکور. پنج دقیقهای مبهوت به سؤالا خیره شد. بعد یه پنج تومنی از جیبش در میاره و شروع میکنه تندتند شیر یا خط کردن و پاسخنامه رو پر کردن. بعد ۵۰-۴۰ دقیقه مراقب میبینه غضنفر خیس عرق شده و مرتب یه سکه رو میندازه بالا و زیر لب فحش میده. میره جلو میپرسه: چیزی شده؟ غضنفر میگه: همهی سؤالا رو جواب دادم. دارم جوابامو چک میکنم.
جستجوی مغزی
یه آدم بیعقل میخواست خودکشی کنه، تير رو شلیک کرد به مغزش، اما همون موقع نمرد و بعد از نیم ساعت مرد! همهی دانمشمندا جمع شدن که ببينن قضیه چی بوده؟ بعد از دو سال تحقيق فهمیدند گلوله داشته دنبال مغز یارو میگشته .
راهکار تمیز
غضنفر وسط سينما نشستهبوده و دست میکرد توی دماغش. اما نه دستمال داشت که تمیزش کنه، نه ميتونست بلند بشه. رو کرد به بغلدستیش وگفت: آقا لطفاً اينو دست به دست رد كن بمالن به ديوار.
گولزدن نکیر و منکر
عبید زاکانی: مردی در حال جاندادن افتاد. وصیت کرد که در شهر، کرباس پارههای کهنهی پوسیده بطلبند و کفن او سازند .گفتند: غرض از این چسیت؟ گفت: تا چون منکر و نکیر بیایند، پندارند که من مردهی کهنهام، مزاحم من نشوند.
بدتر از فحش
هر وقت تو دستشويی يه سوسک ديدی، فوری با دمپايی نکوب رو سرش، بیتوجه از بغلش رد شو! اين کارت از صدتا فحش براش بدتره!
جذب مشتری
غضنفر و دوستاش کارخانهی سفيدآب ميزنن، برای فروش بيشتر وسطش مغز گردو ميذارن.
چاه
عبید زاکانی: مردی را پسر در چاه افتاد، گفت: جان بابا، جایی مرو تا من بروم طناب بیاورم و تو را بیرون کشم.
ثواب صدقه، گناه دزدی
عبید زاکانی: جُحی گوسفند مردم میدزدید و گوشتش صدقه میکرد. از او پرسیدند که این چه معنی دارد؟ گفت: ثواب صدقه با گناه دزدی برابر گردد و در میانه پیه و دنبهاش اضافی باشد.
کربلا
به غضنفر میگن: میدونی امام حسین کجا دفن شده؟ میگه: نه. میگن: کربلا. میگه: ای خوشا به سعادتش!
ازدواج
ازدواج بر سه قسم است: ازدواج موقت، ازدواج دائم و ازدواج دانشجویی.
به درک
هواپیما داشت سقوط میکرد و همه داشتن جیغ میزدن، به جز غضنفر. ازش پرسیدن: تو چرا ساکتی؟ گفت: مال بابام که نیست. به درک! بذار سقوط کنه.
ما بیشتر
به ترکه میگن خیلی آقایی. میگه: ما بیشتر!
نوعدوستی
یکی سنگ مینداخته تو صندوق صدقات. ازش میپرسن: این چه کاریه میکنی؟! میگه: میخوام به انتفاضه کمک کنم!
مسافت
طرف با هواپیما میاد تهران، تو فرودگاه به رفیقش میگه: اگه میدونستم اینقدر نزدیکه، با ماشین میومدم!
شکنجهی روحی
میخواستن غضنفر رو شکنجه روحی بدن، میفرستنش تو یه اتاق گرد، میگن برو یه گوشه بشین!
مسابقهی 2
غضنفر رفت تماشای مسابقهی دومیدانی. وسط مسابقه از بغلیش پرسید: ببخشید، اینا واسه چی میدون؟! بغلی گفت: برای اینکه به نفر اول جایزه میدن. غضنفر یه کم فکر کرد و گفت: پس بقیشون واسه چی دارن میدون؟
خارج
از یکی میپرسن: اگه همهی دنیا رو بهت بدن، چیکار میکنی؟ میگه: میفروشم، میرم خارج!
سرعت عمل
ماشین غضنفر رو توی روز روشن، جلوی چشماش دزدیدن. رفیقاش دویدن دنبال ماشین و هی داد میزدن: آآآییی دزد! بگـــیـــرینش! یهو غضنفر داد زد: چه خبره؟ ناراحتی نداره که! هیچ غلطی نمیتونه بکنه!
رفیقاش با تعجی پرسیدن: چرا؟ غضنفر گفت: آقا من شمارشو برداشتم!
وارونگی هوا
شخصی میره توالت، تا میاد بشینه یه آروغ اساسی میزنه. پا میشه، میگه: بازم برعکس نشستم.
شجاعت
یکی سرش میخوره به میلهی وسط اتوبوس و میخوره زمین. چشماشو که باز میکنه میبینه چند نفر وایسادن بالا سرش و میله رو گرفتن. میگه: ولش کنین ببینم چی میگه!
خصوصی
به شخصی گفتن چرا زن نمیگیری؟ گفت: آخه کسی زنش رو به من نمیده!
بواسیر
قلی سوار هواپیما میشه، میشینه کنار دست یک پیرمرد. سر صحبت باز میشه و نسبتا با هم رفیق میشن. وسطای راه، مهموندار میاد از پیرمرد میپرسه: پدر شما شکلات میل دارید؟ پیرمرد میگه: نه خیلی ممنون، من بواسیر دارم.
مهموندار از قلی میپرسه: شما چی؟ قلی تریپ رفاقت میذاره، میگه: نه مرسی. این رفیقمون بواسیر داره، باهم میخوریم!
مکانیابی
دو نفر رفتن سوراخ لایهی اوزن رو بدوزن، خودشون اونور جا موندن!
ابی بخون!
طرف میره کنسرت ابی توی دبی. آقای ابی با هیجان و داد و بیداد میپرسه: خوب حالا چی بخونم واستون؟ یکی بلند میشه میگه: ابی بخون، ابی بخون!
رو دستخوردن
توی دبی مسابقهی تقلید صدای داریوش برگزار شد. داریوش چندم شده باشه خوبه؟ چهارم!!
الکی
طرف توی مانور از هواپيما با چتر ميپره پايين، چترش باز نميشه. ميگه: خدا رو شکر که مانوره!
باد نمیشه
ماشین غضنفر پنچر میشه، میره از لوله اگزوز فوت میکنه. یکی که غضنفرتر بوده از اونجا رد میشه، میگه: ابله! تا صبح هم فوت کنی باد نمیشه، چون شیشههای ماشینت پایینه.
غریبه نیست
از یه نفر میپرسن دخترت رو به كی شوهر دادی؟
میگه غریبه نیست ، دامادمونه!
ناراحت نشو
وقتی یه سیب گاز میزنی و یه کرم درسته میبینی زیاد ناراحت نشو! چون ممکن بود یه سیب گاز بزنی و یه کرم نصفه ببینی!
پترس که بود؟
از يارو میپرسند پتروس کي بود؟ میگه یه دهقان فداکار بود که وقتی گرگ يوسفش را خورد، رفت زیر تانک و انگشتشو کرد تو چشم راننده قطار!