دراز و باريك
يه يارو ميره زير غلتك، غضنفر ميره خبر مرگش رو به خانوادهش بده. ميره در خونهشون به پسر يارو ميگه: هيكل بابات چه جوري بود؟ پسره ميگه: دراز وباريك. غضنفر ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!
ميشينييييم!
از يارو ميپرسن: شما كجاي تهران ميشينيد؟ ميگه: هرجا كه خسته شيم!