لباس مشکی
غضنفر مشكي پوشيده بوده. بهش ميگن: «چرا مشکی پوشیدی؟» ميگه: «بابام مرده!»
ميگن: «چرا پاره پوره پوشيدي؟» ميگه: «آخه خدا بيامرز نميذاشت، چالش كنيم...»
تمساح
غضنفر رو ميبرن افريقا، يك تمساح نشونش ميدن. ازش میپرسن: «شما تو کشورتون به اين چي ميگين؟»
غضنفر میگه: «ما غلط میکنیم چيزي به اين بگيم!»
کمپوت
غضنفر ميخواسته بره بهشت زهرا، گل گيرش نمياد كمپوت ميخره!
شمارش
فرستنده: دانشجوی سابق
يه دسته صد هزار تومني ميدن به غضنفر بشمره. دويست و پنجاه تومن كم مياره!
واحد
فرستنده: آدم برفی
غضنفر اينا به 750 گرم مي گن نيم كيلو و نيم!
طوطی
غضنفر ميره طوطي بخره به جاش يه جغد بهش میفروشن. چند روز بعد ازش ميپرسن: «اين طوطیه حرف هم ميزنه؟»
غضنفر جواب میده: «حرف نمیزنه ولی خيلي توجه ميکنه.»
اصغرو صدا بزن
دو تا تنبل دراز كشيده بودند کنار هم. يكيشون خميازه ميكشه. اونيكي ميگه: «داداش تا دهنت بازه، اين اصغر ما رو هم صدا بزن!»
Help… Help
غضنفر توی ساحل دريا قدم ميزده، همزمان يك امريكايي كه در حال غرق شدن بوده، داد ميزده: Help… Help
غضنفر داد میزنه: آخه، مرتيكه! به جاي انگليسي ميرفتي شنا ياد ميگرفتي!
پشت بام
زن به شوهرش ميگه: «آقا يک كولر واسه خونه بخر. پختيم از گرما...»
شوهرش جواب میده: «خانوم، كولر ميخوايم چيكار؟ اونايي هم كه دارن گذاشتن پشت بوم!!»
اتوبوس
راننده به غضنفر ميگه: «دستت نمونه لاي در....»
غضنفر جواب میده: «سرت نمونه لاي در!»
نانوایی
غضنفر تو صف نانوايي وايستاده بوده. شاطر مياد ميگه: «تا اينجا بيشتر نون نميرسه...»
غضنفر ميگه: «آقايون ببخشيد، يک خرده، جمعتر وایستيد، نون به همه برسه!!!!»
آجر
به غضنفر میگن: «برو روزنامه بخر.» میره با یه آجر برمیگرده. بهش میگن: «اين چيه؟ روزنامه کو؟»
غضنفر میگه: «رفتم کیوسک به یارو گفتم روزنامه میخوام. گفت همون رویی را بردار. من هم همون رویی را برداشتم.»
داماد مهربان
یارو مادر زنش را میبره دکتر. میگه: «سم خورده، مسموم شده.»
دکتره میگه: «پس چرا بدنش کبوده؟» یارو میگه: «آخه به زبون خوش که نمیخورد!»
دزدهاي تنبل
دو نفر تنبل به بانك دستبرد ميزنند. اولی به دومي ميگه: «خب بیا پولها رو بشمریم.» دومی میگه: «حوصله داری؟ فردا رادیو میگه...»
کولر
يه نفر كولر خونش ميسوزه، با عصبانيت به بچههاش ميگه: «وقتي هشتنفري زير كولر ميخوابين همین میشه دیگه...»
بابای خسیس
بچه از بابای خسیسش می پرسه: «بابا چرا ما مثل مردم با كشتي سفر نميكنيم؟!»
باباش ميگه: « خفه شو، شناتو بكن!»
بدنسازی
یه نفر میره بدنسازی، بهش میگن هفته اول بدنت درد میگیره.
میگه: خوب از هفته دوم میآم.
عاشقانه
مردی به واسطه ای پیغام داد که به معشوقه اش بگوید که به خیال خود بگوید تا به خواب وی رود. معشوقه پیغام داد یک درهم بفرست تا خودم در بیداری به نزدت بیایم!