وطن و "ت" دستهدار
با وطن جمله بساز:
- رفتم حمام وتنم را شسنم!
با آن "وطن" نه كه با "ت" دستهدار...
- آهان! رفتم حمام وتنم را با "تي" دستهدار شستم!
توت
يارعلي ميره بالاي درخت چنار. ميگن داري چيکار ميکني؟ ميگه : دارم توت ميخورم! ميگن: الاغ آخه اوون درخت چناره. يگه : توت تو جيبمه!
آيه
يارو صبح ميره مغازه و کرکره رو بالا ميکشه و ميگه بسم الله رحمان الرحيم. وارد ميشه بعدش ميبينه همه مغازه رو خالي کردن، کرکره رو ميکشه پايين و ميگه صدق الله علي العظيم!
كتك
يارو شب ميخوابه ، خواب ميبينه داره کتک ميخوره؛ فردا شبش با دوستاش ميخوابه!
چرخش
پيرزنه از مکه برميگشت توي ساکش شيشه هاي مشروب پيدا ميکنن !! ميپرسند اينا چيه؟ پيرزنه ميگه : ننه جون من که نميتونستم دور خونه خدا بگردم يک گيلاس از اينا ميخوردم خونه خدا دور سرم ميچرخيد!
فايده
فرستنده: علي
- خط وسط قرص برای چیه؟
- برای اینکه اگه با آب نرفت پایین با پیچگوشتی بره!
برادر
فرستنده: بهمن
يه روز يه بچه به بابانوئل مسيج ميزنه و ميگه: Send me a Little Brother،
بابانوئل هم براش در جواب ميزنه: Send me Your Mother
اختراع كاسه توالت
فرستنده: ملل
لهستانيها اولين كساني بودند كه كاسه توالت را اختراع كردند. منتها انگليسيها يك سال بعد با گذاشتن يك سوراخ در ته آن، آن را تكميل كردند.
جسم شفاف
به يارو ميگن: جسم شفاف چه جور جسميه؟
جواب ميده: جسمي كه از هر طرف نگاه كني اون طرفش هم معلوم باشه...
گفتن: آفرين! حالا يه مثال هم بزن.
يارو يه كم فكر ميكنه و بعد ميگه: ... مثلا نردبون!
فرقون
غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش، داشته ميبرده بالاي ساختمون. صاحبكارش بهش ميگه: احمق جون تو كه فرقون داري، چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟!
غضنفر ميگه: آخه اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت ميكرد!
با تو
يارو با يكي دعوا ميكرد. طرف فحش ناجور داد.
يارو گفت: ببينم با كي بودي؟
طرف گفت: با تو بودم.
يارو گفت: حيف كه با تو بودي اگر با من بودي فكت را پياده ميكردم!
تخصص
به یارو میگن بلدی با کامپیوتر کار کنی؟
میگه: آره. تا حدودی.
میگن: خب، پس کامپیوتر رو روشن کن بینیم.
میگه: گفتم تا حدودی، اما دیگه نه تا این حد!
ضعف سند
يك محدث (اصحاب حديث) با يك مسيحي همسفر شد. پس از چندي مسيحي به او جام شراب تعارف كرد، محدث بيتأمل آن را سر كشيد. مسيحي گفت: آنچه خوردي شراب بود، مرد گفت: از كجا ميداني؟ مسيحي گفت: غلامم آن را از فروشندهاي يهودي خريده است. مرد گفت: ما اصحاب حديث دربارة افرادي مثل سفيان و يزيدبن هارون شك داريم و حرف آنها را نميپذيريم چه رسد به اين كه يك مسيحي از قول يك يهودي چيزي را روايت كند. و من هم اگر از اين شراب نوشيدم فقط به دليل ضعف سند روايت آن بود.
معلمان شمع سوز
وزیر آموزش و پرورش گفت:
معلماني که چون شمع میسوزند تا پایان سال گازسوز میشوند!
بمبگذاري
يارو منافقه رو به جرم بمبگذاري اعدام ميكنن از همون جا مستقيم ميره جهنم. اونجا يه بمب قوي درست مي كنه، بعد از انفجار همه اهل جهنم شهيد ميشن مي رن بهشت!
دو دو تا و جملهسازي
فرستنده: پوريا
به يارو ميگن دو دو تا چنتا ميشه؟
ميگه باز گير داديها! ولش كن يه كلمه بگو باهاش جمله بسازيم!
اجبار
فرستنده: میثم
به مشهديه ميگن اگه تو يك اقيانوس افتاده باشي و دو تا كوسه از دو طرف قصد خوردنت رو داشته باشن، چيكار ميكني؟
مشهديه ميگه: مُرُم نوك درخت.
ميگن مرد حسابي تو اقيانوس درخت كجا بود؟
ميگه: مجبورُم، مِفَهمي؟!
لالايي
مامانه داشت لالايي ميخووند. بچههه گفت: «خفه شو ديگه! ميخوام بخوابم!»
اون 3 تا
فرستنده: نوید
پسر به دختر: عزیزم امروز بهمون خیلی خوش می گذره... 3 تا بلیط سینما گرفتم.
دختر: چرا 3 تا؟ ما که 2 نفریم؟
پسر: بابات و مامانت و داداشت!
چه سری چه دمی!
روباه میره زیر درخت به کلاغه میگه به به چه سری چه دمی ...کلاغه میگه زر نزن من خودم دوم دبستانم!
گردنبند
دختره ميره پيش مادرش ميگه: مامانجون چه گردنبند خوشگلي داري، اينو بابام برات خريده؟! زنه ميگه: من اگه به اميد بابات بودم، الان تو رو هم نداشتم
قفل فرمون
به یکی میگن از قفل فرمونت راضی هستی؟ میگه آره فقط سر پیچ ها یه کم اذیت میکنه!!
مثل دو تا كبوترعاشق!
فرستنده: پوريا
بيا مثل دو تا كبوتر پر بكشيم بريم روي بلندترين درختها لونه كنيم بعد تو تخم بزاري من هم برم گوجه بخرم املت بخوريم