آگهی (16) آگهی
جمله‌سازی (14) جمله‌سازی
جوک جدید (186) جوک جدید
جوک کوتاه (105) جوک کوتاه
خارجی (9) خارجی
خاطره (4) خاطره
لطیفه‌های سیاسی (10) لطیفه‌های سیاسی
لطیفه‌های قدیمی (25) لطیفه‌های قدیمی
عبید زاکانی (19) عبید زاکانی
ملانصرالدین (2) ملانصرالدین
کلمه قصار (30) کلمه قصار
آی طنز > مختصر و مفید > آخرين مطالب

- اسم دکترت چیه؟
- دکتر ترابی
- منظورم اسم کوچیکشه
- فیزیو!

لينک ثابت | جوک جدید | محمود

arab interview at US immigration:
Q: your name please?
A: Abdul Aziz
Q: sex?
A: 6 times a week... See more
Q: I mean. male or female?
A: dosen't matter, sometimes even camel

لينک ثابت | جوک جدید | محمود

همسر حمید مصدق -لاله خانم - روی در ورودی سالن خانه شان با خط درشت نوشته بود : حمید بیماری قلبی دارد . لطفا مراعات کنید و بیرون از خانه سیگار بکشید .
خود حمید مصدق هم میآمد بیرون سیگار میکشید و میگفت : به احترام لاله خانم است ...!

لينک ثابت | خاطره | محمود

از خاطرات یک برادر بسیجی در اوایل خرداد 89: آخیش... یادش بخیر پارسال همین موقع‌ها بود که شروع کردیم به نوشتن رای.

لينک ثابت | لطیفه‌های سیاسی | محمود

رئیس: شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد دارید؟ كارمند: بله! رئیس: خوب است، چون ساعتی پیش پدربزرگتان به اینجا آمده و میخواهد شما را ببیند، همان که دیروز برای شركت در مراسم تشییع جنازه اش مرخصی گرفته بودید!

لينک ثابت | جوک | جوک جدید | محمود

شيره‌ايه ميخواسته تاكسی بگيره، ‌به يك تاكسی ميگه: مُشتقيم! تاكسيه،‌ پنج متر جلو تر نگه ميداره. يارو ميگه:‌ ای بـابـا! اونجا كه مَقْشَده!

لينک ثابت | جوک | جوک کوتاه | محمود

غضنفر زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، ميگه: عزيزم من لهجه دارم؟ دختره ميگه: آره. غضنفر ميگه: پس من قطع ميكنم دوباره ميگيرم!

لينک ثابت | جوک جدید | محمود

غضنفر تو مسابقه بيست سوالی شركت ميكنه، قبل از مسابقه بهش ميگن: ببين جواب ژاندارمريه ولی همون اول نگی كه ضايع بشه، يه چند تا سوال اولش بكن بعد جوابو بگو. مسابقه شروع ميشه، غضنفر ميپرسه: جانداره؟ مجريه ميگه: نه. غضنفر ميگه: مِريه؟ ميگه: نه. غضنفر ميگه: جاندارمريه؟

لينک ثابت | جوک | محمود

آدم خوره با پسرش رفته بودن آدم شكار كنن، يه زنه رو ميبينن خيلی چاق بوده، پسره ميگه بابا اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه اين همش چربيه، به درد نمی خوره. ميرن تا به يه زنه لاغره ميرسن، پسره گرسنش شده بوده، ميگه: بابا جون اينو بخوريم؟ باباهه ميگه: نه بابا اين خيلی لاغره فايده نداره. دوباره راه ميفتند، بعد از يك مدتی ميرسند به يه زن خوشگلِ باحال. پسره ديگه داشته از گشنگی ضعف ميرفته، ميگه: بابا جون ديگه اينو بخوريم؟ باباش ميگه: نه پسرم، اينو مي‌بريم خونه، مامانو مي‌خوريم!

لينک ثابت | جوک | محمود

غضنفر تو مسابقه بيست سوالی شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولی تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. غضنفر ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوری ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايی بهتون ميكنم، با چايی هم ميخورنش. غضنفر ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!

لينک ثابت | جوک | محمود

پسره زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده!

لينک ثابت | جوک کوتاه | محمود

يه جايی جشن بوده، غضنفر همينجوری ميره تو و شروع ميكنه به رقصيدن و بخور بخور. يكی ازش ميپرسه: ببخشيد! شما رو كی دعوت كرده؟ غضنفر ميگه: من از خونواده عروسم. يارو ميگه: ببخشيد، ولی اينجا جشن تولده!

لينک ثابت | جوک | محمود

غضنفر خودشو دار مي‌زنه، بعلت ضربه مغزی مي‌ميره! ميان مي‌بينند با كِش خودشو دار زده!

لينک ثابت | جوک جدید | محمود

يك بابايی رو ميندازن زندان، روز اول هم سلوليش ازش ميپرسه: جیب بری کردی افتادی اين تو؟! يارو ميگه: نه آقا اين حرفا چيه؟ من هيچ وقت همچی كاری نميكنم! خلافه ميگه: خوب پس حتما جیب مامور رو زدی؟! باز يارو ميگه: نه برادر، چی ميگي؟! خلافه ميگه: نكنه جیب ÷لیس رو زدی ناقلا ؟! يارو ميگه: آقای عزيز، اين حرفا يعنی چي، من جرمم سياسيه! خلافه میگه خب پس بگو جیب رئیس جمهور رو زدی!

لينک ثابت | جوک جدید | محمود

غضنفر از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چی شده؟ ميگه: منم تازه رسيدم!

لينک ثابت | جوک کوتاه | محمود

یارو با زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی زدند. زنه وقتی شب ميره بخوابه، يك يادداشت برای شوهرش می گذاره كه: منو فردا ساعت 6 بيدار كن. صبح زنه ساعت 10 از خواب پا ميشه، ‌می بينه شوهره براش يك يادداشت گذاشته كه: پاشو زنيكه خر! ساعت شيشه!

لينک ثابت | جوک | محمود

اواهه ميخوره زمين، ميگه: اِوا ! تو هم جاذبه!

لينک ثابت | جوک | جوک کوتاه | محمود

- يكی ازين لات و لوتای هيكليه تهرونی ميره تو يك عرق فروشی يك گيلاس عرق سفارش ميده، ميره وسط سالن واميسته، يك ضرب گيلاسشو ميره بالا و ‌ميگه: اونايی كه طرف چپم نشستن، همشون مادر به خطان! كسی مشكلی داره؟! هيچكی صداش در نمياد. بعد يك گيلاس عرق ديگه ميگيره،‌ يكجا ميره بالا،‌ ميگه:‌ اونايی كه طرف راستم نشستن، ‌زن های همشون خرابن! كسی مشكلی داره؟! باز كسی جرات نمي‌كنه چيزی بگه. يهو يك یارو هيكلی از طرف راست بلند ميشه، آروم-آروم مياد طرف يارو. يارو ميگه: عمو! شوما مشكلی داري؟! طرفميگه:‌ نه قربون! من فقط طرف اشتباه نشستم!

لينک ثابت | جوک | محمود

غضنفر كفترشو گم ميكنه ، تو روزنامه آگهی ميده: بيوه بيو!

لينک ثابت | جوک | جوک کوتاه | محمود

يارو سبيل كلفته داشته تو يك جمعی تعريف ميكرده كه آره ما با كاروان داشتيم ميرفتيم، يه دفعه راهزنا ريختن همه ملت رو يا كشتن يا بهشون تجاوز كردن! بعد نگاه ميكنه می بينه بقيه دارند چپ چپ نگاش می كنند، برميگرده ميگه: البته ما رو كشتن!

لينک ثابت | جوک | محمود

یکی از اینایی که تو خیابون آدم کشتند وجدان‌درد می‌گیره و تصمیم می‌گیره خودكشی كنه. يه تير به مغز خودش شليك ميكنه، نيم ساعت بعد ميميره! از همه دنيا دانشمندا جمع مي‌شن كه ببينيد قضيه اين چی بوده، ‌بعد از دوسال تحقيق مي‌فهمند كه تيره تو اين مدت داشته دنبال مغزيارو ميگشته!

لينک ثابت | جوک | جوک جدید | محمود

به غضنفر ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چی كار ميكني؟‌ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!

لينک ثابت | جوک | جوک کوتاه | محمود

يه ایرانیه و يه آمريكاييه و يه انگليسيه داشتن تو يه كنفرانس علمی در باره پيشرفتهای علمی كشورشون صحبت ميكردن. آمريكاييه ميگه: ما يه موشك ساختيم كه دقيقا وسط ماه فرود مياد. ميگن: دقيقا وسط ماه؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب اينورتر. بعد انگليسيه مياد ميگه: ما يه سفينه فرستاديم وسط مريخ. ميپرسن: درست وسطش؟ ميگه: نه، تقريباً يه وجب اينورتر. نوبت ایرانیه ميرسه، هر چی فكر ميكنه چيزی به نظرش نميرسه، آخرسر ميگه: ما تو كشورمون با چشمامون غذا ميخوريم! همه ملت كف مي‌كنن، ميگن يعنی چي، مگه ميشه؟ يعنی واقعا با چشماتون غذا ميخورين؟! ميگه: نه، حدوداً يه وجب پايين تر!

لينک ثابت | جوک | محمود

يارو بچه نداشته، ميره مسافرت ، مياد ميبينه سه تا بچه داره. ازش مي‌پرسند: ‌چی شد، تو كه بچه نداشتي؟ ميگه: والله همسايه‌ها شرمنده كردن!

لينک ثابت | جوک | محمود

معلم انشا به بچه ها می گه موضوع انشاء این دفعه اینه: اگر رئیس یک شرکت دولتی بودید چه می کردید؟
بعد می بینه همه تند و تند و با هیجان شروع کردند به نوشتن، به جز یک نفر که نشسته و داره از پنجره بیرون رو تماشا می کنه.
معلم ازش می پرسه: چرا تو هیچی نمی نویسی؟
بچه میگه: منتظرم تا منشی ام بیاد!

لينک ثابت | جوک | جوک جدید | محمود

يه اصفهانيه رو به جرم قتل زن و مادر زنش داشتن محاكمه مي‌كردن!
قاضي بهش مي‌گه: شما مظنون به قتل همسرتون توسط ضربات چكش هستيد.
يهو يكي از افراد از پشت دادگاه داد مي‌زنه: اي كثافت بي شرف!
دوباره قاضي مي‌گه: در ضمن شما مظنون به قتل مادر زنتان با ضربات چكش هم هستيد.
دوباره اون فرد مي‌گه: اي آشغال كثيف!
قاضيه اين دفعه ديگه عصباني مي‌شه و مي‌گه: آقاي محترم مي‌دونم كه به خاطر اين بي رحمي و جنايت چقدر از اين آقا بدتون مياد، اما اگه يك بار ديگه از اين حرفاي رکيک بزنين ناچار مي‌شم كه از دادگاه اخراجتون كنم.
طرف مي‌گه: مساله اين نيست كه ازش بدم مياد، مشكل اينه كه من 15 ساله‌ كه همسايه‌ي اينام و در طي اين 15 سال هر وقت خواستم ازش چكش قرض بگيرم، گفته كه ما چكش نداريم!

لينک ثابت | جوک | محمود

گاوه کارت سوِخت می خوره، شیرش سهِمیه بندی می شه!

لينک ثابت | جوک کوتاه | محمود

از طرف مي‌پرسن: تولدت چه روزيه؟ جواب ميده: 6 آبان.
مي‌پرسن: چه سالي؟ ميگه: هر سال!

لينک ثابت | جوک | جوک کوتاه | محمود

غضنفر ميره شكار خرگوش، صدای هويج در مياره!

لينک ثابت | جوک کوتاه | محمود

به غضنفر ميگن: تا حالا تو موقعيتی گير كردی كه نه راه پس داشته باشی نه راه پيش؟! ميگه:‌ آره، يه بار يه روی اره نشستم!!

لينک ثابت | جوک | جوک جدید | محمود