خانم حميدي براي ديدن پسرش مسعود ، به محل تحصيل او يعني لندن آمده بود. او در آنجا متوجه شد كه پسرش با يك هم اتاقي دختر بنام Vikki زندگي ميكند. كاري از دست خانم حميدي بر نمي آمد و از طرفي هم اتاقي مسعود هم خيلي خوشگل بود. ادامه »»
1-اسم هر جک و جونوري رو روي شما نميگذارند از قبيل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد ديگر که اينجا جاش نيست
2-در عروسي ميتونيد لباسي رو که بارها به تن کرديد رو دوباره بپوشيد
3-ميتونيد هر صد سال يه بار هم موهاتون رو شونه نکنيد و بعد بگيد مد روزه
4-از ترس اينکه کسي سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قايم نميکنيد ادامه »»
اصولا دخترهای این زمونه هفت - هشت نوع داداش دارند. هر کدوم از داداشاشونو هم واسه یه کاری میخوان. هشت مدل از انواع و اقسام این داداشهای جیگر رو اینجا بشناسید و به کاراییهای مهم اونها پی ببرید. ادامه »»
اگه باهاشون بحث کنید میگن کله شقه، اگه ساکت بمونید میگن تهی مغزه و حرفی واسه گفتن نداره!/ اگه ازشون باهوش تر باشید انکار می کنند، اگه اونا با هوش تر ازشما باشند دم به دم به رختون می کشند!/ اگه مشکلتونو بهشون بگید میگن بیخودی داری یه چیز کوچیکو بزرگ می کنی، اگه نگید میگن بهشون اعتماد کافی ندارید! ادامه »»
اگر لباس تنگ و چروک و بیریخت بپوشنپولداره: ایول عجب لباسی معلوم نیست از کجا خریده؟ اصل مارک داره. فکر کنم خودش از خارج خریده
بیپوله: عجب لباس جیغی! احتمالا" بهش صدقه دادن. شایدم دست دوم خریده ادامه »»
«پسر برتر از دخترآمد پدید»، پسر جمله را گفت و چیزی ندید/ نگو دخترک با یکی دسته بیل، سر آن پسر را شکسته جمیل/ پسر اندکی هوشیاری بیافت، سرش چون انار رسیده شکافت/ پسر گفتش:«ای دختر محترم، که گفته که من از شما بهترم؟!... ادامه »»
یک دوست (دختر/ پسر) مثل یک آدامس است:
جویدن طولانی هر آدامسی بهجز بیمزه شدنش حاصلی ندارد.
هیچ وقت آدامس نیمخوردهی کسی را به دهان نگذارید.
آدامس زیاد مانده ارزش جویدن ندارد... ادامه »»
* یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمیشه.
* یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری. * یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده ادامه »»
*یک پسر خوب هنوز امضاء گواهی نامه اش خشک نشده به رانندگی خانمها گیر نمی دهد
* یه پسر خوب کمتر با این جمله مواجه می شود «مشتری گرامی دسترسی شما به این سایت مقدور نمی باشد»
* یه پسر خوب بعد از تک زنگ سراغ تلفن نمی رود
* یه پسر خوب عکس الکساندر گراهام بل رو قاب نمی کنه بزنه تو اتاقش ادامه »»
چرا چشمک می زنی؟ چرا آبرو هاتو واسه من بالا و پایین می کنی؟ خجالت بکش ، شرم کن. نکنه در موردم فکر و خیال کنی من زن دارم و زنم رو هم دوست دارم و قصد ازدواج مجدد هم ندارم. ادامه »»
گرچه من هم در زمان دختری، روز و شب بودم به فکر شوهری/ لیک جز آن که تو را باشد پدر، دل نمی دادم به هرکس اینقدر/ خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی، واقعا که پوز مادر را زدی ادامه »»
گله میکرد ز مجنون لیلی، که شده رابطه مان ایمیلی/ حیف از آن رابطهی انسانی، که چنین شد که خودت میدانی/ بهرت ایمیل زدم پیشترک، جای سابجکت نوشتم: به درک ادامه »»
اگر یه دختر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه از خونه فرار میکنه اما یه پسر اگر یک مشکل غیر قابل حل داشته باشه اعضای خانواده اش رو از خونه فراری میده!/ اگر یک دختر در یک جمع سوتی بده تا آخر دیگه هیچ حرفی نمیزنه اما پسر ها در یک چمع فقط سوتی میدن!... ادامه »»
دبیرستان:
دختر: در چنین مقطعی، دخترها تبدیل میشوند به یک جور «من دیگه بزرگ شدهام مکرّر. ترکیبی از عکس، پوستر، کامپیوتر، دکهی روزنامهفروشی، و «یه کمی هم درس بخون». پرسشهای مهمی که با آن مواجه میشوند عبارتست از: «تو چرا اُفت تحصیلی پیدا کردی؟!»، «تو چرا تازگیها این قدر جلوی آیینهای؟!»، «گوشی تلفن کو؟!» ادامه »»
بعد از یک ساعت استراحت دوباره میرن میشینن، فکر میکنن. وقتی فکرشون تموم شد، کتابو ورق میزنن. یه کم براندازش میکنن، وزنش میکنن، استخاره می کنن! ادامه »»
سن 16 سالگی : توی این سن اصولا راه نمیرن، تکنو می زنن، حرف هم
نمی زنن ، داد می زنن، با راکت تنیس هم گیتار می زنن./
سن 17 سالگی : یه کمی مثلا آدم میشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند
می خونن ... یادش به خیر اون روزها که تکنو نبود راک ن رول می خوندن ادامه »»
روی باقیماندهی تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن.
چند تا فحش میدن و بلند میشن.
نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن.
قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن. ادامه »»