سوال و جواب |
۱۰ آذر ۱۳۸۸
اگر فکر میکنید که نخبهها فقط تنها کسانی هستند که از هوش و زکات و پشتکار زیادی برخوردار هستند سخت در اشتباهید! حتی اگر آیکیوی شما در حد یه جلبک باشد، میتوانید برای خود یه نخبه باشید. مثل افرادی که به شما معرفی میکنم تا شما هم راه و روش نخبگی رو یاد بگیرید. ادامه »»
اخلاق |
۱ آذر ۱۳۸۸
در کشور ما هم خوشبختانه سوالهای بسیار خوبی در همهی زمینهها مطرح میشود و باعث میشود علاوه بر بالارفتن میزان دانش ما در سطح بینالملل زمینههای مدیریت بسیاری از زمینهها را فراهم کنیم. بلکه مدیریت جهان را هم روزی به دست آوردیم. مجموعهای از بهترین سوالها را در زمینههای اجتماعی، هنری، اداری، عروسی و ترکیبی برایتان گردآوری کردیم بعنوان الگو تا از این پس همه روی چنین سوالهای زوم کنیم. ادامه »»
آموزش |
۲۸ آبان ۱۳۸۸
یه پرس چلوکباب سلطانی با گوجهی اضافه سفارش بده/ بپرس پیتزا اجاره میدن؟/ بپرس آیا پیتزایی که سفارش میدی ذبح اسلامی شده یا نه؟/ سفارش که دادی، بگو لطفاً اون رانندهی دفعهی قبل رو بفرستید، چون خوب آواز میخوند، میرقصید، جارو میکرد، ... ادامه »»
شغل |
۲۶ آبان ۱۳۸۸
بگو شغلت چیه، تا بگم مشکلم چیه! ما استعداد خیلی خوبی داریم که تا یکی از دوستان و آشناهامون رو میبینیم، یهو مشکلمون میگیره. نکه مفته! حالا اگه مشکلی هم نداشته باشیم میگیم حالا پول که نمیگیره، بالاخره یه استفادهای ازش بکنیم. فکر کنم اگر یه طناب مفت هم گیرمون بیاد بالاخره یا خودمون رو باهاش دار میزنیم یا باهاش میریم ته چاه!
حالا ببینیم با دیدن هر کس که یه شغلی داره کدوم مشکل یادمون میاد و اولین سوالی که میپرسیم چیه؟ ادامه »»
کشورها |
۱۸ آبان ۱۳۸۸
اگر گفتید فرق گردش در تهران و پاریس چیه؟
در پاریس هر وقت خواستید گردش کنید از ماشین پیاده می شید و در تهران هر وقت خواستید گردش کنید سوار ماشین می شید ادامه »»
سوال و جواب |
۹ آبان ۱۳۸۸
روزی مرد جوانی هوس شنا کرده بود. بعد از اینکه مقداری تن به آب سپرد و خسته شد از دریا خارج شد اما متوجه شد که امواج دریا مایوی او را با خود برده. هراسان به اطراف نگاه کرد و در این حین سطلی آهنی را که کناری افتاده بود دید. با خوشحالی آنرا برداشت و بعنوان پوشش موقتی در جلو خودش نگاهداشت و به سمت ساحل رفت. همینطور که پیش میرفت، در ساحل دریا جوانی را دیدکه در حال مطالعه بود. ادامه »»
سفر |
۲۴ شهریور ۱۳۸۸
شرلوک هلمز، کارآگاه معروف، و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردی و شب هم چادری زدند و زیر آن خوابیدند. نیمه های شب هلمز بیدار شد و آسمان را نگریست. بعد واتسون را بیدار کرد و گفت: نگاهی به بالا بینداز و به من بگو چه می بینی؟ ادامه »»
حیوانات |
۳۰ تیر ۱۳۸۸
ده تا پرنده نشسته بودند روی سیم برق. یه شکارچی میاد یه تیر میزنه به یکیشون. چند تا پرنده روی سیم باقی میمونن؟
جواب: بستگی به ملیت پرندهها داره...
ادامه »»