اصطلاحات و تعبیرات جبهه‌ای

جنگ | ۲۴ آذر ۱۳۸۸

زیر شلواری آستین کوتاه: شورت پاچه بلند تا سر زانو. شورت خشت مالی، شورت با ایدئولوژی و ... همه به همین معنی بودند./ زوروی دسته: نیرویی که دور از چشم دیگران و بچه های دسته ظروف غذا را می شوید، ظروف آب را آب می کند و سنگر و چادر را نظافت می کند ؛ به نحوی که هیچ وقت هیچ کس نمی داند که این کارها به وسیله چه کسی انجام شده است. کنایه از اینکه مثل زورو سر بزنگاه حاضر می شود، کارش را می کند و بعد دوباره غیبش می زند. ادامه »»

برو کنار وگرنه له می شی!

جنگ | ۱۹ آذر ۱۳۸۸

افسر امریکایی با لحن عصبانی: اینجا کاپیتان ریچارد جیمز هوارد... فرمانده ناو هواپیمابر یواس‌اس‌لینکلن نیروی دریایی آمریکا. این یکی‌ از بزرگترین کشتی‌های جنگی آمریکا می‌‌باشد. ۲ فروند رزم ناو بزرگ، ۶ فروند ناو شکن، ۵ فروند ناوچه، ۴ زیر دریایی و تعداد زیادی شناور‌های پشتیبانی ما را اسکورت می‌‌کنند./ اینجا خوان مانویل سالاس الکانتارا. ما فقط دو نفر هستیم. یک سگ، غذایمان، ۲ قوطی آبجو و یک قناری که هم اکنون خواب است، ما را همراهی می‌‌کنند. ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

256 بفرست!

جنگ | ۵ شهریور ۱۳۸۸

تشنگی و گرمای هوا امان بچه ها را بریده بود. من هم که کمی عصبانی شده بودم و متوجه نبودم بی سیم رو برداشتم و با عصبانیت گفتم مگه شما متوجه نیستیدبرادرا؟ میگم 256 بفرستید... ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین