اَلو fire
کُم stomach, belly
کُم و کلّه the rabble. good-for-nothing people
اُوضوُی اَل confused situation, mess
اوی شومو formal address by a woman calling a stranger in public
مي نه؟ Am I right ادامه »»
یک سری از تکیهکلامهای بامزهی زبان فارسی به زبان انگلیسی که زبان بینالمللی هم هست ترجمه شده تا در هر نقطه از دینا بتوانید شیرینسخنی کنید و گاهی زخم زبان بزنید و گاهی تکه بیندازید. ادامه »»
آدامس: تنها چیزی که توی دهان خانم ها بند میشود/ آدمخوار: انساندوست افراطی/ بوسه: تصادفی که فقط یک سیلی به آدم ضرر میزند/ بیست سالگی: دورانی که پسر ها دنبال معشوقه میگردند دخترها دنبال شوهر! ادامه »»
سوسکه داشت از کیبرد بالا می رفت، مادرش گفت قربون استعداد ویرچوالت برم/
این ضرب المثل درمورد خانمهایی بکارمیرود که عکس بچهشان را دربلاگشان میگذارند و یک پست درمیان قربان صدقهشان میروند. ادامه »»
تا حالا کسی به شما گفته «آشغال کله»؟ معنیشان را نمیدانید؟ اگر بدانید که همین الان میروید و «آش و لاش»اش میکنید«باقالی» را! یکی نیست بگوید: «دمت قیژ» «دمبه». ولی باز اگر زارت زد توی گوشتان به ما گلایه نکنید.
این نوشته را بخوانید که با جدیدترین اصطلاحات آشنا بشوید تا اگر یک روز حرفی به شما زدند مثل «گلابی» نگاهشان نکنید! ادامه »»
ازدواج: توافقنامهای که در آن مرد درجه لیسانساش را از دست میدهد و خانم درجهی استادی را کسب می کند./ مصالحه: هنر تقسیم یک کیک به روشی که هر کسی فکر کنه بزرگترین تکه رو دریافت کرده است./ رئیس: شخصی که اول است وقتی تو تاخیر داری و تاخیر دارد وقتی که تو اول هستی./ بمب اتمی: یک اختراعی برای ختم غائلهء تمام اختراعات./ فیلسوف: نادانی که در طول زندگی خود را عذاب می دهد تا بعد از مرگش بر سر زبانها باشد. ادامه »»
فرانسوی: مردی که به خاطر پول زن می گیرد، به نوکری می رود./ ایتالیایی : دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر./ آذربایجانی: در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن. ادامه »»
فرهنگستان زبان فارسی در یک اقدام انساندوستانه از خیر کلمهی «اینترنت» گذشت و اعلام کرد: به اینترنت همان اینترنت بگوییم.
ما ضمن تشکر برای جبران یکسری پیشنهاد در راستای همین اینترنت و اینجور چیزهای بیادبی ارائه میکنیم که هم ادبی بشود، هم کار عزیزان راه بیفتد. ادامه »»
آيدين سیارسریع - واژه ناملموس و خارجی آندرانیک تیموریان به «برادر ارمنی لژیونر» تغییر خواهد یافت./ کاربرد در فردوسیپور: چه میکنه این برادر ارمنی لژیونر/ ایراد وارده: خود لژیونر یک واژه بیگانه است! پس به جای لژیونر میتوانیم از «خارج بازیکن میهندوست» بهره ببریم./ اصلاحیه - آندرانیک تیموریان: برادر ارمنی خارج بازی کن میهندوست. ادامه »»
*عروس نمیتونه برقصه میگه تقصیر شوهرهای قبلیمه!
*دود از كله ما بلند میشه نه از كنده!
*گر صبر كنی بهت كوفت هم نمیدن!
*حق مثل رای است!..نه دادنیست نه گرفتی! ادامه »»
گفتم: که تازه تازه شعر و غزل چه داری؟، گفتا: که میسرایم شعر سپید باری/ گفتم: کجاست لیلی؛ مشغول دلربایی؟، گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایی/ گفتم: بگو ز خالش؛ آن خال آتشافروز؟، گفتا: عمل نموده دیروز یا پریروز ادامه »»
دود از کله ما بلند میشه نه از کنده/ حق مثل رای است! نه دادنیست نه گرفتی/ چوب رو که برداری سریع استخدامت میکنن/ تو مو می بینی و من موارد منکراتیاش را ادامه »»
در بعضی مواقع صورت کلی کلمه و حروف دگرگون میشود. مثال:
جوجه: چوری/ کلاغ:غِلاغ/ مغازه: دوکون/ د+فعل+د. مثال: دِ بیا دِ/ دِ برو دِ
دِ جَل باش دِ ادامه »»