حاکمی از برخي شهرها بازديد می كرد و هنگام ديدار از محله ما فرمود: شكايتهاتان را صادقانه و آشكارا بازگوييد و از هيچ كس نترسيد، كه زمانه هراس گذشته است! دوست من ـ حسن ـ گفت: عالي جناب! گندم... ادامه »»
اَلو fire
کُم stomach, belly
کُم و کلّه the rabble. good-for-nothing people
اُوضوُی اَل confused situation, mess
اوی شومو formal address by a woman calling a stranger in public
مي نه؟ Am I right ادامه »»