آی طنز > فکاهیات > January 2011

دوستِ من ـ حسن

۲۳ دی ۱۳۸۹

حاکمی از برخي شهرها بازديد می كرد و هنگام ديدار از محله ما فرمود: شكايت‌هاتان را صادقانه و آشكارا بازگوييد و از هيچ كس نترسيد، كه زمانه هراس گذشته است! دوست من ـ حسن ـ گفت: عالي جناب! گندم... ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

فرهنگ لغات شیرازی

ادبیات | ۲۲ دی ۱۳۸۹

اَلو fire کُم stomach, belly کُم و کلّه the rabble. good-for-nothing people اُوضوُی اَل confused situation, mess اوی شومو formal address by a woman calling a stranger in public مي نه؟ Am I right ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین