آی طنز > فکاهیات > December 2010

حکایت خر ما از کره‌گی دم نداشت...

افسانه و حکایت | ۲۷ آذر ۱۳۸۹

مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون کشیدن آن درمانده. مساعدت را ( برای کمک کردن ) دست در دُم خر زده قُوَت کرد ( زور زد ). دُم از جای کنده آمد. فغان از... ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

روماتیسم

پزشک و بیمار | ۲۱ آذر ۱۳۸۹

کشیشی در اتوبوس نشسته بود که یک ولگرد مست و لایعقل سوار شد و کنار او نشست. مردک روزنامه‌ای باز کرد و مشغول خواندن شد و بعد از مدتی هم از کشیس پرسید: پدر روحانی روماتیسم از چی ایجاد می‌شود؟... ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین

5 کاتولیک‌زاده

زنان و مردان | ۲۱ آذر ۱۳۸۹

روزی چهار مرد و یک زن کاتولیک در باری ، مشغول نوشیدن قهوه بودند. یکی از مردها گفت : من پسری دارم که کشیش است. هرجا که میرود مردم او را "پدر" خطاب میکنند. مرد دوم گفت : من هم... ادامه »»

لينک ثابت | نسخه مناسب چاپ | Bookmark and Share | ارسال به بالاترین