itanz.net


عجب هوای سفتی!

زندگی | ۱ دی ۱۳۸۸

یكی خوابش سنگین میشه تخت می‌شكنه
بعد كه از خواب می‌پره دستش می‌شكنه
فرداش از مرحله پرت میشه پاش هم می‌شكنه
میزنه به سرش سرش هم می‌شكنه

همون یارو خودش رو می‌زنه به اون راه گم میشه
كلی اعصابش خوردمیشه، نوار خالی گوش میده
یه هو می‌خوره زمین، تا خونه سینه‌خیز میره
جلو پمپ بنزین سیگار می‌كشه، میگن: آقا اینجا پمپ بنزینه سیگار نكش. میگه: اهه من جلو بابام هم سیگار می‌كشم

یه روز می‌خوره به شیشه میگه: عجب هوای سفتی
روز بعد می‌خوره به دیوار كمونه می‌كنه
فرداش باز می‌خوره به دیوار میگه: ببخشید
پس فرداش باز می‌خوره به دیوار وای‌میسه پلیس بیاد

دوپینگ می‌كنه، برا اینكه كسی نفهمه آخر میشه
میره لایه اوزون رو می‌دوزه، می‌مونه اون ورش
میره پشت بوم می‌خوابه، سردش میشه در پشت بوم رو می‌بنده

سوار اتوبوس میشه، از یه دختره خوشش میاد؛ پیاده میشه شماره اتوبوس رو ور میداره
بعد از این همه اتفاق بی‌هوا از خونه میره بیرون خفه میشه و می‌میره!

اینم شد زندگی؟!

نسخه آن لاين: http://www.itanz.net/humor/2009/12/post_265.php