خری آمدبه سوی مادر خویش، که ای مادر چرا رنجم دهی بیش؟/ برو امشب برایم خواستگاری، مگر تو کره ات را دوست نداری؟/ خر مادر بگفت ای کره خر جان، تو را من دوست دارم بیشتر از جان/ اگر عاشق شوی حرفی ندارم، برایت هر خری خواهی بگیرم/ خرک از شادمانی جفتکی زد، کمی عرعر نمود و پشتکی زد ادامه »»
مرد از این که بارهایش مجانی به خانه رسانده بود، خوشحال بود و به مرد گفت: اگر کسی گفت باربری بهتر از تو وجود دارد، بشنو و باور مکن. مرد باربر خیلی عصبانی شد و فکر کرد باید این مرد را ادب کند. ادامه »»
اصولا دخترهای این زمونه هفت - هشت نوع داداش دارند. هر کدوم از داداشاشونو هم واسه یه کاری میخوان. هشت مدل از انواع و اقسام این داداشهای جیگر رو اینجا بشناسید و به کاراییهای مهم اونها پی ببرید. ادامه »»
ریاضی پسران: 2+2 مساویست با 4. فوق فوقش 5.
ریاضی دختران: 2 تا گل داریم 2 تا گل دیگه هم میذاریم کنارش که به مامانمون هدیه بدیم؛ مجموعا میشه یه دسته گل.
سوال درس علوم پسران: سختپوستان را توصیف کنید. (2 نمره)
سوال درس علوم دختران: نرمپوستان را توصیف کنید. (2 نمره) عربی پسران: ما هذا یا اخی؟
عربی دختران: ما هذه یا بعلی؟
ادامه »»
دلربا شروع کرد به تعريف از کامپيوتر و اينترنت و چت و اين که شوهر کامپيوترى هم مثل شوهر راست راستکى است و آنقدر گفت و گفت تا ننه قمر راضى شد براى عاقبت به خيرى دخترش، سينهريز و النگوهاى طلايش را بفروشد و براى دلربا کامپيوتر مجهز به فکس مودم اکسترنال و کارت اينترنت پرسرعت و هدست و کلى لوازم جانبى ديگر بخرد. ادامه »»
یكی خوابش سنگین میشه تخت میشكنه. بعد كه از خواب میپره دستش میشكنه. فرداش از مرحله پرت میشه پاش هم میشكنه. میزنه به سرش سرش هم میشكنه. همون یارو خودش رو میزنه به اون راه گم میشه. كلی اعصابش خوردمیشه، نوار خالی گوش میده ادامه »»
- خاطرات طنزآمیز عمران صلاحی دلکش» خواننده معروف به یک مجلس عروسی دعوت شده بود که بخواند. دلکش درخواست هزار تومان دستمزد کرده بود. صاحب مجلس: این مبلغ دو برابر حقوق مدیرکل کارگزینی اداره ماست. دلکش گفته بود: اشکالی ندارد، از همان آقای مدیرکل کارگزینی دعوت کنید برایتان بخواند. ادامه »»
روش تعارفی: به موش تعارف کنید که امشب را پیش شما بماند. احتمالا شرمنده شده و تعارف شما را نمیپذیرد. دزصورتیکه تعارف را پذیرفت بند1 را اجرا کنید./ روش معرفتی: به موش بگویید در صورت عدم خروج وی خودکشی خواهید کرد. اگر با معرفت باشد از اتاق خارج خواهدشد. در غیر این صورت موارد بند1 را اجرا کنید. ادامه »»
تماشاگر تلویزیونی یکی از بازیهای جام جهانی هستید. تیم پیراهن ملی اش را نپوشیده, روی صفحه تلویزیون هم ننوشته است که کدام تیم با کدام تیم بازی می کند.
با این فرضیات شما با دیدن چند دقیقه از بازی چگونه می توانید تشخیص دهید که تیمی که باز%D ادامه »»
سنتی: اگر آقایتان اجازه نمی دهد سر کار بروید، سپاسگزارش باشید/ اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید! او خودش برای شما بزرگترین هدیه است!.../ مدرن: اگر شوهرتان به شما پول نمی دهد، شما هم به او روندین! دو سه روز کم محلی هم بی اثر نیست... ادامه »»
او نذر کرد که اگر بچهدار شود، تا یک ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح کند. بالاخره خدا خواست و او بچهدار شد! قناد و گلفروش در مقابل مجانی اصلاح شدن شیرینی و گل اهدا کردند. تا اینکه روزی سر و کلهی یک ایرانی پیدا شد... ادامه »»
يک روز صبح که اين آقاسليم از خواب پا شد چى ديد؟ ديد که اى دل غافل، يک دُم براى خودش درآورده به چه بزرگى. اول شيطان رفت توى جلدش که همين جور دمش را بگيرد و راه بيفتد توى کوچهها و خيابانهاى ولايت غربت، به اين و آن پز بدهد. اما خوب که فکرش را کرد ديد که ممکن است به جرم ارعاب و تشويش اذهان عمومى خفتش را بگيرند... ادامه »»
سقراط : ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است./ پرل باک: انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم./ سینکالویس: با ازدواج ، مرد روی گذشتهاش خط میکشد و زن روی آیندهاش/ سقراط: ازدواج کنید، به هر وسیلهای که میتوانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی میشوید. ادامه »»
خاطرات طنزآمیز عمران صلاحی - از محمد قاضی پرسیدند: در حال حاضر داری چه كار میكنی؟ گفت: «كشورداری.» راست هم میگفت، چون اسم همسرش «كشور» بود!/ ابراهیم گلستان در مصاحبهای نقل كرده كه بعد از كودتای 28 مرداد «نجف دریابندری» را هم میگیرند به این جرم كه عضو «جمعیت طرفداران صلح» بوده است. دریابندری میپرسد: دلیل این اتهام چیست؟ میگویند: دلیلش این است كه تو كتاب «وداع با اسلحه» را ترجمه كردهای! ادامه »»
زیر شلواری آستین کوتاه: شورت پاچه بلند تا سر زانو. شورت خشت مالی، شورت با ایدئولوژی و ... همه به همین معنی بودند./ زوروی دسته: نیرویی که دور از چشم دیگران و بچه های دسته ظروف غذا را می شوید، ظروف آب را آب می کند و سنگر و چادر را نظافت می کند ؛ به نحوی که هیچ وقت هیچ کس نمی داند که این کارها به وسیله چه کسی انجام شده است. کنایه از اینکه مثل زورو سر بزنگاه حاضر می شود، کارش را می کند و بعد دوباره غیبش می زند. ادامه »»
صبح ساعت 5 - قدیم: به آهستگی از خواب بیدار میشود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند - جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند./ صبح ساعت 6 - قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود. - جدید: بازهم خوابیده است ادامه »»
1- بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟ 5- مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفندهایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟ 7- فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک می شود این خرس چه رنگی است؟ 9- اگر شما توی همون مسابقه از نفر آخر سبقت بگیرید، نفر چندم خواهید شد؟ ادامه »»
روزی روزگاری یک زن قصد میکنه یک سفر دو هفته ای به ایتالیا داشته باشه. شوهرش اون رو به فرودگاه می رسونه و واسش آرزوی می کنه که سفر خوبی داشته باشه. زن جواب میده: ممنون عزیزم، حالا سوغاتی چی دوست داری واست بیارم؟
مرد می خنده و میگه: یه دختر ایتالیایی
زن هیچی نمیگه و سوار هواپیما میشه و میره. ادامه »»
چند دانه پلو که با رنگ خورشت زرد شده بود بر پشت سبیل یکی از خانها چسبید. اما خود خان متوجه نبود تا این که نوکرش متوجه این موضوع شد و یک دفعه از کنار در صدا زد: «آقا ، بلبل به شاخ گل نشست.» بعد از چند دقیقه یکی از خان ها به مستراح می رفت نوکر او آفتابه را پر می کرد و برایش می برد. خان رو کرد به او گفت:دیدی امروز در مجلس نوکر فلانی چه حرف قشنگی گفت؟ هفته ی دیگر من میهمانی دارم و همه این خان ها به منزلم می آیند بعد از خوردن ناهار من همین کار را می کنم و مقداری خوراکی به لب و سبیلم می مالم. یک دفعه صدا بزن و همین حرفی را که امروز نوکر فلانی گفت... ادامه »»
عمه خانم: دانشجویی که سه بار زبان پیش بگیرد. سابقه دار. کسی که از 18 سالگی تا 38 سالگی در دانشگاه تحصیل کند./ آب خنک: خوردن آن معادل اخراج است.پاداش فعالیت های سیاسی. چیزی که به وفور یافت میشود./ کبریت بی خطر: دانشجویی که فقط کار فرهنگی و علمی انجام میدهد.دانشجوی غیر سیاسی. مصداق ضرب المثل «آهسته بیا تا گربه سلف شاخت نزنه.»/ عمه خانم: دانشجویی که سه بار زبان پیش بگیرد. سابقه دار. کسی که از 18 سالگی تا 38 سالگی در دانشگاه تحصیل کند. ادامه »»
جرج بوش میره بازدید یک مدرسه. سر کلاس میشینه و میگه هر سوالی دارید بکنید. یکی بلند میشه و میگه: سلام آقای رییس جمهور ، اسم من رابرته، من 3 تا سوال دارم؟ 1- چطور شد شما انتخابات رو باختید، بعد بردید؟ 2- چرا شما بدون دلیل به عراق حمله کردید؟ 3- به نظر شما بمب اتمی هیروشیما بزرگترین عمل تروریستی تاریخ نبود؟/ جرج بوش یه تکون رو صندلیش میخوره و تا میاد جواب بده زنگ تفریح میخوره. زنگ بعد یه پسر دیگه بلند میشه و میگه:.. ادامه »»
افسر امریکایی با لحن عصبانی: اینجا کاپیتان ریچارد جیمز هوارد... فرمانده ناو هواپیمابر یواساسلینکلن نیروی دریایی آمریکا. این یکی از بزرگترین کشتیهای جنگی آمریکا میباشد. ۲ فروند رزم ناو بزرگ، ۶ فروند ناو شکن، ۵ فروند ناوچه، ۴ زیر دریایی و تعداد زیادی شناورهای پشتیبانی ما را اسکورت میکنند./ اینجا خوان مانویل سالاس الکانتارا. ما فقط دو نفر هستیم. یک سگ، غذایمان، ۲ قوطی آبجو و یک قناری که هم اکنون خواب است، ما را همراهی میکنند. ادامه »»
دختری بود در ولایت غربت که هر چیزی میگفت و هر چیزی میخواست همان موقع اتفاق میافتاد یا آرزویش برآورده میشد. مثلاً اگر میگفت: «الان برق میرود» همان موقع برق میرفت یا اگر میگفت «کاش ملای مکتب مریض شود» همان وقت ملای مکتب مریض میشد.
باری این دختر کم کم بزرگ شد و به سن جوانی رسید. یک روز داشت در خیابان راه میرفت، چشمش افتاد به یک پسری که در زیبایی و ملاحت سر آمد همه جوانان بود. ادامه »»
شکسپیر یک کلام گفت: «اگه عاشق کسی شدی، بهش نچسب، بزار بره. اگه برگشت که ماله توئه، اگر برنگشت، سم که داری، خودتو بکش!». حالا خیلی ها پیرو این جمله از خودشان جمله قصار درمی کنند. اگر میخواهید بدانید نظر خوشبین، شکاک، ناشکیبا، برنامهنویس، بیلگیتس، صبور، خوشگذران، فعال دفاع از حقوق حیوانات، وکیل، آمارشناسان، زیستشناس، فروشنده، فیزیکدان، نماینده بیمه، طرفداران آرنولد، فیزیکدان، ریاضیدان و سایر اقشار چیست کلیک کنید. راستی شما نظرتان چیست؟ ادامه »»
اگه باهاشون بحث کنید میگن کله شقه، اگه ساکت بمونید میگن تهی مغزه و حرفی واسه گفتن نداره!/ اگه ازشون باهوش تر باشید انکار می کنند، اگه اونا با هوش تر ازشما باشند دم به دم به رختون می کشند!/ اگه مشکلتونو بهشون بگید میگن بیخودی داری یه چیز کوچیکو بزرگ می کنی، اگه نگید میگن بهشون اعتماد کافی ندارید! ادامه »»
شما فکر میکنید زنها از مردها چه میخواهند؟ اگر زن هستید یا مرد،حتما میتوانید یک لیست عریض و طویل تهیه کنید. اما تفاوت این لیست با هر لیست احتمالی دیگر این است که... بخوانید، خودتان میفهمید! طبیعی است که خواستهها در اوایل جوانی با 40 سالگی، 50 سالگی، 60 و 70 سالگی زمین تا آسمان فرق بکند! ادامه »»
زن مدل هارد ديسک: همه چی يادش میمونه، تا ابد/ زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت!/ زن مدل ويندوز: همه میدونن که هيچ کاری رو درست انجام نمیده، ولی کسی نمیتونه بدون اون سر کنه/ زن مدل اکسل: میگن خيلی هنرها داره ولی شما فقط برای چهار نياز اصلیتون ازش استفاده میکنين... ادامه »»
از لحظه ای که به دنیا میایم تا سن حدود 2 سالگی هیچ چیزی رو به خاطر نداریم و به عبارتی شعور و ادراکمون هنوز اونقدر کامل نشده تا بفهمیم این2 سال بهترین سال های عمرمون بوده که گذشته! هم غذا میذاشتن تو دهنمون هم نیازی نبود پاشیم بریم دست شویی تازه همیشه یه لشگر آدم تو صف وایساده بودند تا ما رو بغل کنند و بمون حال بدند! از سن 2 سالگی به بعد تازه اول بد بختی هامون شروع میشه! اول از همه اینکه به محض اینکه از خواب بیدار میشیم یه جمله نفرت آمیز میره رو اعصابمون: بگو مامان! ادامه »»
خاطرات طنزآمیز عمران صلاحی - روز تعطیل بود و ما نیاز فراوان به پول داشتیم. مسافت زیادی را طی کردیم و به بانک موردنظر رسیدیم. کارتمان را به دستگاه عابربانک دادیم و منتظر ماندیم. روی صفحه شیشهای نوشتهای آمد: با عرض معذرت، دستگاه به علت نقص فنی کار نمیکند.
باز مسافت زیادی را طی کردیم و به بانک دیگری رسیدیم و کارت عابربانک را تحویل دستگاه دادیم. خوشبختانه روی صفحه پوزشنامه نیامد. کمی بعد کاغذی از دل دستگاه بیرون آمد که رویش نوشته شده بود: شتر دیدی، ندیدی! ادامه »»
روزی روزگاری تصمیم گرفتند مشاغل کاذب را از چرخهی اقتصادی ولایت غربت حذف کنند. بازاری: من که گرون میکنم برات، مردم رو حیرون میکنم برات، بگذارم برم؟ -نه شما بمان/ دلال:من که دلالی میکنم برات، جیبها رو خالی میکنم برات، بگذارم برم؟ -نه شما بمان/ بزن بهادر: بنده که چک میزنم برات، مردم رو کتک میزنم برات، بگذارم برم؟ -نه شما هم بمان/ حکم نهایی: در نهایت شغل نویسندگی در مطبوعات مضر به حال اجتماع تشخیص داده شده و از چرخهی کاری مملکت غربت حذف میشود. چرا؟ 1-... ادامه »»
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم/ به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!/ روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست/ کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند/ گواهینامه رانندگیام را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد/ در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند/ چون تمام آرزوهایم را به گور میبرم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای جسدم باشد ادامه »»
اگر فکر میکنید که نخبهها فقط تنها کسانی هستند که از هوش و زکات و پشتکار زیادی برخوردار هستند سخت در اشتباهید! حتی اگر آیکیوی شما در حد یه جلبک باشد، میتوانید برای خود یه نخبه باشید. مثل افرادی که به شما معرفی میکنم تا شما هم راه و روش نخبگی رو یاد بگیرید. ادامه »»
یک آقائی صد هزار و یکی آجر داشته با تاش خونه بسازه. اون آجر اضافه رو چیکار میکنه؟
میندازتش دور/ یک آقائی یک سگ داشته یک کلاه رو سرش بوده و سوار یک فولکس بدون سقف داشته با سرعت میرفته یهو باد میزنه کلاهشو میبره.
سگه میپره پائین و دنبال کلاهه میره بعد از یک ساعت یک چیز توی دهنش برمیگرده. اگه گفتین توی دهن سگه چی بود؟
همون آجره که مرده اندخته بود دور. ادامه »»